سرخط خبرها
امروز: دوشنبه, ۲۷ آذر , ۱۳۹۶ | ۰۶:۲۶:۴۲آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۹/۲۶ ،‌ ۰۹:۵۶
۲۰ فروردین ۱۳۹۲در ۸:۱۵ ق.ظ تعداد بازدید: 195 بازدید کد خبر:6698 چاپ خبر

ویژه نامه ایام فاطمیه

0

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بودخلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بودای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود سلام بر شما عزاداران فاطمی سلام بر ارواح مطهری که هم‏ ناله همیشگی مظلومیت بقیع هستند و سلام بر تربت مقدس بقیع! چقدر تاریک و […]

yazahra-11
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بودخلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بودای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

سلام بر شما عزاداران فاطمی
سلام بر ارواح مطهری که هم‏ ناله همیشگی مظلومیت بقیع هستند و سلام بر تربت مقدس بقیع!
چقدر تاریک و چقدر دلگیر و همیشه مه گرفته‏ ای، ای بقیع! به زخم زخم آغوشت قسم و به شعله، شعله طوفان رنج‏هایت! تنها صدفی هستی که استحقاق گوهری چون خاتون غم‏ها را داری که در آغوش مهربانت آرام بگیرد.

هان ای بقیع! کاش مردم می‏ دانستند که قطره، قطره اشک فاطمه (س) ، لکه ننگی بر چهره تاریخ بشریت است بریده باد دست‏ هایی که به صورت آبروی هر دو گیتی سیلی زدند و دل بتول را خون کردند.
مگر نه این ‏که پیامبر (ص) فرموده‏ اند «فاطِمَهُ بِضْعَه مِنّی، مَن سَرَّها فَقَدْ سَرَّنِی وَ مَنْ ساءَها، فَقَدْ ساءَنِی، فاطِمَهُ أَعَزُّ النّاسِ عَلَیَّ »
یعنی: فاطمه پاره تن من است، هر کس که او را شاد کند، به راستی مرا شاد کرده و هرکس او را اذیت کند، مرا اذیت کرده است، فاطمه عزیزترین مردم برای من است».

آری! از رفتن و نبودن تو هزار سال نوری هم که بگذرد، هنوز تقویم قلبمان، روز واقعه‏ ای دردناک را ورق می‏زند و در سالنمای دراز عمرش یادداشت می‏کند این داغ تا قیامت بر دلمان خواهد ماند، بانو…!

چگونگی دفن حضرت زهرا (س)

علت اختلاف در محل دفن حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) چیست؟چون به روایتی حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت که ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام کدام است.
به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند که قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار کرد که علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود که موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛۱۵۱) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفته‌اند در بقیع نزدیک قبور ائمه بقیع است و بعضی گفته‌اند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا که حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است که آن حضرت را در خانه خود دفن کردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت می‌کند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت کرده‌اند چون خواستند که آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ ۳/۴۱۴ با کمی اختلاف.)

قاتل حضرت زهرا (س) کیست ؟

مرحوم محدّث قمی، اقوال محدّثان بزرگ اهل تشیّع و تسنّن درباره شهادت حضرت زهرا(س) و عاملان به شهادت رساندن حضرت را در کتاب بیت‏الاحزان{۱} ذکر کرده که خلاصه‏ای از آن چنین است:

۱٫ ابو محمد بن عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری، از عالمان معروف اهل تسنّن در کتاب الامامْ و السیاسه می‏نویسد: ابوبکر دستور داد عدّه‏ای از اصحاب را که با او بیعت نکرده بودند، برای گرفتن بیعت حاضر کنند؛ ولی افراد ابوبکر آن‏ها را نزد امام علی(ع) یافتند. در این هنگام عمر به خانه حضرت علی(ع) رفت و فریاد زد: بیرون بیایید. وگرنه سوگند به کسی که جان عمر در دست او است، خانه را با اهل آن به آتش می‏کشم. بعضی از حاضران به عمر گفتند: حضرت فاطمه(س) در این خانه است. عمر گفت: اگر فاطمه هم در خانه باشد، باز هم آن را آتش می‏زنم.{۲}

۲٫ دانشمند معروف اهل تسنّن، ابن ابی الحدید در شرح نهج‏البلاغه می‏نویسد: در فتح مکّه( سال ششم هجری) شخصی به نام هبار بن أسوده، زینب دختر رسول خدا(ص) را که در محمل نشسته بود، با نیزه ترسانیده ،و سبب شده بود که وی فرزندش را سقط کند. پیامبر(ص) برای خون هبار احترام قائل نشد، و او را به اعدام محکوم کرد.{۳} ابن ابی الحدید می‏گوید: من این خبر را برای استادم ابو جعفر نقیب نقل کردم. استادم فرمود: اگر رسول خدا ریختن خون هبار بن أسود را جایز بداند از آن رو که او زینب را ترسانیده و سبب سقط جنین او شده، لازمه این حکم آن است که اگر حضرت پیامبر زنده بود، ریختن خون آن کس را که حضرت فاطمه(س) را ترسانیده بود به طوری که سبب سقط فرزند حضرت شد نیز جایز می‏دانست.{۴}

میر حامد حسین هندی، در کتاب عبقات الانوار، از کتاب الوافی بالوفیات، تألیف صلاح‏الدین صفدی که از عالمان اهل تسنّن است، در شرح زندگی نظام از استادان و عالمان بزرگ اهل تسنّن نقل می‏کند که نظام گفت: پیامبر تصریح کرد که مقام امامت از آن علی(ع) است و حضرت را به فرمان حق تعالی برای امامت معرّفی کرد؛ به طوری که همه اصحاب از آن آگاه شدند؛ ولی عمر آن را به سبب ابوبکر، کتمان کرد. وی در ادامه سخن می‏گوید: عمر در روز بیعت با ابوبکر به پهلوی حضرت فاطمه(س) ضربه زد که بر اثر آن، محسن فاطمه سقط شد/

محدّث قمی در بیت الاحزان می‏نویسد: محمد بن جریر طبری امامی به سند معتبر از ابو بصیر نقل می‏کند که امام صادق(ع) فرمود: حضرت فاطمه(س) روز سه‏شنبه، سوم جمادی‏الثانی، سال یازدهم هجری از دنیا رفت و علّت وفات حضرت، ضربت قنفذ غلام عمر بن خطاب بود که به دستور عمر با غلاف شمشیر بهحضرت ضربه زد؛ به طوری که فرزندش محسن سقط شد و همین امر، بیماری شدید حضرت را در پی داشت.{۵}

همچنین نامه عمر به معاویه که شرح این حادثه را به طور گسترده بیان می‏کند، خواندنی است. مشروح این نامه را علاّمه مجلسی، در کتاب بحارالانوار، ج ۸، ص ۲۲۲، چاپ قدیم از کتاب دلائل الامامه، ج ۲ نقل کرده است/

اقوال دیگری از عالمان تسنّن و تشیّع در این زمینه نقل شده است که مجالی برای نقل آن نیست. به هر حال، از مجموع آرای ناقلان این حادثه استفاده می‏شود این واقعه دردناک که آن افراد برای حضرت زهرا(س) پیش آوردند. سرانجام سبب شهادت آن اسوه تقوا و هدایت شد/

تدفین خاموش و غریبانه حضرت فاطمه(س)
راویان شیعه و سنى متفق اند که جنازه حضرت فاطمه (س) را شبانه به خاک سپردند و این مطابق وصیت حضرت زهرا (س) بود که ستم کنندگان به او در نماز و تدفینش نباشند. چون شب فرارسید، حضرت على(ع) جنازه همسرش را غسل داد، هنگام غسل جز حسن و حسین، زینب، ام کلثوم(علیهم السلام) و فضه و اسماء بنت عمیس هیچ کس دیگر حاضر نبود.

اسماء بنت عمیس مى گوید: فاطمه (س) به من وصیت کرد که هیچ کس جز على(ع) و من او را غسل ندهد، من على(ع) را در غسل دادن جنازه فاطمه (س) کمک کردم.(۱) آنگاه که پاسى از شب گذشت، حضرت على (ع) همراه عده اى اندک چون عمار، مقداد، عقیل، ابوذر و سلمان بر جنازه مطهر حضرت فاطمه (س) نماز خواندند و در نیمه هاى شب، آن را به خاک سپردند.

حضرت على(ع) چون بدن را در قبر مى نهاد، ناباورانه همسر رنج کشیده و ستم دیده را وداع کرد و خطاب به پیامبر(ص) گفت:

«السلام علیک یا رسول الله عنّى و عن ابنتک النازلة فى جوارک، و السریعة اللحاق بک، قّل یارسول الله عن صفیتک صبرى و رقّ عنها تجلدى… فلقد استرجعت الودیعة و اخذت الرهینة، اما حزنى فسرمد، و اما لیلى فمسهد الى ان یختار الله لى دارک التى انت بها مقیم، و ستنبیک ابنتک بتظافر امتک على هضمها، فاحفها السؤال، و استخبرها الحال، هذا و لم یطل العهد»(۲)

درود بر تو اى رسول خدا (ص) از سوى من و از سوى دخترت که اینک در کنار تو فرود آمده و شتابان به تو پیوسته است اى رسول خدا (ص) ! شکیبایى من از فراغ فاطمه(س) کم شده و طاقت و توانم از رفتن او از دست رفت… امانت برگردانده و گروگان پس گرفته شد. اندوه من جاویدان و شبانگاه من بى آسایش خواهد بود. تا آن هنگام که خداوند جایگاهى که تو در آنجا به سر مى برى براى من نیز برگزیند. به زودى دخترت همکارى امت تو را بر نابودیش به تو خبر خواهد داد. پس تمامى را از او بپرس و از وى بخواه که گزارش احوال را به تو بگوید. این پیش آمدها در زمانى انجام گرفت که هنوز چیزى نگذشته و نام تو از یادها نرفته است.

آن گاه على(ع) با اندوه و درد خاک قبر را با زمین هموار کرد تا شناخته نشود. و کسى نداند مدفن فاطمه(س) کجاست!!! و این سؤال را براى همیشه تاریخ بر جا گذاشت که «چرا باید فاطمه(علیها السلام) مخفیانه به خاک سپرده شود؟ چرا باید قبر یگانه دختر پیامبر(ص) پنهان شود؟»

 

 

 

برچسب‌ها

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
سایت های مرتبط