سرخط خبرها
امروز: یکشنبه, ۲۶ آذر , ۱۳۹۶ | ۱۱:۳۶:۰۶آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۹/۲۳ ،‌ ۰۹:۴۷
۱۸ فروردین ۱۳۹۲در ۱۲:۵۴ ب.ظ تعداد بازدید: 235 بازدید کد خبر:6673 چاپ خبر

دار مروار/ شوریده لرستانی

0

  مگر تو اژ کمی ایلی گه هونه سوز و نازاری مگر تو از كدام ايل و تباري كه اينچنين سبز و پر از نازي نوم نویر خدا ار تو مریتی دار مرواری روشني و قداست نام پروردگار نگهدار تويي باشد كه همچون درختي از مرواريدي فره مجنون خو دیری گه بی درمو گرفدارن ديوانگان […]

78ixen93p91shaeranelakzaban

 

مگر تو اژ کمی ایلی گه هونه سوز و نازاری

مگر تو از كدام ايل و تباري كه اينچنين سبز و پر از نازي
نوم نویر خدا ار تو مریتی دار مرواری

روشني و قداست نام پروردگار نگهدار تويي باشد كه همچون درختي از مرواريدي
فره مجنون خو دیری گه بی درمو گرفدارن

ديوانگان بيشمار سلسله­ات بي درمان گرفتار تواند
لیوه کی داریه میتی چیه می خرّ ده موئه داری

ديوانه را حاجت به دوايي نيست كه چرخش چشم تو داروي درد اوست

وتم ای دل مگر چت دی گه چی مل باله پیتکیته

به دل گفتم: تورا چه شده است كه چون پرنده­ي شكسته بالي پر پر مي زني؟
وتی چی منته بی باتا بذانی تا گرفداری

در پاسخ گفت: هر آن زمان كه گرفتار دردي چون درد من شدي، خواهي فهميد كه تا چه پايه گرفتار و دربندي

اجی طوره گه مه دیمه ولاتی کل گرفدارن

آنچنان كه من ديده ام تمام اهل ولايت گرفتار تو اند

جوئی راس خدا جاته اجونه سه گه نازاری

جايگاه تو در صراط خداست، از همينروست كه اينچنين عزيز و دلبري
مگر تو ای کُم آبادی وهاری داسی ار گیونت

مگر بهار كدام ديار در جان تو دميده است
گه مه تا اوره گه دیمه اری کل کس پلاماری

كه من تا آنجا كه ديده ام براي همه كس ملجاء و سرپناه هستي
گِل آرا مه چیمه راتم چی توزی ار سر راتم

برگرد، من چشم انتظار توام و همچون غباري بر سر راه توام

دلت بردم یسه هاتم مه تاکی گیری و زاری

دلم را به يغما برده­اي، از همين­روست كه پي ات آمده­ام. تاكي گريه و زاري
مزانم یه رو اِ روژل گله ماوه میمو باخل

مي دانم كه روزي از روزهاي آينده، گل­ها به ميهماني باغ خواهند آمد

توئه ماینه لوئه خنه دو سه بافه گله ماری

و تو با لبخندي بر لب مي­آيي و خرمني از گل به ارمغان مي­آوري

 

 

برچسب‌ها

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
سایت های مرتبط