سرخط خبرها
امروز: جمعه, ۳۰ تیر , ۱۳۹۶ | ۱۷:۰۷:۴۵آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۴/۲۹ ،‌ ۱۲:۳۵
۲۶ فروردین ۱۳۹۶در ۹:۴۶ ب.ظ تعداد بازدید: 517 بازدید کد خبر:66469 چاپ خبر

ارزیابی های شتابزده

0

اکبر امرایی

بسم الله الرحمن الرحیم …فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوا الالباب. (۱۸/ ۳۹) اکبر امرایی: پس بشارت ده بندگان مرا، آنان که سخن را می شنوند و بهترینش را پیروی می کنند ، آنان کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده و خردمندان هم آنانند. در عصر انفجار […]

بسم الله الرحمن الرحیم
…فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوا الالباب. (۱۸/ ۳۹)
اکبر امرایی: پس بشارت ده بندگان مرا، آنان که سخن را می شنوند و بهترینش را پیروی می کنند ، آنان کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده و خردمندان هم آنانند.
در عصر انفجار اطلاعات و ایجاد کانالهای ارتباطی و گروههای مجازی در جوامع در حال توسعه، نیاز اساسی به توضیح، تفسیر، تکرار، یادآوری و اقدام و عمل به برخی مفاهیم از جمله: جامعه مدنی، گفتمان دموکراسی، نقد و نقادی، مفاهیم و اندیشه های سیاسی ، مناظرات و … احساس می شود و هر کدام از این پدیده ها نیازمند زمان است تا مراحل رشد طبیعی خود را بپیمایند.
رایج ترین معنی دموکراسی؛ همان حکومت مردم توسط مردم وبرای مردم است. در این نظام حاکمیت مطلق از آن مردم است. به نظر می رسد نخستین گام برای تحقق جامعه مدنی و گفتمان دموکراسی، تحمل همدیگر و ایجاد یک فضای مطلوب برای رشد و تعالی انسان است.
همواره تلاش کرده نقدها را بشنوم و نیکوترین را برگزینم . گاهی افراد نا آگاه از اصول نقد چنان در میدان مشاع مجازی ترک تازی می کنند که موجب رنجش و آزردگی خاطر انسانهای شریف ، عاقل و با وجدان می گردند. از آستان حضرت دوست بسیار شاکر و سپاسگزارم که بخش کوچکی از صبر و شکیبایی خود را نصیبم نمود تا از نقد بهره گیرم و نوسان فشار عارضم نگردد . غالبا” در صدد پاسخگویی به بی مهری ها ، خرده گیری ها و سخنان ناهمایون برنمی آیم . به حکم ضرورت و پافشاری جمع کثیری از استادان و همسنگران تعلیم و تربیت بر آن شدم کلامی چند در پاسخ یاوه ها و هتاکی های اخیر آشکار سازم.
روی سخنم ظاهرا” با شخصی است  که شناخت کافی از وی ندارم ، از افراد ثقه شنیدم، از آخرین رتبه های قبولی ادبیات عرب دانشگاه زابل سیستان و بلوچستان بوده و در گوشه ای از شورای حل اختلاف امرار معاش می کنند.
ابتدا لازم می دانم از جناب بهنام دوستی سپاسگزاری کنم که با رعایت اصول اخلاقی و موازین نقد مطالبی را عنوان کردند و بخوبی نشان دادند که خردان نباید در مقابل بزرگان جا بزنند بلکه فرق خردی و بزرگی و احترام معلمی به زیبایی نگه داشتند . جهت آرامش خاطر ایشان ، قاطعانه می گویم : ” بنده همانم که بوده ام با همان نگرش و همان تفکر که در ذهن دارید.” فارغ از هرگونه کینه فامیلی و بغض و دشمنی ، به حکم ضرورت و با رعایت عدل و انصاف سخن  می گویم.
… و اما جناب احسان آدینه وند ! از انتقاد شما نیز هرچند خیلی تند و دور از واقعیت بود سپاسگزارم . نقد و نقادی – نه خرده گیری و توهین- باعث رشد و تعالی انسان و جامعه می شود و ممانعت از نقد موجب رکود است . قبل از هر نکته باید اشاره کنم به یادداشت کوتاهی که موجبات موضع گیری شما و مراتب تقدیر و سپاسگزاری جمعیتی از مخاطبین را فراهم آورد ؛ یادداشت بنده در پاسخ جمع قلیلی از دوستان جوان در فضای اینستاگرام بود که تعدادشان از انگشتان دست نمی گذرد و فالوور بنده هستند که پست و مطالب همدیگر را لایک و کامنت می گذاریم . این دوستان پست های  خیلی تند و افراطی و مخرب در این فضا درج می کنند . در کامنت کوتاهی ایشان را به اجتناب از هتاکی و پرهیز از تخریب شخصیت هایی – که برای این کشور متحمل زحماتی شده اند – و رعایت اصول اخلاقی دعوت و توصیه نمودم . کامنت مذکور بدون اطلاع از فضای اینستا وارد کانال تلگرام و سپس یکی از سایت های خبری تیتر و مقدمه زدند و تعمیم داده شد ، بنابراین مخاطب بنده ، جوانان عزیز اصلاح طلب نبوده اند . از اتفاق دوست گرامی حاج هادی قبادی که در سفر زیارتی بودند در مورد  این کامنت پرسش نمود و پس از اخذ پاسخ  ، ضمن تشکر از توضیحات مطرح شده ، محترمانه اعلام کردند که نقدی بر فراز کوتاهی از آن یادداشت بنویسند که با جان پذیرفتم و استقبال نمودم .
جناب آدینه وند ! چنانچه به دیده ی فکرت و عقل و درایت بنگری ملتفت خواهید شد که نه تنها در این دو کلام که در همه آثار اهل مدح و ثنای اشخاص نبوده و نیستم جناب احسان به قول خودتان دهه شصتی! آنگاه که کودک بودی و مشغول بازی ، امثال بنده برای این جناح که حضرتعالی وکیل مدافع و میراث خوار آن شده اید ، مواخذه و بازخواست می شدیم و چه رنج ها که نکشیدیم !
در شگفتم ! آنکه خود را اصلاح طلب می نامد باید آنقدر اهل تحقیق و هوش و ذکاوت باشد که حداقل از حسب حال ، روحیات ، سلوک و شخصیت مخاطب آگاه می شد آنگاه به دور از عصبیت و ناهنجاری ، قلم به دست حمله ور می گشت .

یقین بدان که قصد مدح و ستایش کسی را نداشته و ندارم . هر از گاهی که در زمینه های ادبی ، فرهنگی ، اجتماعی ، ورزشی و زیست محیطی و … نوشته ام معمولا” ناقد بوده ام . اصولا” آدم مداح و متملقی نیستم و جز حمد و ثنای آفریدگار دانا و توانا بر زبان نرانم . و هم از او بسیار شاکر و سپاسگزارم که صابرم آفرید تا تیغ زبان به روی هر کسی از نیام نکشم و قلم و زبانم را در استخدام مدح و ذم افراد در نیاورم .
شعرا ، نویسندگان و حکمای ایران زمین ، در اهمیت نطق همواره مردم را به نیک سخن گفتن فراخوانده اند . مثل معروف گشته که : ” تکلموا تعرفوا ، ان المرء مخبوء تحت لسانه ” (سخن بگویید تا شناخته شوید همانا که شخصیت انسان در زیر زبانش نهفته است .)خیلی از دوستان از جناح و سلیقه های متفاوت از اهانت شما به قشر فرهنگی و ناسپاسی نسبت به معلمان برآشفته شدند و ضمن تماس با بنده کار شما را بسیار زشت و زننده و به دور از ادب و انصاف خواندند تعدادی نیز دندان بر جگر فشردند و تحمل و سکوت پیش گرفتند.
ورزیدگی سخن آن نیست که برای نیل به اهداف برخاسته از عصبیت های ناهنجار و حمیت های جاهلانه با سخنان نادرست و فریبنده ، چیرگی بر حریف را مد نظر قرار دهید ، بلکه باید حرمت و کرامت انسانیت پاسداری شود و مخاطبان را با حقایق امور آشنا ساخت تا سره از ناسره و صواب از خطا باز شناسند . و باز هم باید مراتب شکر ایزد را بگزارم که شاگردانی دارم که قفل زبان به گستاخی نگشایند و به جای نگه داشتن حرمت بنای هتاکی و دهن چاکی پیش نگیرند .
البته این روزها بازار تخریب و تضریب چنان گرم است که هر شاگرد خرده پایی ، صاحب مسند و جاهی ، هر سابقه داری در صبغه ی اصول گرایی و هر تمامیت خواهی مدعی اصلاحات و جایی .آنقدر از احوال خویش غافل که حاضر به نقد حال و حساب کار نبوده و در قبال جوال دوزی که به دیگران می زنند سوزنی به خود نمی زنند.
مزید اطلاع جنابتان ؛ از بدو انقلاب اسلامی با عضویت درشورای فرماندهی ، معاونت و مسئولیت بسیج ، مسئولیت تبلیغات و انتشارات در سپاه پاسداران افتخار همکاری سرداران : حاج علی محمد سوری ، حاج مرتضی کشکولی ، حاج حسن باقری و حاج جعفر یگانه و … را داشته ام . همرزمی و سیر و سلوک با رزمندگان و شهدای دفاع مقدس از دیگر افتخاراتم بوده و علاوه بر عضویت در شوراها و انجمن های علمی در سنگر تعلیم و تربیت نیز با پیشنهاد و تکلیف بزرگانی چون دکتر طهماس علیپور و استاد محمدصادق امرایی و با ابلاغ سازمان آموزش و پرورش استان ، هشت سال دوران اصلاحات به عنوان ریاست مرکز آموزش پیش دانشگاهی امام خمینی ره شهرستان کوهدشت انجام وظیفه و با استعانت حضرت حق و به یاری همکاران و مدرسین فرهیخته ، خیل عظیمی از دانش آموختگان را راهی تحصیلات عالی در دانشگاهها نموده و باقی سالیان خدمت را به تدریس و دبیری – که به آن عشق می ورزم – اشتغال داشتم . فرهنگی باز نشسته مهر ۹۱ هستم و بر خلاف تصور غلط شما  ، مترصد پست مدیریت  آموزشگاه و دانشگاه نبوده و نیستم .  وعده سر خرمنی هم  نداده اند ، به دنبال کاسبی سیاسی نبوده ، انحصار طلبی،  فرصت طلبی و هرچه طلبی هم در ذات خود نمی بینم لذا خرده گیری ، عیب جویی و هتاکی شما بسیار شتابزده ، نسنجیده و از روی تعصب خشک و منفی بود .
بی شک همه مسلمانیم و شیعه ، اختلاف سلیقه همیشه بوده و هست به صرف اختلاف رای و نظر نباید به خود اجازه دهیم که به دیگران اهانت کنیم و آنان را خوک بپنداریم .
آگاه باشیم آنجا که شاعر مکتبی ،ناصر خسرو ، فرمودنده اند: “من آنم که در پای خوکان نریزم * مر این قیمتی در لفظ دری را ” درک این شعر نیاز به شناخت کامل شاعر ، اوضاع سیاسی اجتماعی آن روزگار (غزنوی) ،خلفای فاطمی و … دارد و آوردن بیت فوق در آن جوابیه سخیف و مضحک عجولانه ات ضرورت نداشت .
در مورد موضع گیری بنده در انتخابات ۹۴ برخلاف سوء نظر آن جناب!
نان به نرخ روز خور نبوده و از همان زمان که دوست و خویشاوند ارجمندم جناب کورانی فر به منزل بنده قدم رنجه فرمودند بر اساس قول و تعهدی که به پشتیبانی و حمایت ایشان دادم تا آخرین روزهایی که ایشان در صحنه حضور داشتند عضو شورای مشورتی ایشان بودم، اکنون نیز بسیار خوشحال و خشنودم که هم رای و نظر شما نبوده ام.
آنچه برای آن شاگرد مستعد! دیکته کرده بودند از روی کینه و انتقام بود و حکایت از ناآگاهی و روان پریشی نگارنده داشت البته این روزها پدران و پسران، کهتران و مهتران به نام و به جای یکدیگر می نویسند !!! دست کم اینقدر شجاعت دارم که بدون نام مستعار به اسم و رسم خویش می نویسم . جان کلام من در آن پیام که هنوز هم بر آن عقیده ام و شما را برآشفت و موجب حسادت حاسدان گردید این بود که هر لرستانی در مراکز قدرت از جمله شورای شهر تهران باشد بدور از دغدغه های سیاسی می تواند منشا خیراتی برای این  شهر و استان باشد.

در باب  تشبیه مبتذل و پیش پا افتاده ات که مخاطب را به هندوانه مانند کرده بودی ، نمایشی دیگر از شخصیت علمی آن جناب بود که یقینم را بر کال بودن افکارت مضاعف ساخت.

با آرزوی شهر و دیاری آباد با مردمانی متعهد، فرهیخته و سعادتمند، سرشار از عشق و محبت، وحدت و مودت، شادی و نشاط همراه با مطالبات مطلوب و رشد و پیشرفت همه جانبه.
” خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار ”

 

دیدگاه

  1. (حرمت و کرامت انسانیت پاسداری شود) انصافا خیلی زور زده بودی رعایت کنی ولی باید این تفکر در وجود شخص نهادینه شده باشد تا شخص بتواند به آن عمل کند.مورد دیگر اینکه خروج جنابعالی از حلقه مشورتی فامیلی باعث قهر شما با اعتقادات چندین ساله اصلاح طلبی تان شده

    [پاسخ]

  2. برادرعزیز و ارجمند
    بسیجی بی نام و نشان و مخلص اکبر امرایی
    دمت گرم و سرت خوش باد
    این افراد برای دیده شدن عجله دارند متاسفانه هنوز غوره نشده کشمش شده اند.
    احترام و ادبتان در برابر هتاکان جوان کوهدشت ستودنی است.
    چه کنیم ؟ این نسل بخشی از نوجوانی و جوانی خود را معاصر با استیلای احمدی نژاد طی کرد و ناخواسته از منش او تاثیرات فراوانی گرفته است.
    نوشته تان به قدری جلیل و جمیل است که چندبار خواندمش. در پناه حق باشید

    [پاسخ]

  3. با سلام برآقای امرایی
    ۱- چرا در پاسخگویی دچار دستپاچگی شده ای و در گفتارتان ازموازین اخلاقی فاصله گرفته ای و از روی تعصب به مخاطب خود حمله ور شده ای؟گیرم حق با شماست اما با این بیان تند و عصبی نمی توانید مخاطب خود را مجاب کنید.از یک معلم ادبیات به دور است که با همان الفاظی که شنیده پاسخ دهد.مگر نشنید ه ای که:
    خون به خون شستن محال آمد محال
    ۲-ملاک حال فعلی افراد است نه سابقه آنان.گیرم که شما چند صباحی با بزرگانی از اصلاح طلبان نشست و برخاست داشته اید اما الان که درست سر بزنگاه راهت را از آنان جدا نموده ای ,چیزی جز یرگشت به ذهن متضور نمی شود.
    ۳-اصولا رای آزاد است و انسان هر موقع تشخیص داد راهی را که در گذشته طی نموده اشتباه است,می تواند برگردد,اما شفاف و منطقی.
    ۴-آقای معلم ادبیات!شما حق ندارید که مخاطب خود را به ارتزاق از شورای حل اختلاف متهم کنید.اصلا به شما جه ربطی دارد که دیگران از کجا ارتزاق می کنند.شما در باره مخاطب خود مرتکب غیبت نیز شده ای.
    ۵- مگر نمی دانی که خداوند می فرماید.ولا تجسسوا.چرا در باره زندگی شخصی مخاطب خود وارد شده ای و بقول خودت ازافراد ثقه شنیده ای که از آخرین رتبه های قبولی ادبیات عرب دانشگاه زابل سیستان و بلوچستان بوده؟
    ۶- چرا مخاطب خود را بچه انگاشتی و گفته ای آنگاه که کودک بودی و مشغول بازی ، امثال بنده برای این جناح که حضرتعالی وکیل مدافع و میراث خوار آن شده اید ، مواخذه و بازخواست می شدیم و چه رنج ها که نکشیدیم !مگر نمی دانی که خاقانی بزرگ می گوید:
    کهتری را که مهتری باشد. هم بدان چشم کهتری منگر.
    خرد شاخی که شد درخت بزرگ. در بزرگیش سرسری منگر
    ۷-ای کاش سکون می کردی و جواب نمی دادی.و بقول معروف : خواستی ابرویش را درست کنی زدی چشمش را هم کور کوردی.بنده بعنوان شخصی ثالث از نوشته شما قانع نشدم,حال خود دانی.
    خداوند همه ما را عاقبت بخیر کند.

    [پاسخ]

    ناشناس در :

    اقای همکار فرهنکی
    نوبت که به خودتان می رسد میگیید لاتجسسوا
    اما خدا آن روز را نیاورد که بخواهید کسی را تخریب کنید به زار وزندگی اش رحم نمی کنید
    تُف بر این همه رذالت که در فضایی سیاسی کوهدشت هست
    زنده باد اکبر امرایی عزیز

    [پاسخ]

  4. روی سخنم ظاهرا” با شخصی است که شناخت کافی از وی ندارم ، از افراد ثقه شنیدم، از آخرین رتبه های قبولی ادبیات عرب دانشگاه زابل سیستان و بلوچستان بوده و در گوشه ای از شورای حل اختلاف امرار معاش می کنند.
    *************
    جالب بود چون ایام کودکی هر زمان با کسی دعوایی پیش می آمدبهترین مقابله فحاشی و دشنام بود
    ای کاش متانت ایشان اجازه نمی داد که در احوال شخصی کسی غور نماید و نقطه ضعف برایش توصیف نماید، هر چند دانشگاه زابل و سیستان بلوچستان نشانه ضعف نیست بلکه جزوی از ایران و مقدس اند.
    البته از ایشان سپاسگذاریم که با ادبیات خود برای جوانان ما در مقام الگو ایستاده و رفتارش را سرلوحه قرار می دهیم

    [پاسخ]

  5. جناب آقای امرایی سلام! درنوشته ات به« به تحمل یکدیگر » اشاره کرده ای که نوشته عجولانه ومتاسفانه توهین آمیزت با آن منافات دارد.ا ز جمله توهین به آ ن ناشناس در زابل تحصیلکرده و مرتزق از شورای حل اختلاف! به نظرم علاوه بر توهین به کسی که منتقد شما است به دانشگاه وشورای حل اختلاف نیز توهین شده است.ازطرفی فرموده ای:«خردان نباید در مقابل بزرگان جا بزنند …….» از طرف دیگر منتقد خود را کودکی انگاشته ای که از درک رنجهای شما عاجز است.درباره انتخابات ۹۴ بایدگفت همانطور که دیگرا ن اذعان دارند بیشتر از ۸۰ درصد اصلاح طلبان در برابر اصول گرایی با نام نشان اصول گرایی رقابت کردند که شما بعد از رفتن آقای کورانی فر از ایشان حمایت کردی و از خیل اصلاح طلبان که بیشتر از جنابعالی برای این جریان کوشیده اندجدا شدی وبد تر از همه هر از گاهی با نوشته ای کوتاه در حمایت فلان وبهمان جنجال آفرینی می کنی آ ن هم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری که اصلاح طلبان به آرامش واتحاد نیاز مند هستند . خداوند همه ما را عاقبت به خیر کند.

    [پاسخ]

  6. آقای امرایی به مدارک جنابتان نیز مراجعه فرمایید و ببینید که همه را از دانشگاه آزاد اخذ کرده اید. باز صد رحمت به مخاطب مظلوم شما که دانشگاه دولتی بوده اند ….

    [پاسخ]

  7. جناب آقای امرایی عزیز، همکار گرامی
    شیوه پاسخ گویی شما به جوانی که مواضع سیاسیتان را به چالش کشیده خیلی جالبه
    اول اینکه اهانت هایتان را در یادداشت اول هرگز با این نوشته ها نمی توانید از ذهن مردم پام کنید، به نظر من فرقی نداره که آون حرفا رو در اینستاگرام بزنید یا تلگرام، بعدشم آگه جنابعالی یک جدل سیاسی را به یک موضوع شخصی بدل کردید باز مخاطبتون رو پیروز کردید، وارو حریم خصوصی دیگران شدید، بعدشم شما که خودتون از دانشگاه آزاد آنهم با سهمیه ایثارگری مدرک گرفتید، ارزش علمی مدرک شما هرگز به اندازه پایین ترین رابع کنکور سراسری هم نیست، البته با دیدگاه شما وگرنه این مدل بیتش شما رو ما قبول نداریم
    باز هم که خودتان شتابزده عمل کردید

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
سایت های مرتبط