سرخط خبرها
امروز: شنبه, ۲۰ آذر , ۱۳۹۵ | ۲۱:۵۸:۱۳آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۵/۰۹/۲۰ ،‌ ۱۱:۰۷
۲۲ آبان ۱۳۹۵در ۱۰:۰۴ ق.ظ تعداد بازدید: 396 بازدید کد خبر:62143 چاپ خبر

شرمنده ایم!

0

سارا آزادبخت

سارا آزادبخت: در حال رصد کردن اخبار در فضای مجازی بودم که مستند غرق شدن دختری دانشجو در سیلاب عصر دوشنبه ی خرم آباد توجهم را جلب کرد! دیدن این کلیپ کوتاه بسیار غم انگیز بود؛ هیچ وقت مرگ را اینگونه نزدیک حس نکرده بودم! هیچ وقت مرگ انسانیت را اینگونه در دیار خود ندیده […]

۸۵۱۱۱۷_۵۴۵

سارا آزادبخت: در حال رصد کردن اخبار در فضای مجازی بودم که مستند غرق شدن دختری دانشجو در سیلاب عصر دوشنبه ی خرم آباد توجهم را جلب کرد!
دیدن این کلیپ کوتاه بسیار غم انگیز بود؛
هیچ وقت مرگ را اینگونه نزدیک حس نکرده بودم!
هیچ وقت مرگ انسانیت را اینگونه در دیار خود ندیده بودم!
مستندی کوتاه که از سیلاب عصر غم انگیز دوشنبه در خرم آباد گرفته شده بود و در فضای مجازی دست به دست می شد.
دختری جوان و دانشجو مستأصل و درمانده برای آمدن به این سوی آب و عبور از کانال در مقابل چشمان مسافران یک اتوبوس و در مقابل چشمان یه جوان پژو سوار پایش لیز می خورد و به درون کانال سقوط می کند و گرفتار امواج آب می گردد، به همین راحتی!
شاید کل این قصه ی دردناک یک دقیقه هم طول نکشید!
ای کاش مسافران آن اتوبوس به جای دنبال کردن این تراژدی وحشتناک و گرفتن فیلم برای قرار دادن در فضای مجازی برای نجات جان آن دختر به عنوان یک انسان وارد عمل می شدند!
ای کاش آن جوان پژو سوار اگر نمی توانست کمکی کند، حداقل او را از آمدن به این سوی کانال نهی می کرد و نه اینکه او را به آمدن ترغیب کند و برای این آمدن هیچ کمکی نکند!
نگاه های بی تفاوت آن راننده پژو سوار دل همه ی کسانی که این مستند کوتاه را نگاه کرده اند را بسیار سوزاند.
و چه بی تفاوت! انگار نه انگار اتفاقی افتاده باشد، بدون هیچ عکس العملی راه خود را به سوی ماشینش کج می کند و دیگر هیچ!
و این است مرگ انسانیت!
به راستی ما را چه شده است که در هزار توی مشکلات خود وجدان و کمک را نادیده می گیریم و کلاه خودمان را سفت می گیریم و به دیگران کاری نداریم!؟
گمان می کردیم مسئولان و مدیریت شهری از سیلاب های سال گذشته در کوهدشت که منجر به مرگ آدرینا و پدر و مادرش شد و داغ آن هنوز هم بر گرده ی مردمان شهرمان سنگینی می کند، درس عبرت گرفته باشند و دیگر شاهد این گونه اتفاقات تلخ در این استان نباشیم، اما انگار سایه ی شوم این سیلاب ها و کم کاری مسئولین و مدیران شهری این استان تمام شدنی نیست!
دردناک تر از بی تفاوتی رهگذران و جوان پژو سوار عکس العمل شهردار خرم آباد است!
چه جالب است که مدیریت شهری خرم آباد در برابر عتاب استاندار برای پذیرفتن قصوراتش و عذرخواهی بابت این حادثه ی تلخ، چگونه جبهه می گیرد و می گوید من چرا باید عذر خواهی کنم!؟

آیا عذر خواهی کردن یه مقام مسئول شهری که مسئولیت بروز این گونه رخدادها بر عهده ی اوست، آنقدر سخت است!؟

آقای شهردار!

ای کاش قبل از عتاب استاندار خودتان به خاطر بروز این حادثه ی تلخ، نه عذر خواهی بلکه استعفا می دادید، تا حداقل مرهمی می شد بر زخم دل خانواده ی داغدار آن جوان و احساسات جریحه دار شده ی مردم این استان؛
کاری که شما با خودخواهی تمام آن را انجام ندادید و حتی از خودتان هم سلب مسئولیت کردید.

آقای استاندار!
تا کی هرسال مردم ما با آمدن هر سیلابی باید تنشان بلرزد؟
تا کی باید جان انسان های بی گناه گرفتار این سیلاب ها شود؟
انتظار بحقی است که مسببان این کوتاهی و قصور به دستگاه تخلفات اداری معرفی شوند.

فروزان دختر سرزمینم!

شرمنده ایم که رسم مهمان نوازی را در هزار توی مشکلات فراموش کردیم و آن را درست به جای نیاوردیم!

شرمنده ایم که در استان ما این سیلاب های کوچک و قابل کنترل، جان انسان ها را می گیرد!

شرمنده ایم که مسئولین ما دچار وجدان درد نمی شوند و از برزبان آوردن یک عذر خواهی هم ابا دارند!
شرمنده ایم که در مقابل چشمان بی تفاوت شهروندان جان سپردی و هزاران شرمندگی برای مسئولین ما، به خاطر زیر ساخت های ضعیف شهرهای ما که با یک ساعت بارش تمام شهر را آب می برد!

 

 

 

برچسب‌ها

دیدگاه

  1. درود بر شما خانم آزادبخت، درود برقلمت، درود بر وجدان بیدارتان….همشهری ما این را از گذشته به ارث برده ایم

    [پاسخ]

    ناشناس در :

    مرحبا بر دوست عزیزم خانم آزادبخت با قلم شیرینت، درد تلخی که حرف دل همه ماست را بیان کردی

    [پاسخ]

  2. فروزان دختر سرزمینم شرمنده ایم
    لعنت، لعنت ، لعنت
    به باران که تمام رحمتش به از دست دادن تو نمیارزد
    به این دیار که بار امانت نتوانست کشید
    به ما و مسولینی که قربانی کردند تو را به تیغ تیز باران
    با تشکر از مطلب فوق العاده قشنگی که گوش شنوا نداره و بقول شما دریغ از یه عذر خواهی ساده

    [پاسخ]

  3. بعد از حادث دردناک پارسال که برای همشهریان عزیزمان اتفاق افتاد ما دیگر به این حوادث و بی خیالی مسئولین عادت کردیم

    [پاسخ]

  4. اون آدم خودش عقل داشت چرا از جوی آب عبور کند با اون همه خطر؟ اصلاً اون پسر جوان چه نسبتی با او داشت؟ آیا اگر از اقوام ایشان بود به همین راحتی میتوان غرق شدنش را در آب نظاره گر باشد؟ پس یه چیزهایی هست که ما نمیدانیم و خداوند بهتر میداند

    [پاسخ]

    نيمچه آدم در :

    کوهدشتی یکشنبه ۲۳ آبان , ۱۳۹۵ at ۱۲:۲۴
    اسمت را عوض کن – کوهدشتی نمیتواند این قدر بی معرفت باشد! حداقل تو نمیتوانی معدل اخلاق کوهدشتی ها باشی که با نام آنها خیالت پوچ ببافی.
    اگرت خود را عقل بود، مثل سایر آدم های عادی شهرداری را مقصر می فهمیدی و پشت سرِ کسی که دستش از این جهانی که امثال تو دارد کوته است و هیچ شناختی هم از او نداری، فرضیه فرماییِ بی جهت نمیکردی.

    [پاسخ]

  5. مرحبا بر دوست عزیزم خانم آزادبخت با قلم شیرینت، درد تلخی که حرف دل همه ماست را بیان کردی

    [پاسخ]

  6. تو چرا؟
    شرمنده پشه هایی هستند که جایگاه های بزرگ را آشغال کرده اند!

    [پاسخ]

  7. انان شرمنده باشند که مدیری را در راس مرکز شهری قرار داده اند که خود الفبای شهروندی را نمی دانند . خود کرده را تدبیر نیست کاراته باز ، مداح،خواننده، سازنه،اعضای شورای شهر من می باشند بیش از این انتظاری نیست

    [پاسخ]

  8. شما چرا خوا هر عزیز؟!
    شرمنده مسوولین بی کفایت و بی تدبیر

    [پاسخ]

  9. شما چرا شرمنده باشید سارا جان، مسئولین بی تدبیر این دیار باید احساس شرمساری داشته باشند که از اتفاق تلخ پارسال کوهدشت درس عبرت نگرفتند.

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
آمار سایت
    • 0
    • 31,368
    • 46,704
    • 276,708
    • 954,187
    • 13,763,864
    • 26,580,536
    • 43,607
    • شنبه ۲۰ آذر , ۱۳۹۵
سایت های مرتبط