سرخط خبرها
امروز: شنبه, ۶ خرداد , ۱۳۹۶ | ۰۱:۱۹:۴۰آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۳/۰۵ ،‌ ۰۵:۲۷
۲۶ مهر ۱۳۹۵در ۱:۲۱ ب.ظ تعداد بازدید: 298 بازدید کد خبر:61456 چاپ خبر

خودخواهی و با دیگری بودن

0

یاسر بهرامی: یک موجود خودآگاه نه فقط باهوش و نسبت به جهان خود کنجکاو است، بلکه همچنین درباره ی خود و توانایی هایش متفکر است: تنها چنین موجودی،آگاه از خود است. یک موجود خوداگاه موجودی است که خود او موضوع تأملات و ارزیابی های اوست آن موجود می داند که باورهای معینی را شکل می […]

unnamed

یاسر بهرامی: یک موجود خودآگاه نه فقط باهوش و نسبت به جهان خود کنجکاو است، بلکه همچنین درباره ی خود و توانایی هایش متفکر است: تنها چنین موجودی،آگاه از خود است. یک موجود خوداگاه موجودی است که خود او موضوع تأملات و ارزیابی های اوست آن موجود می داند که باورهای معینی را شکل می دهد یا چیزهایی معین را می خواهد، و ادراکات خواسته ها و عقاید خود و مبانی شکل گیری آنها را مورد دقت نظر قرار می دهد.

وجه تعیین کننده خودها این است که آنها استعداد دارند و می توانند به تدریج این استعداد را به فعلیت تبدیل کنند. خودها چیزهایی نیستند که موجودیت آنها منحصر در فعلیت آنها باشد، آنطور که درختان و مورچه ها این گونه اند. خودها تا اندازه ای به این دلیل خود هستند که ظرفیت آن را دارند که چیزی غیر از آنچه هستند بشوند. آنها می توانند بیرون از خود بیاستند وآنچه را می بینند ارزیابی کنند، در کنار پاره ای از محدودیت ها، پذیرش، تغییر یا ترک آنچه را درک می کنند بر گزینند. تأملی اندک روشن می سازد که بسیاری از ایده ها و نگرش‌ها که هستی تان را تشکیل می دهند؛ از دیگران سرچشمه گرفته اند. نه تنها خودتان و ایدئالهایی که خودتان را با آنها می سنجیم بر اساس مفاهیمی که از فرهنگتان گرفته اید توصیف می کنید. بلکه هویتتان را نیز بر اساس این مفاهیم به دست آورده اید؛ در حقیقت دین شما به دیگران حتی از این هم بیشتر است:شما نه تنها محتویات روانتان را از دیگران به دست آورده اید، بلکه علاوه بر این، ظرفیت های  خاص خود بودگی تان(شخصیت) را نیز از آنها کسب کرده اید .

ویتگنشتاین می گوید: چشمی که در حال نگاه کردن به جهان است خودش را نخواهد دید.خود بودن و دیگری بودن با هم دیگر رابطه متقابل دارند.

ما آنگونه که در جهان بودن خود را درک می کنیم؛ دیگران را در چشم خود، ناسازه‌های انسانی می بینیم که نه تنها قابل تحمل نیستند بلکه راه گفتگویی متقابل را از خود دریغ می کنیم. در جهانی که پیوستاری از دیگران ما را رهنموده همواره در دریایی از دیگران، راه را به کینه هموار می‌سازیم. ما همواره از دید آنهایی تعریفی از خود می‌دهیم و هرگز درنگی در خود نمی نماییم. ما از گفتگو با دیگران که سهمی به سزا در ما دارند امتناع می ورزیم و خود را در حیطه ای از حصار خودخواهی گرفتار می کنیم. در خوشبینانه ترین حالت ما فقط با دیگرانی که شاید در بدنه هویتمان همان خود ما(هویت خویشاوندی) هستند می توانیم هم ذات پنداری کنیم و البته این بسیار خوشبینانه است چون ما بیشتر خود مان را دوست می داریم. و در نهایت ما دیگران را در دایره خویشان خود محصور می داریم که شاید خون، بسان نژاد پرستان، حلقه وصل ما با دیگران باشد.

بعد از جنگ های جهانی خرابی‌های ویرانگر آن رویای رسیدن به تمدنی با رفاه، امنیت و آسایش را با چالشی جدی روبرو ساخت و بسیاری از کشورها تا مرز نابودی کامل پیش رفتند؛ روشنفکران به این امر آگاه شدند که نمی‌توان جهانی بهتر را با انسان‌هایی سودجو، غیر اجتماعی و سیاسی(به معنای نداشتن دغدغه‌های انسانی و سیاسی) و همچنین عاری از ملاک‌های اخلاقی ساخت. هستنده‌های انسانی در نهایت سوژ‌هایی خودخواه پدید آورد که برای میل به قدرت قدرتمندان، همچنین موازین اجتماعی اخلاقی، بی تفاوت بودند. این انسان در پی سود شخصی اش از هر امر سیاسی دوری می‌گزیند و چنان بی تفاوت در جمع انسانی زندگی می‌کند که در نهایت خود نیز در کام منفعت و طمع قدرتمندان به عنوان سنگ آجری در یک بنای تاریخی فرو نشست.

از این رو این انسان اجتماعی که فردیت زدوده و اتمیزه شده بود چیزی را به جا گذاشت که فاجعه‌ای برای بشریت بود. جامعه بشری کنونی برای رسیدن به جامعه‌ای جهانی با نیروی سازمان ملل و همچنین معاهده‌های چندجانبه و منطقه ای و با موازین قانونی به پیشواز این عصر متولد شده جدید رفت و راه سازش انسان را در گسترش قوانین حقوق بشری می داند. ما با اصولی جهان شمول روبروییم که رد و انکار آنها جنبه بین‌المللی دارد و نه داخلی. هر نظامی می تواند در عرصه داخلی آنها را انکار و یا به موازین آن پایبند نباشد؛ زیرا فرهنگ هر ملت که بر بنای آن هستی را به ادراک در می‌آورد می تواند موانعی جدی پیش روی این قوانین بگشاید. پس این گونه امور برای ساختن انسانی اخلاقی کفایت نکرد و در نهایت این فرهنگ ملت‌هاست که سرنوشتشان را تغییر داد.

برای جهانی پایبند به مسائل اخلاقی صرف قوانین بین المللی نمی‌تواند التزامی همه جانبه را فراهم آورد. این تعهد فرهنگی و اخلاق گروه‌های انسانی است که می تواند ستیز را که سراسر تمدن را دربر گرفته کاهش دهد.

در برابر سوژه ایرانی راهی دشوار برای رسیدن و راهیابی به تفاهم وجود دارد. دشواری این راه را می توان در طیفی از موانع اقتصادی و اجتماعی تا جهانبینی فردی برشمرد. همواره فرهنگ ستیز و دنیای توهم آمیز آنهایی، مسیر پرتلاتم رهایی را مسدود می‌کند. این فرهنگ ما را به ورطه خویشتن‌گرایی و نه خویشتن‌شناسی  کشانده است. فرهنگ صوری با پاداش‌های صوری، فردگرایی سودجویانه را پرورانده،  به طوری که این فرد به جایی رسیده که پایبندی‌اش به اخلاق در حد فرافکنی ای سیستماتیک است این امر در واقع همان دشمن سازی است.

ما دیگری را، چه دیگری قومی، محله‌ای، همسایه‌ای و ملی …. را همچون طاعونی می‌پنداریم که نه تنها باید از آن دوری گزید بلکه تا حد امکان باید آن را خوار داشت. دیگری که در فرهنگ ما جایگاهی به بلندی قوم مغول دارد، همواره از شناختی واقع بینانه و انسانی دور می‌ماند. ما همیشه و با تمام توان همت خود را بر مخدوش نمودن تصویر دیگری و آرایش کلامی خود به کار می‌گیریم. خود سعی در بازنمایی منزلت از دست رفته‌مان هستیم. راهی سخت را انتخاب می‌نماییم چون شخصیت و منش اقتدار طلب‌مان نمی تواند دیگری را در کنار خود بپذیرد. جهان بینی یکه محوری‌مان این ایدئال را در خدمت‌مان قرار می دهد که همواره تمسکی برای عدم پذیرش دیگری داشته باشیم و یا در خوشبینانه ترین حالت آن را در پیوستاری از اغراض‌مان قرار دهیم.

 

 

 

 

 

برچسب‌ها

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
آمار سایت
    • 0
    • 1,297
    • 25,864
    • 257,088
    • 936,454
    • 11,373,164
    • 31,779,641
    • 46,761
    • جمعه ۵ خرداد , ۱۳۹۶
سایت های مرتبط