سرخط خبرها
امروز: یکشنبه, ۷ خرداد , ۱۳۹۶ | ۱۱:۰۹:۰۲آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۳/۰۶ ،‌ ۰۸:۴۱
۲۵ مرداد ۱۳۹۵در ۷:۰۴ ب.ظ تعداد بازدید: 264 بازدید کد خبر:59920 چاپ خبر

مردِ هزار ترانه‌

0

برای ایرج رحمان‌پور

یکم؛ نوگرایی و توجه به نیاز مخاطب از دیرباز دغدغه‌ی هنرمندان بوده و هست. در حوزه‌ی موسیقی و به‌طور ویژه از دوره‌ی قاجاریه و بعد از آن تاکنون و آغاز ضبط آثار موسیقی‌دانان، همواره نوآوری و نوگرایی محل بحث هنرمندان، منتقدان و علاقمندان هنر موسیقی بوده است. از زمانی که علی‌نقی وزیری و بعد از […]

IMG_20160814_214432
یکم؛
نوگرایی و توجه به نیاز مخاطب از دیرباز دغدغه‌ی هنرمندان بوده و هست. در حوزه‌ی موسیقی و به‌طور ویژه از دوره‌ی قاجاریه و بعد از آن تاکنون و آغاز ضبط آثار موسیقی‌دانان، همواره نوآوری و نوگرایی محل بحث هنرمندان، منتقدان و علاقمندان هنر موسیقی بوده است.

از زمانی که علی‌نقی وزیری و بعد از آن روح‌الله خالقی بر اساس تئوری و نگاه موسیقی غربی، شیوه‌ی چندصدایی در موسیقی ایرانی را با ترکیبی از سازهای غربی و ایرانی تلفیق و ارائه نمودند، همواره افرادی سنت‌گرا که دل در گرو میراث برجای مانده از بزرگانی هم‌چون میرزاعبدالله و آقا حسین‌قلی (صاحبان ردیف موسیقی دستگاهی ایران) داشتند، این نوگرایی‌ها را نادیده انگاشتن سنت در موسیقی ایران می‌دانستند.
بعدها و پس‌از سالیانی چند چهره‌هایی دیگر از موسیقی‌دانان بزرگ هم‎‌چون؛ فرامرز پایور، حسین علی‌زاده، پرویز مشکاتیان و محمدرضا لطفی هرکدام به نوبه‌ی خود و با استفاده از علم روز دنیا، چند صدایی، هارمونی و بالاتر از آن نوع نگاه متفاوت به رپرتوار موسیقی ایرانی که تا پیش از آن و از نگاه برخی هنرمندان موسیقی تنها راه یگانه برای حفظ و اشاعه‌ی موسیقی ایرانی قلمداد می‌شد و هم‌چنین از منظر آنان تا پیش از ارائه‌ی آثار فاخر توسط این هنرمندان نوجو فاقد قابلیت استفاده از چندصدایی و ارکستراسیون در سازبندی موسیقی ایرانی بود، دریچه‌ای نو به این باغ فراخ گشودند.

در موسیقی لرستان نیز گذر از تکنوازی کمانچه و ارائه‌ی ترانه‌ها و قطعات دل‌نشین لری توسط هنرمندان بزرگی چون؛ علیرضا حسین‌خانی، پیرولی کریمی، همت‌علی سالم و… که هرکدام گام‌هایی بلند در جهت حفظ و اشاعه‌ی نغمات موسیقی لری برداشتند تا آن زمان که زنده‌یاد مجتبی میرزاده با ارکستری کامل از سازها صدایی نو از سرزمین کهن لرستان به مشتاقان و علاقمندان این موسیقی ارجمند عرضه داشت، سال‌های بسیاری گذشت. پس از این بود که هنرمندان جویای نام، خلاق و نوآوری مانند؛ علی‌اکبر شکارچی، درویش‌رضا منظمی، فرج علیپور و ایرج رحمان‌پور دریچه‌ای دیگر از اقیانوس گسترده و رنگین ترانه‌ها و نغمات موسیقی سرزمین لرستان به همگان نشان دادند.

در این بین اثر بخشی ایرج رحمان‌پور از آن جهت متمایز است که او از جمله معدود هنرمندان مؤلف این حوزه‌ی ارجمند است. آهنگ‌سازی، ترانه‌سرایی و خوانندگی با آن صدای تأثیرگذار که آن‌را «حنجره‌ی زخمی زاگرس» نامیده‌اند، رحمان‌پور را به حق در تاریخ موسیقی لرستان متمایز نموده است.

دوم؛

موسیقی بی‌تردید پدیده‌ای اجتماعی است، از آن تأثیر می‌پذیرد و بر روی اجتماع تاثیر می‌گذارد. این تأثیرات متقابل، می‌تواند حالات و جنبه‌های گوناگونی به‌خود ‌بگیرد. هر انسان بنابر داشته‌ها و میزان آگاهی و تخصصی که دارد، موجب حرکت و جریان در جامعه می‌شود. این حرکت و شناخت و آگاهی خود بر‌آیند یک حرکت اجتماعی است. که سبب پیش‌رفتِ یک پدیده‌ی فرهنگی، اجتماعی می‌شود. در این خصوص است که در تعریف نحوه‌ی ارتباط هنرمند (موسیقی) با جامعه وتأثیرپذیری از آن، می‌باید هنرمند بیش‌از دیگر افراد جامعه نسبت به رخدادها و اتفاقات مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و… حساس باشد، چرا که از مشخصه‌های یک هنر پویا و کار‌آمد، تأثیرپذیری هنرمندانه از تحولات به‌وقوع پیوسته در جامعه است.

این رابطه ـ هنر و اجتماع ـ رابطه‌ای دوسویه است. هنر نه تنها وابسته به یک نظام و شرایط اجتماعی است، بلکه شرایط اجتماعی و حتا نهادهای اجتماعی خاصی پدید می‌آورد، که شناخت تعاریف و تفسیرهای این مبحث نیازمند بررسی جامعه شناسی است که در این نوشته مورد بحث قرار نمی‌گیرد.

در ادامه این موضوع است که ورود هنرمندان به عرصه‌های اجتماعی و بی‌تفاوت نبودن آنان نسبت به مسایل و رخدادهای پیرامون‌شان، جزء وظایف اصلی و مهم آنان ارزیابی می‌گردد. یک هنرمند زمانی می‌تواند «هنرمند مردمی» لقب بگیرد که با مردم و در میان مردم باشد، و از روح و صفای آنان تأثیر پذیرد. فقط آن‌چه در این میان اهمیت دارد این است که هنرمند هیچ‌گاه جایگاه هنری خویش را تنزل نداده، و مثلاً برای خوشامد اقشار خاصی از جامعه به سمت کارهای سطحی نازل روی نیاورد.

در هر جامعه در جریان زندگی تاریخی و تحت شرایط مختلف، نیازهای عاطفی و حسی معینی به‌وجود می‌آید و موسیقی هر جامعه نیز طبیعتاً به آن عواطف و احساسات پاسخ می‌دهد. به‌عبارت دیگر، نیازی در مردم پدید می‌آید، هنرمند هم چون عضوی از آن جامعه است، این نیاز را می‌فهمد و به آن جواب می‌دهد. رابطه‌ی هنرمندان با اجتماع و شناخت آنان از تحولات در حال وقوع در جامعه سابقه‌ای بیش از صدساله در ایران دارد.

از زمان انقلاب مشروطیت که حضور هنرمند رنگ و بویی تازه به‌خود می‌گیرد، موسیقی نیز در کنار سایر هنرها و پدیده‌های اجتماعی حرکتی نو و کارکردی بس تأثیرگذار از خود نشان می‌دهد. این تأثیرپذیری و تأثیرگذاری در ادوار دیگری از تاریخ معاصر ایران به‌خوبی خود را نشان می‌دهد، به‌طوری‌که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن دوران دفاع‌مقدس شاهد تولید و آفرینش حجم زیادی از آثار باکیفیت و ماندگاری هستیم که بی‌تردید در خلق هرکدام از این آثار ردپایی از این آگاهی و شناخت ـ اجتماع و هنرمند ـ به‌چشم می‌خورد. این حضور و درک متقابل هنرمند و جامعه از یک‌دیگر به‌طور خاص در موسیقی لُری نیز قابل کنکاش و بررسی است.

سوم؛

« ایرج رحمان‌پور» نه تنها دُردانه‌ی موسیقی سرزمین کهن لرستان است، بلکه گوهری‌است کمیاب که در حوزه‌ی فرهنگ و ادبیات این دیار می‌درخشد و نامش در زُمره‌ی ماندگاران همه‌ی روزگار است. «رحمان‌پور» شعر و شعور را در هم آمیخته و در گذر ایام به چهره‌ای بدل گشته که اگر نگوییم آیینه‌ی تمام نمای موسیقی لری است باید معترف بود که او بخش بزرگی از آیینه‌ی موسیقی و فرهنگ و ادبیات این سرزمین کهن است.

با او که هم‌صحبت می‌شوی تازه در‌می‌یابی چه جهان وسیعی دارد. ذهنیاتش، دغدغه‌ها و باورهایش و نوع نگاه آسیب شناسانه‌اش به مسائل، اتفاقات و رخدادهای مختلف فرهنگی و اجتماعی پیرامونش اولین و بارزترین نکته‌ای است که در همان برخورد اول متوجه‌اش می‌شوی. نگرش و نوع نگاه نافذ، منتقدانه و موشکافانه‌اش وجه تمایز اوست. این وجه تمایز جدای در گفتار و افکار، در آثارش نیز به‌خوبی هویدا گشته است. همین نگرش و دیدگاه متفاوت است که در او بدل به عنصری مهم گشته و او را متفاوت از بقیه کرده است. تفاوتی که موجب خلق آثار موسیقایی شده است که بسیاری از آن‌ها در ردیف بهترین و ماندگارترین آثار هنرمندان این سرزمین قرار می‌گیرند.

آگاهی، ذوق سرشار و ذهن لبریز از جمله‌های نو مبتنی بر پایه‌های استوار ادبیات بومی به «رحمان‌پور» کمک کرده است تا در آثارش با تلفیق درست شعر و موسیقی صاحب تمایز در پردازش نغمات، ملودی‌ها و ترانه‌ها و ترکیب هنرمندانه‌ی آن‌ها با یک‌دیگر گردد. عدم توجه و آگاهی به این مسئله اساسی ـ تلفیق درست شعر و موسیقی ـ در حوزه‌ی موسیقایی بدل به مسئله‌ی بغرنج و آزار دهنده‌ای شده که از جمله آسیب‌های مهم و بنیادین بر پیکره‌ی موسیقی لری و در مقیاسی بالاتر موسیقی سنتی است. آن‌چه در بین برخی خوانندگان و نوازندگان و آهنگ‌سازان یافت می‌شود همانا نا‌آگاهی آنان از ادبیات ملی و در حوزه‌ی موسیقی نواحی، شعر و ادبیات بومی و محلی است. «رحمان‌پور» اما ورای این آسیب‌ها ایستاده است و هرازگاهی ذهن پویا، خلاق و هنرمندش، آگاهانه و هوشمندانه و از راه اصولی و درست، شعر و ترانه می‌سُراید. درک و برداشت متعالی در شعر و شاعری‌ و استفاده‌ از استعاره‌ها و تشبیهات زیبا، ایهام و کنایه‌های ظریف در اغلب اشعار «‌رحمان‌پور‌» غافلگیر کننده، خواندنی و شنیدنی است. او هنرمندانه و با وسواس بسیار اشعارش را که مجموعه‌ای از ترکیبات واژگان اصیل، نو و در پاره‌ای از موارد مهجور و از یاد رفته هستند در قالب موسیقی و نغمه می‌برد و شاه‌کارهایی را خلق می‌کند که امروزه اغلب آن‌ها از نغمه‌های ماندگار تاریخ موسیقی لرستان محسوب می‌شوند.

«‌رحمان‌پور‌‌» از معدود کسانی است که توانست عموم مردم به‌ویژه جوانان را با موسیقی ارجمند لری آشتی و پیوند دهد. پیوند مبارکی که کم‌ترین ثمره‌ی آن ترویج نوعی از موسیقی فاخر لری در پیش‌گاه مخاطبان موسیقی لری است. تنوع در ریتم‌ها و نغمه‌ها و استفاده از دستگاه‌ها و آوازهایی که در موسیقی لری کم‌تر مورد استفاده قرار گرفته‌اند مانند بیات اصفهان، شور، دشتی، بیات ترک و…در کنار استفاده از کلام و گفتاری موزون و اثر بخش موجب این آشنایی، آشتی و پیوند مبارک شده است. «رحمان‌پور» در عبور از ایام بسیار و کسب تجارب مختلف موسیقایی، موفق شد آگاهانه و با ممارست بسیار گونه‌ای مهجور از موسیقی لری را به پیشگاه مردمان صاحب ذوق ارائه دهد که امروزه تبدیل به شناسه و امضای او در موسیقی لری شده است. «‌هوره‌ها‌»و«‌مویه‌ها‌»ی او با آن همه درد و حزن و اندوه که از اعصار کهن بر پیکر دردمند این سرزمین عزیز باقی مانده است، شنیدنی و نوازشگر گوش‌ِ جان بسیاری از مردمان این سامان است.

ترانه‌های «رحمان‌پور» اکنون به بخش اعظمی از خاطرات جمعی ما بدل گشته‌اند. که این خود حکایت از شناخت جامعه و نیازهای روحی و روانی آن از سوی هنرمندی چون «رحمان‌پور» دارد که با ذوق سرشار واژه‌ها را کنار هم قرار می‌دهد تا صدای مردم باشد. امروز در هرکجا ترانه‌های‌ او طنین انداز است و هستند بسیار کسان که ترانه‌های او را از حفظ می‌خوانند.

«رحمان‌پور» از پیوند دهندگان هنر والای موسیقی با اجتماع است. او در موسیقی لری و در شعر و ادبیات طبع آزمایی‌های بسیاری کرده است و در بسیاری از اوقات و بزنگاه‌های تاریخی زبان گویای مردمان سرزمینش بوده است.

*سعید عسکری‌عالم، روزنامه‌نگار، عکاس و نوازنده‌ی سه‌تار

saeid askari alem2مرجع: سیمره

برچسب‌ها

دیدگاه

  1. نوشتار پر مغزی بود.

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
آمار سایت
    • 1
    • 9,834
    • 30,440
    • 260,502
    • 949,082
    • 11,382,930
    • 31,818,618
    • 46,761
    • شنبه ۶ خرداد , ۱۳۹۶
سایت های مرتبط