سرخط خبرها
امروز: سه شنبه, ۳ مرداد , ۱۳۹۶ | ۱۵:۱۰:۵۵آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۵/۰۳ ،‌ ۰۴:۲۷
۰۳ تیر ۱۳۹۵در ۹:۰۷ ب.ظ تعداد بازدید: 971 بازدید کد خبر:58306 چاپ خبر

اتفاقی نادر در دلفان/ بانوان هم به کارگران میدانی پیوستند + تصاویر

0

تجمع زنان در قسمتی از میدان شهر برای پیدا کردن کار، چیزی نیست که هر وجدان بیداری به سادگی بتواند از کنار آن عبور کند. به گزارش کشکان، پیش از این، هر گاه سخن از کارگر به میان می آمد، اولین تصویری که در ذهن تجسم می شد، تصویر مردانی بود که در میدان اصلی […]

photo_2016-06-23_06-09-16-600x338

تجمع زنان در قسمتی از میدان شهر برای پیدا کردن کار، چیزی نیست که هر وجدان بیداری به سادگی بتواند از کنار آن عبور کند.

به گزارش کشکان، پیش از این، هر گاه سخن از کارگر به میان می آمد، اولین تصویری که در ذهن تجسم می شد، تصویر مردانی بود که در میدان اصلی شهر نورآباد به ردیف ایستاده یا نشسته بودند تا شاید صاحب کاری از راه برسد و آنها را با خود ببرد و دست به کار کند، بلکه نانی درآورند و شرمنده خانواده نشوند.

تصویر دیگری که به ذهن مجسم می شد، اتوبوس هایی بود که هر شب به مقصد تهران راه می افتادند و عمده مسافر آنها هم بیکاران شهر بودند.

اما این روزها، تصویر دردناک تری از کارگر و بیکار در ذهن نقش می بندد؛ تصویری که بیش از هر چیز دیگری، قوه غیرت را تحریک می کند و می آزارد.

تجمع زنان در قسمتی از میدان شهر برای پیدا کردن کار، چیزی نیست که هر وجدان بیداری به سادگی بتواند از کنار آن عبور کند.

دیگر علاوه بر برادران و پدران و شوهران، باید شاهد مادرانی باشیم که به دنبال کار می گردند.

میدانی که حتی نمی تواند نوید بخش کار مطمئنی برای مردان باشد اینک به محل تجمع زنان کار تبدیل شده است، به امید اینکه  با انجام دادن آن، لقمه نانی را برای خود و فرزندانشان دست و پا کنند. کاری که هیچ گاه برای استخوان بندی و ظرافت ساختاری یک زن خلق نشده است، اما بین مرگ و زندگی مجبورند برای زنده ماندن مشقت و سختی آن را تحمل کنند.

مادری که بهشت زیر پای اوست و باید گرمابخش کانون خانواده، مظهر ظرافت و جمال منزل و تأمین کننده عاطفه اهل خانه باشد، باید در میدان اصلی شهر به انتظار کار صف بکشد.

و سوزناک تر اینکه بیشتر این زنان برای کار در مزارع و گاهاً کار در منازل راهی شهرستان های مجاور می شوند.

می گویند از روی ابزار کار و وسایل تولیدی گذشتگان می توان به درجه ی تمدن و فرهنگ آنان پی برد؛ زیرا ابزار تولید در علوم اجتماعی ، همان نقشی را ایفاء می کنند که سنگواره ها و فسیل ها در علوم طبیعی انجام می دهند و به کمک این آثار می توان روابط سیاسی، اجتماعی، و طرز تفکر آن جامعه را دریافت کرد. به راستی اگر نقش و نگار زنانی را که این روزها به حکم فقر و محرومیت، از بازیگری  در نقش مادرانه خود، به بازیگری در نقش یک پدر سخت کوش، روی آورده اند؛ مانند گذشتگان بر روی دیوار یک غار حک شود و یا در کتابی به تصویر کشیده شود، آیندگان در مورد روابط اجتماعی و سیاسی، و نوع نگاه آن جامعه به  زنانشان، چگونه قضاوت خواهند کرد؟!

آیا نخواهند گفت که مراودات اجتماعی جامعه ای که زنانشان از سر ضعف و ناچاری برای قاپیدن لقمه نانی وظیفه ی زنانگی و مادرانه خود را رها کرده و به کارگری روی آورده اند، محصول اقتصاد، سیاست و فرهنگ بهره کشی از زنان بوده است؟!

photo_2016-06-23_06-09-39-600x338

اخیراً یکی از مدیران ارشد دولتی با انتقاد از برخی رسانه ها فرموده است: « عده ای طوری صحبت می کنند که گویی گرد مرگ بر سر واحدهای تولیدی پاشیده شده و تولید و کار در کشور رو به موت است …»

در پاسخ به این عزیز باید گفت: که در این شهر نه تنها تولید و کار رو به موت است، بلکه بسیاری از خانواده ها به دلیل نداشتن منبع درآمد و کار، در حال احتضارند و بین حیات و ممات دست و پا می زنند،  درست مانند غریقی که گاهی زیر آب رود و گاه دستش را به علامت کمک و زنده بودن تکان دهد، اگراین واقعیت تلخ قابل انکار است، حضور و تجمع عده ای از بانوان و مادران برای اجیر شدن به هر قیمتی ، روایتگر احتضار اقتصادی خانواده ها  و وخیم بودن حال عمومی آنها نیست؟!!

در روزهایی که خبر حقوق های چند صد میلیونی برخی از مدیران ارشد دولتی، عواطف و احساسات مردم  را سخت خراش می دهد و شاهد بالا کشیدن دامن دامن پول بیت المال توسط مرفهان بی درد هستند، مرفهانی که آب آسایش و بی دردی و لذت و فراغت و رفاه در زیر پوست آنها دویده شده است، سخن گفتن از بهشت بی دردی و رفاه و کاهش تورم، برای کسانی که زنده ماندن را به جای زندگی برگزیده اند، به تعبیر حضرت مولانا چیزی جز نوشاندن جهنم بحران ها و حادثه ها به آنان نمی باشد.

می دانیم  از یک طرف هنر کسانی را که به نحوی مسئول رسیدگی به این پدیده ی شوم اجتماعی هستند، در این است که به جای رسیدگی یه مشکلات مردم و چاره اندیشی برای کاهش ابتلائات آنان، یا برای کسانی که به نمایندگی از مردمی که دستشان به جایی بند نیست فریاد بر می آورند و خطاهای اجتماعی را برملا می کنند، تقاضای اشد مجازات می کنند، و یا مانع حضور دوباره زنان در میعادگاه کار می شوند و به این ترتیب  ساده ترین راه ممکن را برای پاک نمودن صورت مسأله و فرار از پاسخگویی انتخاب می کنند.

اما از طرف دیگر اینگونه پدیده ها زخم هایی هستند  که بر پیکره ی  نظام اجتماعی  این شهر نقش بسته است، و موجب خدشه دار شدن جایگاه والای زن و به تبع آن جایگاه و شخصیت اجتماعی این منطقه نیز می شود ، اما وظیفه ی کسانی که به نحوی به رسیدگی به این امور گره خورده است ، چیزی جز ترمیم و پانسمان این زخم ها نیست، و اگر به دنبال ارتقای جایگاه  و شخصیت اجتماعی  شهرمان هستیم، راهی جز ارتقای شخصیت زنان نیست.

و بی تفاوتی  در برابر این موضوع ، در واقع  کمک به زوال و نابودی شأن اجتماعی خودمان خواهد بود.

حال چه باید کرد؟ و به راستی نظر مسئولان ما در خصوص این تصاویر چیست؟

 

منبع: دلفان امروز

 

برچسب‌ها

دیدگاه

  1. ننگ بر مدیری که تدبیر ندارد کاری کردن که هر کس پولی دارد ریخته بانک سود میگیره مگه ربا چیه جنگ با خدا چرا این پولها نباید بیاد تو تولید حال کوهدشت از دلفان بهتر نیست فقر همه چی را از بین میبره

    [پاسخ]

    مسلم ط در :

    عزیزم چه ربطی به پول تو بانک داره مثل اینکه تو مشکلی داری

    [پاسخ]

  2. انسان سخنی نگفت
    تنها او بود که جامه به تن داشت
    و آستینش از اشک تر بود…

    [پاسخ]

  3. چیزی ندارم بگم از خداوند و امام زمان عذر میخواهم چون که این امر شاید نتجه کم کاری من هم باشه

    [پاسخ]

  4. واااای چه مصیبتی!!مسوولان نظام بی تردید بایدچاره ای فوری وبی درنگ برای معیشت مردم بیندیشند

    [پاسخ]

  5. حال احوال این دیار یعنی طرهان
    بهتر از شهر دلفان هم نیست
    پس برادر کاری بکن بی درنگ

    [پاسخ]

  6. مسولی که این عکس رو ببیند و گریه نکند
    دزد پست فطرتی بیش نیست …..

    [پاسخ]

  7. این است کلید طلایی….

    [پاسخ]

  8. ای وای ای وای

    [پاسخ]

  9. جرات ندارم اسمم بنویسم

    وامصیبتا .زنان کوهشت هم این روزها به جمع مردم دلفان میپوندند.خیلی حرف دارم برنم ولی………………………………………………………….۳۸سال است نمایندگانمحترم مادارندمسوول عوض میکنندعلی یارتان غوض کنیدجانمانید این هم شغلی است

    [پاسخ]

  10. ننگ بر ما که غیرت نداریم حقمونو بگیریم مردمی هستیم که تو اب بندازنمون اب شش در میاریم و زندگی میکنیم

    [پاسخ]

  11. وااااای بر همه ی ما

    [پاسخ]

  12. قلبم آتش گرفت،
    هردم از این باغ بری می رسد

    [پاسخ]

  13. دلم شکست و لرزه بر اندامم افتاد
    باید ساز چمری نواخته بشه و برای لرستان ناله سر زد
    ن

    [پاسخ]

  14. ای نهات یه چه بی دی وااااااااااااااااااااا مصیبتا وااااااااااااااااااااا مصیبتا

    [پاسخ]

  15. البته بهتره از کوهدشت که گدایی میکنند روزانه بیش از ۷ الی۹ نفر واسه گدایی در مغازها میان واقعا تاسف باره

    [پاسخ]

  16. دیگه هیچی واسه گفتن ندارم/

    [پاسخ]

  17. درکوهدشت هم اگرسری به مزرعه های چغندرقندکه باخون مردم این شهرآبیاری میشن بزنید می بینیدکه زنان کاردرکوهدشت چی میکشن تنهافرقشون بازنان دلفان اینه که سرمیدان نمیرن چون هریک ازکشاورزان چغندرکار زنانی رامی شناسن که کارگرچندین ساله ودائمی شان هستن ودروقت کارراحت بایه تلفن خبرشون میکنن همچنین وضعی را درمزارع گندم اطراف کوهدشت هم میشه مشاهده کردزنانی که برای جمع کردن خوشه های گندم که ازکمباین ریخته شدن فوج فوج کیسه به دست ازصبح تاشب کارمیکنن شایدسه چهارکیلوخوشه بچینن

    [پاسخ]

  18. طرهان مردان با غیرتت کوه سرچشمه محبت دستان لطیف مادرانه که نوازشگر صورتمان بود زبر شد مثل دستان پینه بسته پدرانمان

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
سایت های مرتبط