سرخط خبرها
امروز: سه شنبه, ۲ خرداد , ۱۳۹۶ | ۲۱:۱۴:۰۱آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۳/۰۲ ،‌ ۰۱:۳۳
۲۴ خرداد ۱۳۹۵در ۶:۱۵ ب.ظ تعداد بازدید: 620 بازدید کد خبر:57852 چاپ خبر

یک دعای کوتاه در ماه دعا و چند نکته

0

حمزه فیضی پور

حمزه فیضی پور/ کشکان: اَللَّهُمَّ لاَ تَجْعَلْنِی مِنَ اَلْمُعَارِینَ وَ لاَ تُخْرِجْنِی مِنَ اَلتَّقْصِیرِ «بار خدایا! مرا از عاریتى گیران ایمان قرار مده و ازاظهار تقصیر در انجام وظیفه خارج مکن (ترجمه تحت اللفظی و شکلی)» این دعا توصیه ی امام موسی کاظم (ع) به یکی از نزدیکان و یارانش می باشد که زیاد گفتنش […]

index-6

حمزه فیضی پور/ کشکان:

اَللَّهُمَّ لاَ تَجْعَلْنِی مِنَ اَلْمُعَارِینَ وَ لاَ تُخْرِجْنِی مِنَ اَلتَّقْصِیرِ

«بار خدایا! مرا از عاریتى گیران ایمان قرار مده و ازاظهار تقصیر در انجام وظیفه خارج مکن (ترجمه تحت اللفظی و شکلی)»

این دعا توصیه ی امام موسی کاظم (ع) به یکی از نزدیکان و یارانش می باشد که زیاد گفتنش را در جریان زندگی مورد تاکید قرار می دهد.  طرح دو آرزوی بسیار بزرگ در قالب یک کوچک جمله ی دعایی.

شاید به زعم حقیر نثر روان و سلیس این خواسته ی قلبی و دردمندانه ی آن امام در حبس و شکنجه ی خلافت خلیفه یا خلفای جور زمانه ی خویش این باشد: که خدا با دین یا ایمان به  “عاریت گرفته شده مصلحتی منفعت محور ” نمی خواهم و مرا جزء آن دسته مدعیان تدین و ایمان داری قرار مده که تظاهر به دینداری را خالصانه از برای کسب جاهی، منالی، شوکتی و یا رتبتی در میان خلایق طلب می کنند و آنگاه که مرام نفس برآورده شد همچنان بر منهج کج تظاهر بدون تعمق طی طریق می کنند تا از این رهگذر و با دید ابزارگرایانه فقط و فقط امیال نفسانی‌شان بر آورده شوند و دیگر برایشان مهم نیست که کنه دل خدادادی یعنی همان فطرت چه می خواهد، برایش مهم نیست عمل به مسوولیت دینی یعنی چه؟ و این یعنی همان دین عاریتی یا تدین مصلحتی و به عبارتی تقید ظاهری به دین و دیانت برای هدفی دنیوی که اهلش را ” معارین” نامیده است در قسمت پایانی دعا که: خدایا مرا قرار بده همیشه در مسیر تقصیر گرفتن از خود و عذر مداوم به درگاه خدای آوردن تا که از آن طریق به انجام مستمر کارنیک بدون منت گذاری بر خدا و خلایقش تشویق شوم و پرانگیزه، این رفتارشایان (عمل صالح از قبیل دستگیری از مستمندان، رعایت حق الناس و …) را بدون غرور و خود بزرگ بینی استمرار بخشم.

اینکه چرا و در چه شرایط و در چه بستر سیاسی، اجتماعی و یا اوضاع فرهنگی این زمزمه ی عرفانی بر زبان پاک آن امام، ذکرش رفته و آنقدر اهمیت دارد که توصیه ی موکد به گفتنش می شود تحلیلش را اهل معنا  و صاحبان نظر و فن درجوزه ی تاریخ اسلام و آشنا با علوم دینی باید ارائه دهند. آنچه نگارنده حسب اندک بضاعت فهم خویش، در برداشت از مفهوم دعای فوق در این یادداشت می آورد درکی ناقص است که اصلاح و اکمال آن نیازمند بهره مندی از خرمن معرفت اهل نظر و اهل دعاست. لذا با صراحت و به تبعیت از هفتمین معصوم شیعه ی علوی در این ماه ذکر و دعا ” ماه رمضان ” خالصانه از حضرت مالک الملک تبری از “دین عاریتی” را مسئلت می کنیم زیرا:

-رفتار حاصل از این دین اجاره ای رفتاری کاملا منافقانه است و هیچ مناسبتی با حقانیت دینی و دین حقایق ندارد.

-تلبیس و تزویر و فرزند زمانه بودن (به هر قیمت زیستن) نمادهای اهل “معارین بودن” می باشند و این نشانگان به وفور در تاریخ و به زمانه ی ما خود را به زیبایی هرچه تمام تر می آراید و به عاریتی دینی همه ی امور را سطحی پنداشته و آنقدر هم از ناحیه ی محیط پیرامونی تشویق می شوند که به یک خود انگاره واقعی میرسند که نتیجه ی آن ترویج فرهنگ رفتاری مزورانه ریا و چاپلوسی، دمدمی مزاجی و تلون عمل و هزار چهره بودن به نیاتی این دنیوی و در مقابل مظلوم واقع گشتن حجب و حیاء و ترس از بروز رفتار کاملا دینی صادقانه در تعاملات سیاسی و اجتماعی میان افراد می باشد.

-اهل معارین اهل خربد و فروش ازرش های انسانی، اخلاقی اند، به راحتی تمام، دین و شعائر دینی لقلقه ی زبانشان است و از متن و بطن دیانت تصرف به تظاهرش کرده اند و از تعمق در آن بس هراس دارند زیرا دیانت واقعی را که همان هسته و اصل دین و ایمان باشد مانعی بر سر راه حصول به اهدافشان می دانند. با ایماء اشاره ای  و هر جا باد بوزد تغییر سمت و سو می دهند و آنجا که منافع ” چلوتر و پرچرب تر” باشد همانجا اردوگاه می زنند چراکه  لباس دیانت را به مصلحتی به تن کرده اند پس به مصلحتی اولی تر لباسی دیگر و رفتاری مناسب تر با حفظ چارچوب قبلی(شاید  بتوان لمپنیسم سیاسی و اجتماعی را معادل همین “اصحاب معارین” دانست)

-اهالی بازار پر منفعت این اخلاق رفتاری، از هر رفتار غیر “اخلاق دینی” برای وصول به اغراضشان نهایت بهره برداری می کنند، پس مفاهیم “اخلاق دینی” تا آنجا برایشان زیباست که نردبان ترقی آنها باشد.

-چون تقوا و تزکیه‌ی درونی ندارند قرآن هم با همه‌ی تقدس و عظمت، نه تنها اثری بر دلشان ندارد، بلکه گمراه تر می شوند نقل است که اگر «تذهیب نباشد، علم توحید هم به درد نمی‌خورد»، یعنی همین علم توحید که فی نفسه با مسائل الهی و دینی سر و کار دارد، اگر با پذیرش باطن و آماده‌سازی روانی و جذبه‌های قلبی همراه نگردد، خود به عنوان «حجاب» عمل می‌کند و به قول مولوی حتی ممکن است کلام خدا که قرآن کریم باشد، خود، بستر گمراهی را فراهم آورد؛ آنجا که می‌گوید:

زان که از قرآن بسی گمره شدند             زین رسن قومی درونِ چَه شدند

و مستغثانه او را می خواهیم که به ما دیانتی دهد: مسوولیت آور، مسوولیت پذیر، همانند امام موسی کاظم(ع) ایمانی عاریتی نمی خواهیم بلکه ایمانی طلب می کنیم که ما را از مدار تقصیر خارج نکند که آن امام معصوم از خداوند این حسّ نیاز و هوشیاری بر تقصیر را طلب می‌کند. گویا به همین سبب است که مولوی در عبارتی تناقض‌نما می‌گوید:

پس زیادت‌ها درون نقص‌هاست!

یعنی فزون‌خواهی و فزون‌شوندگی نه در فراوانی و فربهی که در لاغری، نقص و فقر است.

 

 

 

برچسب‌ها

دیدگاه

  1. درود بر استاد فیضی عزیز.محبوب دلها
    اندیشمند طرهانی.

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
آمار سایت
    • 1
    • 29,503
    • 32,417
    • 296,238
    • 904,039
    • 11,372,407
    • 31,645,219
    • 46,605
    • سه شنبه ۲ خرداد , ۱۳۹۶
سایت های مرتبط