سرخط خبرها
امروز: جمعه, ۲۴ آذر , ۱۳۹۶ | ۱۷:۱۵:۰۸آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۹/۲۳ ،‌ ۰۹:۴۷
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۵در ۵:۵۹ ق.ظ تعداد بازدید: 1,634 بازدید کد خبر:55919 چاپ خبر

برای او که ماندگار شد!

0

رضا بهرامی

رضا بهرامی/ کشکان: اواسط پاییز است. پاییز هزار رنگِ برگ ریز. خنکای فرح بخش آن روزها می رود تا آرام آرام جایش را به سوز سرمای استخوان سوزی بدهد که پیام آور فرا رسیدن تدریجی فصل سرماست. فضای سیاسی – انتخاباتی آن روزهای کوهدشت اما درست به عکس، روز به روز گرم تر و هیجانی […]

photo_2016-04-24_22-12-51

رضا بهرامی/ کشکان:

اواسط پاییز است. پاییز هزار رنگِ برگ ریز. خنکای فرح بخش آن روزها می رود تا آرام آرام جایش را به سوز سرمای استخوان سوزی بدهد که پیام آور فرا رسیدن تدریجی فصل سرماست. فضای سیاسی – انتخاباتی آن روزهای کوهدشت اما درست به عکس، روز به روز گرم تر و هیجانی تر می شود. جناح ها و گروه های مختلف و متنوع سیاسی آرایش منسجم تری به خود گرفته اند. ستادها به صورت غیررسمی فعال شده و به تدریج تشکیلات شان را شکل می دهند. من اما فارغ از هیاهوی سیاست و انتخابات، گذر ایام را با مطالعه و کوهنوردی به تماشا نشسته ام. تا این که …

بعد از ظهر یکی از همان روزهای میانه ی آبان ماه است. در پرتو تلائلو کم رمق اما روح فزای آفتابِ رنگ پریده ی پاییز لم داده و به مطالعه مشغولم. مطالعه ی چندین و چند باره ی ” دن آرام” از میخاییل شولوخوف. مگر می شود از خواندن این کتاب سیر شد؟ غرق در فصل چهارم کتابم که رشته ی افکارم را زنگ تلفن همراه پاره می نماید. صدایی آن طرف خط به هم کاری فرایم می خواند. هم کاری برای نقش آفرینی در رهسپار نمودن کاندیدایی اصلاح طلب به دهمین دوره ی مجلس شورای اسلامی.

-سلام. آقای بهرامی؟

-سلام. بفرمایید. خودم هستم.

-…… هستم. امکان این که برای سازماندهی تشکیلات ستاد جوانان آقای کورانی فر یاری مان کنید، هست؟

کورانی فر؟ کدام کورانی فر؟ نامش به گوشم بسیار آشنا می آید. آها! صید علی کورانی فر را می گوید. معاونت سابق توسعه و منابع انسانی استانداری لرستان که از مقامش استعفا نموده و این روزها فعالیت های غیررسمی برای راهیابی به بهارستان را کلید زده است. تردید سراپای وجودم را فرا می گیرد. آخر من کورانی فر را آن طور که باید و شاید نمی شناسم. چند باری آن هم از طریق سایت ها به نامش برخورده ام. با این اوصاف چگونه می توانم در سازماندهی تشکیلاتی که پشتیبان اوست مشارکت کنم. مطابق معمول و قبل از هر چیز به فضای مجازی پناه می برم. اطلاعات کاملی دستگیرم نمی شود. ناچار به پرس و جو در فضای حقیقی می پردازم: صیدعلی کورانی فر از اصلاح طلبان خوش نام، معتدل و متمولّی است که زندگی سیاسی و مالی شفاف و پاکی دارد. سِمت های پرشمار مدیریتی در سطوح کلان شهرستانی، استانی و کشوری رزومه ای قوی و پرمحتوا برای این سیاست مرد ۴۷ ساله ی طرهانی رقم زده است.

آبان ماه ۹۴؛ سلام آقای رییس!

شب هفدهم آبان ماه از سالِ سراسر سیاسی ۹۴ است. آسمانی آرام، صاف و پرستاره و البته سرمایی مطبوع هوس یک پیاده روی دلچسب شبانه را به جانم انداخته است. سلانه سلانه و با همان تردیدی که شاید ناشی از همان عدم شناخت مکفی است و البته شب قبل از آن در جلسه ای با یکی از بزرگان اصلاح طلب استان تا حدود زیادی تعدیل گشته، به سوی ساختمانی قدیمی در ابتدای خیابان شهبازی راه می سپارم. ساختمانی که قرار است در ایام تبلیغات ستاد مرکزی کمپین اصلاحات کوهدشت باشد. بنایی قدیمی با حیاطی فراخ که بی اختیار یاد معماری سنتی و نوستالژیک خانه های غرب کشور را در دل زنده می گرداند.

با جمعی صمیمی از همگنان جوان وارد ساختمان می شویم. مردی بلندبالا با لبخندی بر لب و ظاهری رسمی و جذاب در ورودی اندرونی به مهمانان خوش آمد می گوید. اولین برخورد من با گزینه ی نهایی آن روزهای اصلاح طلبان کوهدشت به مصافحه و یک احوالپرسی مختصر خلاصه می شود. آن چه که در همان برخورد کوتاه اول ناخودآگاه توجهم را جلب می کند، چیزی نیست جز آراستگی، پیراستگی و وجاهت ظاهر که در میان بسیاری از سیاست مردان کوهدشتی کالایی است به غایت کم یاب و البته دور از دسترس. برخلاف تصور اولیه، در بدو ورود با چهره هایی آشنا مواجه می شوم که با رویی گشاده به استقبالم آمده و با عزمی جزم از سیاست و انتخابات سخن به میان می آورند. در این میان البته هستند عده ای که از طریق فضای مجازی و یادداشت های گاه و بی گاهم سخاوتمندانه باب آشنایی را می گشایند. مدل بدیع آشنایی که از قضا چون از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.

بهمن ماه ۹۴؛ به کدامین گناه؟    

عصر یکی از جمعه های آفتابی اما سرد و استخوان سوز میانه های بهمن ماه است. برخلاف معمولِ عصرهای غم انگیز جمعه اما سرخوش از خبرهای مسرت بخش حاکی از تایید صلاحیت قطعی کورانی فر در جلسه ی تقسیم وظایف ستاد شرکت می کنم. متعاقب طرح یک برنامه ی منسجم و حساب شده، ابلاغ مصوبات آن به واحدها و کمیته های مختلف به عنوان خروجی اصلی جلسه در دستور کار قرار می گیرد. از اواخر همان شب اما با اخبار نگران کننده ای که از کانال های متعدد می رسد، همه چیز به هم می ریزد. فردای آن شب خبر محتوم رد صلاحیت قطعی پرامید ترین نامزد انتخابات مجلس دهم در کوهدشت چونان آب سردی بر پیکر اصلاح طلبان کوهدشتی ریخته می شود. رد صلاحیت کاندیدایی که هیچ نقطه ی سیاهی در کارنامه اش دیده نمی شود. حربه ای که با آن کمر اصلاحات در کوهدشت خم شد.

“اخلاق مداری” و “تواضع”؛ دو یادگار ماندگار کَلای!

بی تردید مهم ترین اصلی که صیدعلی کورانی فر برای سپهرِ آلوده به رنگ و ریای سیاست کوهدشت به یادگار نهاد، چیزی نیست جز اخلاق مداری و یک رنگی و شفافیت در برخورد با فعل و انفعالات سیاسی شهرستان. ناگفته پیداست که مطابق معمول و در بازی پیچیده و پررمز و راز سیاست، قواعد اخلاقی از مسائلی است که اغلب توجه چندانی بدان نمی شود و معمولاً در شمار آخرین اولویت های مورد رجوع یک کنش گر سیاسی قرار می گیرد. این واقعیت که البته تنها مختص به بازی گران صحنه ی سیاست ایران نیست، نه تنها امری غیرعادی جلوه نمی کند که حتا تا حدود بسیار زیادی چه از سوی سیاست مداران و چه از سوی افکار عمومی جامعه پذیرفته شده است. کورانی فر اما در آن ایام نشان داد تحت هیچ شرایطی حتا به قیمت پیروزی حاضر به عدول از ارزش های اخلاقی نبوده و به عکسِ بسیاری از فعالان سیاسی، “اخلاق” را جزو لاینفک سیاست به شمار می آورد. معرفی توانمندی های خویش به جای تخریب رقبای سیاسی مسئله ای است که بی شک می تواند بستر مناسبی برای بسط و گسترش اخلاق مداری در سپهر مه آلود سیاست کوهدشت فراهم آورد.

گذشته از این، بی تردید یکی از عوامل اصلی رشد سریع محبوبیت و مقبولیت صیدعلی کورانی فر در میان افکار عمومی جامعه ی کوهدشت را باید به تواضع و افتادگی ذاتی وی نسبت داد. تواضعی که بدون توجه به موقعیت طرف مقابل – مقام، سن، سابقه ی آشنایی و … – خالصانه ارزانی داشته می شود و از قضا همین تواضع در کنار اخلاق مداری، مقبولیتی که بسیاری از سیاست مردان کهنه کار کوهدشتی – چه چپ و چه راست – در سه دهه ی گذشته در حسرت آن سوخته اند را برای کورانی فر به ارمغان آورده است.

ما بی شماریم!    

چند روزی از انتخابات پرحرف و حدیث کوهدشت گذشته است. با جمعی از جوانان همدل در همان خانه ی قدیمی خاطره انگیز میهمان معاون سابق استاندار لرستان می شویم. در آن جمع صمیمی از هر دری سخن به میان می آید. از نتایج انتخابات گرفته تا عقب ماندگی های تاریخی و مزمن دیارمان که می بایست چاره ای اساسی و فوری برای آن اندیشید. من اما مات و مبهوت در گوشه ای غرق در گذشته به ماه های منتهی به انتخابات می اندیشم. به اتاقی که روزی جلسات شورای مشورتی در آن تشکیل می شد و حال پذیرای جمعی بی آلایش است که من باب تجدید دیدار گرد آمده اند. پس از رد صلاحیت قطعی کورانی فر نه حضوری، نه تلفنی و نه حتا به صورت مجازی نتوانسته بودم با وی سخن کنم و حال نیز از نگاه مستقیم ابا دارم. برای اولین بار است که ناخودآگاه سیاست و احساس را در هم آمیخته ام. مطابق معمول آرام و شمرده اما با لحنی صمیمانه تر از همیشه سخن را می آغازد. مراتب قدردانی خود از تک تک افرادی که پای کار بوده اند را اعلام می دارد و بر ضرورت پویایی جمع های منسجم این چنینی تاکید می ورزد. نواقص و کاستی هایی که بر سر راه توسعه ی شهرستان و استان قرار گرفته اند را یک به یک بر می شمرد و ابراز امیدواری می کند که این معضلات به سرپنجه ی تدبیر مسوولان و آحاد مردم یکی پس از دیگری رفع گردند. پایان دیدارمان نیز مثل همیشه است. با یک دست، دستت را می گیرد و با دست دیگر آن را به نشانه ی دوستی و صمیمیت به آرامی می فشارد و تا بیرونی ساختمان بدرقه ات می کند. باز هم همان تواضع و افتادگی ذاتی. انگار نه انگار که این مرد در سال های گذشته مناصب متعدد و صد البته حساس مدیریتی را تجربه نموده است. همین تواضع او می تواند سرمشق خوبی برای آن دسته از سیاست مردان تازه به دوران رسیده ای باشد که با تصدی اولین پست مدیریتی، خود را برتر از همگان دانسته و شوربختانه در بزنگاه های به غایت سرنوشت ساز تحت تاثیر سودجویان دنیای سیاست، عنان کار را از کف می دهند.

آری آقای کورانی فر! ما جوانان دغدغه مند کوهدشتی – چه اصلاح طلب، چه اصول گرا –  با علم به توانمندی های پرشماری که در وجود شما می بینیم، نه تنها هیچ گاه از یادتان نخواهیم برد که در ادامه و در هر مسوولیتی که به مردم خدمت کنید، بیش از پیش به سراغ تان خواهیم آمد و برای برآورده شدن مطالبات اساسی و زیربنایی دیار دردمند و ناخوش احوال مان با شما سخن خواهیم کرد و از تجربیات ذی قیمت شما بهره ها خواهیم برد. ناگفته پیداست این پتانسیل عظیم که در نتیجه ی مقبولیت عمومی و توان مدیریتی مثال زدنی ایجاد شده، می تواند شما را در آینده بیش از پیش در باز کردن گره مشکلات عدیده ی طرهان بزرگ کامیاب گرداند. آقای کورانی فر! بدانید که در این راه و تا نیل به اهداف از پیش تعیین شده هماره با شما خواهیم بود و با وجود سختی های فراوان اما هیچ گاه تنهایتان نخواهیم گذاشت. آری آقای رییس! ما بی شماریم!

 

 

 

برچسب‌ها

دیدگاه

  1. دوستت داریم کلوی

    [پاسخ]

  2. با سلام خدمت کلیه دوستان و سروران ارجمند وجناب آقای مهندس کورانی فر.تا آخرین نفس ازت حمایت میکنیم و همیشه در قلبمان جای داری.به امید آینده ای بهتر

    [پاسخ]

  3. کلای صداقت اخلاق پاکی توانمند بی ادعا

    [پاسخ]

  4. آقای بهرامی عزیز،ممنون از قلم آرام و سبزتان! بردل نشست آنچه که گفته بودید… از نجابت و لبخند تا تواضع و اخلاق مداری مردی نوشتید که هرروز بیشتر از روزهای پیش مطمن میشویم از انتخابش و همراهی اش در روزهای ناآرام انتخابات…درورد بر جوانان سبزاندیش شهرم

    [پاسخ]

  5. تشکر ویژه از دکتر بهرامی عزیز که با قلم زیباشون حق مطلب رو ادا کردند. کلای ذخیره ای است ارزشمند برای طرهان بزرگ. انشاالله خداوند به ایشان توفیق خدمت بیشتر به کوهدشت رو بده.

    [پاسخ]

  6. درود بر شما دکتر عزیز و درود بر کلای خودمون و درود خدا بر بزرگان اصلاحات طرهان بزرگ و اصلاح طلبان همراه و همدل

    [پاسخ]

  7. اشکمون رو در آوردی دکتر جان. بسیار زیبا و پراحساس. کلای محبوب قلب ها بود و در آینده هم محبوب خواهد ماند.

    [پاسخ]

  8. کلای فاتح قلبها شد

    [پاسخ]

  9. دست مریزاد دکتر بهرامی عزیز. کورانی فر تا ابد ماندگار شد. بزرگمردی که خود را فدای مردم کرد.

    [پاسخ]

  10. سپاس جناب بهرامی مانند همیشه بسیار زیبا و دلنشین نگاشتین
    منتخب شدن برای چند سال است…

    و ماندگار شدن برای یک عمر….

    درود بر برکورانی فری که یک عمر ماندگار شد.

    [پاسخ]

  11. سلام بر دکتر بهرامی عزیز و دوست داشتنی دست مریزاد متن زیبا و احساسی بود . اری کلای با متانت و اخلاق زیبایش همه ما را شیفته کرد خدا می داند اخرین شب تایید صلاحیت ها تا صبح نخوابیدم با لب تابم از اینترنت مرتب چک میکردم گوشیم برمی داشتم تماس تماس و……واخرش از طریق اقای فرج اله مومنی متوجه شدم که رد صلاحیت شدن ولی گویا محبوب تر ومحبوب تر شد .اری برای همیشه ایام این مردم فرزندان خدوم و متواضع را دوست خواهند داشت . و حال ما همه با تمام وجود دوستش داریم .

    [پاسخ]

  12. دکتر بهرامیِ عزیز

    یاد آن روزها بخیر! یاد آن روزهایی که تمام هم و غمت بیدار کردنِ مردم شهرت بود!
    روزهای پایانیِ آبان ماه، روز های شروع همکاری ات با ستاد جوانان!
    جناب آقای کورانی فر برای من هم ناشناخته بود! روزها و ماه ها گذشت، من هم مثل شما بدون چشمداشت به وعده های انتخابی به پاک و بی آلایش بودن این مرد بزرگ پی بردم!
    بهرامی جان
    من از طرف تمامی مردم اصلاح طلب طرهان بزرگ از شما و تمامیِ جوانانی که پا به پای شما در پیش بردن اهدافِ این مرد بزرگ تلاش کردند، کمال تشکر دارم!
    تشکر میکنم از شما که سمبلِ شجاعت جوانان شدی! بدون هیچ ترسی پا به میدان گذاشتی و تا ثانیه های آخر ادامه دادی!
    امیدوارم همیشه ایام به کامت باشد …

    [پاسخ]

  13. وقتی مسئول ستاد جوانان به صراحت ازعدم آشنایی خود باکاندیدایش اعتراف میکند چگونه ازمردم انتظاردارد به اواعتمادنمایند؟البته بنده هم مثل جناب آقای بهرامی شناختی از کورانیفر ندارم و به همین خاطر نمیتوانم ادعا کنم کارنامه ایشان پاک پاک است ویا خدای ناکرده نقطه ابهامی دارد.به این جملات توجه فرمایید: (( کورانی فر؟ کدام کورانی فر؟ نامش به گوشم بسیار آشنا می آید. آها! صید علی کورانی فر را می گوید. معاونت سابق توسعه و منابع انسانی استانداری لرستان که از مقامش استعفا نموده و این روزها فعالیت های غیررسمی برای راهیابی به بهارستان را کلید زده است. تردید سراپای وجودم را فرا می گیرد. آخر من کورانی فر را آن طور که باید و شاید نمی شناسم. چند باری آن هم از طریق سایت ها به نامش برخورده ام. با این اوصاف چگونه می توانم در سازماندهی تشکیلاتی که پشتیبان اوست مشارکت کنم. ))
    ..
    حال توجه کنید همان انسان بیخبر وبی شناخت چگونه از طرز مصافحه به توانمندیهای پرشمار علم یافته:
    ((.آری آقای کورانی فر! ما جوانان دغدغه مند کوهدشتی – چه اصلاح طلب، چه اصول گرا – با علم به توانمندی های پرشماری که در وجود شما می بینیم، نه تنها هیچ گاه از یادتان نخواهیم برد که در ادامه و در هر مسوولیتی که به مردم خدمت کنید، بیش از پیش به سراغ تان خواهیم آمد))

    [پاسخ]

    آوای باران در :

    دقت کنید که دکتر بهرامی اوایل آقای کورانی فرو نمیشناختند، پاراگراف آخر برمیگرده به چندین ماه پس از شناخت کامل و کافی از آقای کورانی فر!!

    [پاسخ]

  14. کلای خود میداند که چه کرد و بس!!!!

    [پاسخ]

  15. سپاس از جناب آقای بهرامی و سپاس از رسانۀ ارزشمند کشکان نیوز؛
    راستش برای کسانی چون من که به اصلاح طلبی به عنوان راهی کم هزینه برای روند دموکراتیزه شدن مناسبات سیاسی نگاه می کنند، متونی چون این متن با تمام نکات مثبتی که در آن وجود دارد؛ غیر قابل هضم است. آقای بهرامی قدرت تحلیل و قلم خوبی دارد، ولی اغراق و بزرگنمایی که دقیقاً خلاف رویه و روند اصلاح طلبی است، در کارهای ایشان وحشتناک است. ایشان بعضی از آدم های خیلی خیلی معمولی را که روز و شب مثل بقیۀ مردم به دنبال زندگی خود هستند و در بحبوحۀ انتخابات به شکرانۀ دوستانی چون آقای بهرامی سر و کله اشان مثل از ما بهتران پیدا می شود، چنان تقدیس می کنند که خاکم به دهان انگار خودِ مسیحِ مجسم از صلیب پایین آمده است!!
    یکی دیگر از پاشنه های آشیل ( و شاید بتوان گفت ضعف عمده و چشمگیر متون ایشان ) تحلیل یکجانبه و نگاه سیاه و سفید به آدم هاست. برای آقای بهرامی دنیا دو وجه بیشتر ندارد. آدم ها یا اصلاح طلب هستند و یا نیستند. تکلیف هم روشن است : آن که مثل “من” می اندیشد فرشتۀ از گِل سرشته است؛ و آن که مثل من نمی اندیشد، لابد خود شیطان رانده شده است که به کسوت آدمی در آمده است.
    کسانی (از جمله خودِ حقیر) در کامنتهایی که ذیل مطالب ایشان آمده، به شباهتِ بلیغِ و آشکار مکتوبات ایشان با نوشته های آقای قوچانی اشاره کرده اند، شباهت عیب نیست، ولی عیب اصلی وقتی ظاهر می شود که حتی شیوۀ استدلال کردن و منطق عبارت پردازی جملات نیز تقلیدی باشد. حتی این هم چندان مهم نیست ، زیرا فرد به مرور می تواند به زبانِ خاصِ خود مسلط شود، اگر نگاهش به جامعه و تاریخ نگاهی منصفانه و تا حد امکان بیطرفانه باشد.
    برای کسی چون حقیر فوق العاده عجیب و حتی مایۀ حیرت است که یک فردِ تحصیلکرده تاریخ را مطابق میل خود تحلیل و تفسیر کند. ایشان نمی تواند مدعی شود که من با تاریخ کاری ندارم، زیرا هر متنی که ما پدید می آوریم از طریق رسانه ها و حافظۀ جمعی وارد حوزۀ تاریخ می شود. شاید ایشان که به نسل بعد از ما تغلق دارند، بسیاری از رخدادهای سیاسی دهۀ نخست برآمدن و رشد سیاسی این چهره ها را ندیده باشند، مهم نیست! تاریخ روزی بیطرفانه در خصوص همه قضاوت خواهد کرد و ایکاش ما طوری بنویسیم که فرداروزی به ما نگویند چگونه بعضی از این آدم های معمولی را که هیچ فراز مهم و تاریخ سازی در زندگی آنان وجود ندارد، و هیچ هنری جز ریاست کردن نیاموخته اند، مثل مسیح ستوده اید؟!!
    به والله بعضی از تعریف و تمجیدها و تصویرپردازی های آقای بهرامی را حتی برای کسانی چون “ماندلا” هم بنویسند، در گور خود هم احساس خوبی نخواهند داشت.
    برای من جالب است بدانم که این آدم ها (تقدیس شده ها ) بعد از خواندن این مدیحه ها در مورد نسل پرسشگر و تحصیلکردۀ دوران ما چه تصوری خواهند داشت؟!!!

    [پاسخ]

    درد در :

    این متن شماهم پر از قضاوت است! به ظاهر شما با تندروی و قضاوت مخالفید اما چون اقای بهرامی خلاف شما نوشته است متن را زیر سوال برده اید! نسل ما از کسی بت نمیسازد فقط دنبال مرهمی است برای زخم هایش ولو با قلم زدن

    [پاسخ]

    . علی شفیعی در :

    کاش واسه یه بار هم شده گفته دیگران رو بدون تعصب بخونی دوست عزیز ای کاش و ای کاش

    [پاسخ]

    امرایی در :

    این طرز نوشتن آ قای بهرامی ناشی از جوان بودن وکمی تجربه ایشان وهچنین حس یک جانبه نگری او میباشد “به امید اینکه روزی بفهمدکه نوشتن به قول آقای آزادبخت بخشی از تاریخ خواهد شد.که بعدا قضاوت میشود.آقای بهرامی : یک فرد زمانی قابل تقدیر وتقدیس است که شخصییت همه جانبه (البته تقریبا)داشته باشد .مثلا چون دآمدی سالانه میلیاردی داشته باشد.سهم مالیات از آن به دولت بدهد نه فقط به فکر…به امید روزی که حداقل در نوشتهایمان واقعیت بنویسیم

    [پاسخ]

    . علی شفیعی در :

    درود بر شما به سبب نوشتار نیکتان و عاری از طرفداری . اگر با عینک تعصب خونده نشه واقعا متن دلنشین و با مسمایی نوشتید . و ما هم مثل همه جوونها همین رو میگیم که تعصب و مرزبندی و جناح بندی که جوونی چون بهرامی گرفتارش شده آفت توسعه است . واسه توسعه باید همه یکی باشیم نه مرز و … متاسفانه برخی دوستان کم لطفی میکنن و تعصب جلوی منطق شون رو کور کرده که امیدوارم به این نتیجه برسن که مشق دموکراسی از دید عاری از تعصب شروع میشه

    [پاسخ]

    بیکار در :

    معلومه جناب بهرامی تعصب میکشه البته تعصب شهر به جا ماندمان

    [پاسخ]

    خوشحال در :

    خواهند گفت آفرین بر دکتربهرامی که قلم رابه میز ومقام نفروخت وریسک دفاع ازمتین نجیب اصیلی راکه مورد بی مهری قرارگرفته پذیرا شد.خدایا امروز وفردای قیامت شاهدی که چون کورانی فر وبهرامی نمی دانند
    کیستم این مطلب رانوشتم.خدایا کذاب وخائن را رسوا کن.

    [پاسخ]

  16. اقایان بس کنید تا کی حمقات این اراجیف چیه تا زمان انتخابات کلای را نشناختید ایشان مگر زائیده این شهر نیست مگر معلم در این شهر نبوده چرا دارید با این دروغگوئیها و غلو استوره درست میکنید شهدا هستند که تا ابد ماندگار است کدام خدمت این اقا به شهر کرده است خجالت چیز خوبی است

    [پاسخ]

    اميد علي ياري در :

    از خودت خجالت نمی کشی فقط تو کامنت بر عکس مردم نوشتی واقعا

    [پاسخ]

    بیکار در :

    به نظزت بیشتر مردم دوروغ میگن بهجز شما کلای به صداقت وپاکی معروفه واقع بین باش

    [پاسخ]

    . علی شفیعی در :

    از کلامتان اینطور استنباط میشه که چون بعضی از مردم مییگن کلای فلانه شما هم میگید فلانه پس دهن بین نباشید و اینکه شاید چند نفر در قضیه ای اشتباه کنند شما چرا از روی عقاید دیگران فکرتون رو میسازید ؟؟؟ دوست همشهری من همیشه در همه حال واسه خودت استقلال نظر و عقیده داشته باش.بعنوان یه دوست گفتم ناراحت نشو . هرطور دوسداری

    [پاسخ]

    بیکار در :

    ممنون از راهنمیتان ولی تحقیق این نه دهن بین اگه کورانی فر نبود ما از زانوگه بنزین وگازونفت میزدیم

    درد در :

    کسی که نمیدادند اسطوره درست است نه استوره!! همان به که در نادانی خویش بمانید

    [پاسخ]

  17. درود خدا بر دکتر بهرامی عزیز،وسلام و درود خدا بر کلای دلها،حاج صید علی کورانی فر،چه بخواهی چه نخواهی تو ماندنی و محبوب شدی،واقعا جالب بود دکتر

    [پاسخ]

  18. زنده باد کلای زنده باد دکتر بهرامی

    [پاسخ]

  19. درود بر دکتر بهرامی و کلای کورانیفر با شرف…

    [پاسخ]

  20. کلای عاشقتم. کورانی فر تا ابد در دل ها موند. کلای اگه تایید میشد اول میشد.

    [پاسخ]

    . علی شفیعی در :

    پس چرا تایید نشد ؟؟؟ میشه منطقی و بدون تعصب جواب بدید ؟؟؟ چون من از اقای کلای خوشم میاد فقط بعنوان یه علاقه به همنوع خودم نه به عقاید و رفتار ایشون . اما به ما هم بگید چرا تایید نشد تا شاید اگه بدونیم ما هم مثل شما عاشقش بشیم ؟؟؟ ممنونم

    [پاسخ]

  21. نوشته های آقای بهرامی آدم را بیاد کاتب الحروف های درباری می اندازد . تملق بیش از حد به ارزش ذاتی کلمات و واژه ها آسیب می رساند

    [پاسخ]

    . علی شفیعی در :

    این نوع نگارش به سبک تقلیدی کور کورانه از رمان است آن هم از نوع همان رمان شولوخوف . البته هر کس بیانی داره و قابل احترامه .

    [پاسخ]

  22. اگر خوب است یابد برا خودش خوبه به درد ما نمی خوره آقای بهرامی بیایم کلای بپرستیم مثل هامون به گفته شما

    [پاسخ]

  23. درود بر هر کس که به فکر مردم است ان هم از ته دل و بی ریا . بنده از زمانیکه اقای کورانی فر در فرمانداری اراک بودن ایشون رو خوب می شناسم و خودشون هم من رو به یاد دارن پس الکی بعضی ها نقاب تملق و … رو بردارن و واقع بین باشن . ما همه مردم ایم و همه دارای شعوریم . از اقای بهرامی دوست عزیزم می پرسم شما که به قول خودتون کورانی فر رو نمیشناختید پس از خودشون بپرسید که بهتون بگن واسه مردم کوهدشت که شما از ایشون اسطوره ای تملق و مبالغه کردید بپرسید چکار کردن ؟؟؟ حتی یه کار کوچولو رو بگید تا مردم پشیزی اغراق شما رو ارزش نهند ؟؟؟ خدا پدرت رو بیامرزه من با ایشون بودم بپرس واسه اراک که کارمندش بودن چکار کردن ؟؟؟ شما یه کار بگو ؟؟؟ پس برو اول راجب کسی که میخوای تملق کنی بپرس و جویا شو بعد مثل همون رمان دن ارام ادبیات رو تحریر بفرما . بنده اقای کورانی فر رو بواسطه اشنایی با ایشون دوس دارم اما روی حرفم با شماست که دچار توهم سواد و کتابت شده اید و نشناخته مطالبی می نویسی که یاداور اسطوره های اساطیری است . واقع بین بنویس دوست عزیز . ایشون معاون استاندار بودن واسه کوهدشت چکار کردن ؟؟؟ و سوال خیلی مهم اینکه منو شما نمی دونیم ایشون در گذشته چکار کردن اما شورای محترم نگهبان همه چی رو میدونه که این اقا رو ۲ بار رد صلاحبت میکنه؟؟؟ یا نکنه شما خدایی نکرده از شورای نگهبان هم بیشتر می دونید که به ایشون رو صد القاب اغراقی انتساب می دارید؟؟؟ به نظر من در مورد شخصیتهای سیاسی بهترین نظر نظر شورای محترم نگهبان است که از همه چی خبر دارد. البته از نظر من اقای کورانی فر انسان خوبی است اما این دلیل نمیشه واسه افکار عمومی ایشون رو در مقامی که شما قرار داده اید بگذاریم . پس واقع بینی بهترین نظر است و همیشه واقع بین باشید که مورد شماتت قرار نگیرید . منو یه دوست بدان که از سر دوستی گفتم . امیدوارم دوستان جهت دار نخونن و فکر جناحی رو از سرشون بریزن دور که جناح بازی آفت توسعه است

    [پاسخ]

    خوشحال در :

    جناب.شفیعی واژه (زیبا) را هرکس که بنویسد زیبا می نویسد.وانسا نهای بصیر هم .زیبایش می خوانند.
    اما آدمهای خط شناس قبل از خواندن زیبایی ایرادهای خط راشروع وشلوغ می کنندودراین مورد دست میر عماد
    ورضای عباسی را ازپشت می بندند.حال برادر هموطن مسلمان وایرانی من اگر می خواهی بدانی که
    واژه (کلای)درطرهان بزرگ چقدر زیبا واصیل ونجیب است به طرهان سفر کن واز هرکس که دوست داری بپرس.تا
    بدانی کلای ریشه داری است به وسعت طرهان.گرجه خط زیبای دکتر جوان خوش خط راما نپسندیم

    [پاسخ]

    امرايي در :

    چرا انقدر برآشفته؟ وقتی که میپرسید کورانی فر زمانی که معاون استاندار بود چه اقدامی انجام داد؟ برآشفتگی شما کاملا هویداتر میشود،امیدوارم این پرسش از روی عدم ناآگاهی شما باشد نه چیز دیگر! اگر دغدغه پیشرفت عمرانی شهرتان را دارید از نماینده سوال کنید
    ضمنا موضوع رد صلاحیت برای کودکان این شهر هم کاملا اشکار است،کسی پیدا نمیشود در این شهر که کلای را بشناسد وبر پاکی وی صحه نگذارد چه اصول گرا چه اصلاح طلب.

    [پاسخ]

  24. چه چیزی خاطر مبارکتونو ازرده کرده دوست عزیز

    [پاسخ]

  25. کلای کورانی فر دوستت داریم.

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
سایت های مرتبط