سرخط خبرها
امروز: سه شنبه, ۵ بهمن , ۱۳۹۵ | ۱۴:۴۱:۳۰آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۵/۱۱/۰۵ ،‌ ۱۱:۰۴
۰۳ بهمن ۱۳۹۴در ۸:۳۴ ق.ظ تعداد بازدید: 670 بازدید کد خبر:51419 چاپ خبر

سردار اندیشه و اخلاق

0

کوروش هادیان

سردار اندیشه و اخلاق / یادداشت: کوروش هادیان برای نسلی که روزگار سرداران حقیقی را ندیده‌گاه تشخیص دشوار می‌شود. من به‌اختصار از یک سردار سخن می‌گویم. من از سرداری سخن می‌گویم که نخستین بار اعلامیه و عکس حضرت امام (ره) را در روزهایی که بردن نام خمینی می‌توانست به بهای جان شیرین تمام شود، نزد […]

کوروش هادیان

سردار اندیشه و اخلاق / یادداشت: کوروش هادیان

برای نسلی که روزگار سرداران حقیقی را ندیده‌گاه تشخیص دشوار می‌شود.
من به‌اختصار از یک سردار سخن می‌گویم.
من از سرداری سخن می‌گویم که نخستین بار اعلامیه و عکس حضرت امام (ره) را در روزهایی که بردن نام خمینی می‌توانست به بهای جان شیرین تمام شود، نزد او یافتم.
و نخستین بار صدای گرم و شورآفرین دکتر شریعتی را در روزهایی که شریعتی معلم انقلاب خوانده می‌شد، روی نوار کاست نزد او شنیدم.
من از سرداری سخن می‌گویم که در نخستین روزهای هجوم بعث متجاوز برای دفاع از میهن و انقلاب، آن روز‌ها که ادعا و تظاهر به‌کار نمی‌آمد و یک قبضه تفنگ و شجاعت برداشتن آن حکم کیمیا را داشت و انفجار بی‌وققهٔ بمب‌ها و توپ‌ها و خمپاره‌های عراقی، نه تنها خرمشهر و آبادان که اهواز را هم در گردابی از وحشت و اضطراب و تهدید فروبرده بود، سلاح برگرفت و در کنار بزرگانی هم‌چون محسن رضایی و شمخانی و صادق آهنگران و صادق محمدی، در گمنامی و غربت به‌دفاع از مرزهای کشور و باور خویش پرداخت.
و از آن زمان تاکنون در عرصه‌های خطیر حادثه و حماسه استوار و پایدار مانده، بی‌آن‌که سلاح او راهزن اندیشه و اخلاق و آزادگی او شود.
من از سرداری سخن می‌گویم که نخستین بار نام بسیج را از او شنیدم و مفهوم حقیقی بسیج و بسیجی را از او آموختم و دریافتم که بسیجی یعنی آن‌که به عشق کشور و ملت و انقلاب و اسلام گام برمی‌دارد و در راهی که می‌رود، بیش و پیش از سلاح و باتوم، بر فهم و اندیشه و بصیرت و تقوای خویش تکیه دارد، چنان‌که دشمن از نامش به‌خود می‌لرزد و ملت در پناه مردم‌داری و از خودگذشتگی‌اش آسوده می‌خوابد.
من از سرداری سخن می‌گویم که بیش و پیش از آن‌که سردار باشد، مربی و معلم است! گواه سخن من، مطالعات حوزوی و دانشگاهی او و سخنرانی‌های او در سال‌های نخست انقلاب و جنگ در رادیو اهواز و مهم‌تر از آن تربیت نسلی از بسیجیان فرهیخته و بااخلاق در دههٔ شصت در کوهدشت در کنار شهید بزرگوار و معلم اخلاق، غلامرضا صرامی است.
من از سرداری سخن می‌گویم که حتی در صحنه‌های خطیر و ظریفی ‌چون کردستان هم، که دشمن‌گاه مردم کوچه و بازار را سپر بلای خویش می‌ساخت و از این‌رو شناخت و رویارویی با دشمن بسیار دشوار می‌شد، به تأسّی از شهید بزرگوار سردار محمد بروجردی، همواره و به‌درستی حساب مردم پاکدل و مظلوم کردستان را از برخی عناصر فرصت‌طلب و قدرت‌طلب و سیاست‌بازان حرفه‌ای و جنایت‌کارانی که دستشان تا مرفق به‌خون کرد و غیرکرد آغشته بود، جدا می‌کرد و هیچ‌گاه حکم به سوزاندن خشک و‌تر با هم نمی‌کرد.
من از سرداری سخن می‌گویم که در راه روشنی که در پیش گرفته از بذل مال و جان و آبروی خویش دریغ نداشته، چه آن روز که دشمن آشکار، رودررو می‌جنگید و چه امروز که دوست نادان به نامردی از پشت خنجر می‌زند.
این سردار و سردارانی مانند او را،
من می‌شناسم،
تو می‌‌شناسی،
همهٔ مردم و تمام وجدان‌های بیدار؛
و هر آن‌که بهره‌ای از مردانگی و خرد و انصاف و عشق به ملت خویش برده؛
و همهٔ آنان که در بهشت‌زهرا آرمیده‌اند و نام شهید برای همیشهٔ ابدیت بر سینهٔ آنان حک شده است، می‌شناسند.
آن‌ها که مرا می‌شناسند، می‌دانند که اهل اغراق و تمجید نیستم و من که حسن باقری را می‌شناسم می‌دانم که او نیز مشتاق شنیدن این جملات نیست و چه بسا که آن‌چه می‌نویسم، رنجش او را در پی داشته باشد.
این چند جمله را نوشتم تا به نسل امروز و فردا بگویم میان نسخهٔ اصل و بَدَل تفاوت بسیار است.
این چند کلمهٔ ناقابل را برای «حاج‌حسن» نوشتم تا بداند و مطمئن باشد که در وانفسای این روزگار کج‌مدار، آن‌چه از دل و جان و خاطر و اندیشهٔ ما نخواهد رفت، نام و یاد بزرگوارانی چون اوست که بر گردن این ملت و این کشور حق حیات دارند.
این چند کلمه را نوشتم و می‌دانم که هزاران کلمه مانند این نیز ذره‌ای از حق پاکبازان فداکار و بی‌ادعایی مانند او را ادا نخواهد کرد.
این چند کلمه را برای دل خودم نوشتم،
برای تسکین دل‌تنگی خودم،
و برای حسن باقری،
که این روز‌ها نام و نشان چندانی از او و امثال او در شبکه‌های پرزرق و برق و کم‌محتوای رادیو و تلویزیون و صفحه‌های رنگین روزنامه‌ها و مجله‌ها نمی‌بینیم.
این روز‌ها من سرداران زیادی نمی‌شناسم!
اما!
سردار!
تو را می‌شناسم،
سال‌هاست!

 
نویسنده: کورش هادیان

دیدگاه

  1. دلنوشته زیبایی بود.
    سردار! دست علی یار و نگهدارت باد

    [پاسخ]

    واقع بین در :

    سرداران زیادی مثل حاج حسن باقری وجود دارد اگر من وشما آنها را نمی شناسیم لااقل انکار نکنیم شاید آنها هم مثل حاج حسن باقری کسی را ندارند که آنها را معرفی کندفرماندهان زیادی در همین کوهدشت وجود دارند

    [پاسخ]

  2. این سردار بزرگ انشاله که موفق باشه ,انصافا اگر نماینده کوهدشت بشه عدالت واقعی اجرامیشه چون انسان درست وبا شرفیه,خدانگهدارش باشه درهمه حیطه ها

    [پاسخ]

  3. به امید پیروزی سردار باقری.خدانگهدارت حاج حسن بزرگوار ودوست داشتنی

    [پاسخ]

  4. ین روز‌ها من سرداران زیادی نمی‌شناسم!
    اما!
    سردار!
    تو را می‌شناسم،
    سال‌هاست!

    [پاسخ]

  5. خوش امد این سردار بزرگ

    [پاسخ]

  6. خدانگهدار این سردار ,ماهم ارادت داریم خدمتشون

    [پاسخ]

  7. درود بر سردار اسلام

    [پاسخ]

  8. با توجه به اتفاقات عجیب وغریبی که دیروز افتاد بهتر است نسبت به انتخاب کاندیدای اصلح تجدید نظر کنیم.
    باید فریاد بزنیم که گوی و کیسه شانس نمی تواند سرنوشت ما را تعیین کند
    باید فریاد زد
    فریادی از سر درد ازکسانی که مردم را با گوی هایشان به بازی و تمسخر گرفته اند
    مردم ما شعور سیاسی بالایی دارند
    سردار با تو می مانیم

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
آمار سایت
    • 1
    • 13,516
    • 32,572
    • 218,912
    • 964,754
    • 13,282,788
    • 28,038,156
    • 44,645
    • سه شنبه ۵ بهمن , ۱۳۹۵
سایت های مرتبط