سرخط خبرها
امروز: سه شنبه, ۲۵ مهر , ۱۳۹۶ | ۱۶:۵۷:۲۷آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۷/۲۳ ،‌ ۰۱:۵۴
۱۷ آذر ۱۳۹۴در ۸:۲۱ ب.ظ تعداد بازدید: 834 بازدید کد خبر:48475 چاپ خبر

آیا می توان قفل توسعه نیافتگی کوهدشت را شکست؟!

0

مصطفی جمشیدی

توسعه از ابتدا مقوله ای اقتصادی به شمار می آمد و محصول تلاش خود را در رشد اقتصادی به نمایش می گذاشت اما پس از چند دهه از اجرای برنامه ها و نتایجی که از رشد اقتصادی حاصل گردید، متفکران تازه دریافتند که توسعه مقوله ای فراتر از رشد اقتصادی بوده که علاوه بر رشد […]

۱۲

توسعه از ابتدا مقوله ای اقتصادی به شمار می آمد و محصول تلاش خود را در رشد اقتصادی به نمایش می گذاشت اما پس از چند دهه از اجرای برنامه ها و نتایجی که از رشد اقتصادی حاصل گردید، متفکران تازه دریافتند که توسعه مقوله ای فراتر از رشد اقتصادی بوده که علاوه بر رشد باید به توزیع عادلانه ثروت و کاهش فقر و نابرابری نیز بپردازد. وقتی دادلی سیرز به صراحت  تاکید نمود که: تنها برنامه ای  توسعه گراست که در کاهش سه شاخص مهم: ۱- فقر۲- بیکاری و۳- نابرابری اقدام کرده باشد دیگر جایی برای ابهام در مفهوم توسعه باقی نگذاشته بود. بعدها در نظریات توسعه مقوله توسعه پایدار در راستای بهره مندی نسلهای آینده از رفاه و آسایش با ملاحظات و الزامات زیست محیطی نیز طرح و دنبال گردید.

پس از این مقدمه کوتاه به موضوع توسعه کوهدشت که هدف اصلی در این نوشتار است می پردازم.

آمار گویای واقعیت تلخ توسعه نیافتگی فزاینده شهرستان است. تلخ تر از آن اینکه هر بار ازاین شهر به نام “بیکارترین شهرستان کشور” یاد میشود. هرچند بیکاری، فقر و غم نان برای مردم کوهدشت تراژدی بزرگی است. اما غمناک تر از آن اینکه انگار هیچ برنامه و عزم راسخی برای برون رفت از این مشکلات در این دیار فراموش شده وجود ندارد!

ما هنوز ریشه مسائل و مشکلات را واکاوی نکرده و در یافتن راه حل ها مشکل داریم و یک سیستم تفکر سازمان یافته که بتواند مسائل و مشکلات کوهدشت را با عمق کافی و بطور واقع بینانه و بدور از تعصبات بررسی کند هنوز در این شهرستان شکل نگرفته است. نگرانی آنجاست که توسعه هنوز در کانون اهداف شهرستان نبوده و اجماعی هم برای طراحی اولویت‌ها و تدوین سند توسعه بومی شکل نگرفته است. مسئولان کلمه توسعه را به کرات بر زبان می رانند و مردم هم مستمع آن..همین و بس…

برخلاف تصور و خیال مسئولان پروِژه محور، توسعه پروژه نیست بلکه پروسه ای از رشد، رفاه و پیشرفت مداوم است. مسئولان ما اغلب نگاهی مکانیکی به مقوله توسعه دارند در حالیکه متغیرها آنقدر فراوان و تاثیرات متعدد و متقابل برهم دارند که با تحلیل های مکانیکی و پروژه ای جواب نمیگیرند.

مردم طی سال ها حضور توده ای و هیجانی فرمان ماشین شهر خود را  به نمایندگانش  سپرده و آنان هم در سبقت از همین مردم پا در پدال گاز میفشارند! و دود و خاکشان نصیب مردم می شود! با گذشت بیش از سه دهه ماشین توسعه کوهدشت نه تنها هنوز به اولین ایستگاهش نرسیده بلکه موتور و چرخ و محور آن نیز مستهلک شده است.

اینکه کوهدشت حتی با وجود برنامه های توسعه کلان در کشور و صرف اعتباراتی از دهه های گذشته تاکنون در مسیر توسعه قرار نگرفته پرسشی است که جوابی در خور می خواهد!

مرور مسائل و مشکلات عدیده شهرستان ما را به اینجا می رساند که وجود عناصری اجتماعی، ایلی و طایفه ای (بهتر است آن را فرهنگ بنامیم) به همراه سازمان اداری و بافت مدیریتی، هنوز آمادگی و کارایی لازم را برای رشد و توسعه کوهدشت پیدا نکرده اند. به عبارتی توسعه نیافتگی کوهدشت  را نه به حساب برنامه ریزی، بودجه و اعتبارات دولت بلکه باید آنرا اول به حساب بی مسئولیتی مردم و دوم رفتار وعملکرد مدیرانش منظور نمود.

اینکه دولت مسئول و پیشرو در فرآیند توسعه است درست، اما مردم  و مدیرانش نیز مسئولیت و تکالیفی داشته که از انجام آن غافل مانده اند. میل مردم به بهبود وضعیت و اراده به پیشرفت، مطالبه گری حقوق، و نظارت گری مستمر عملکرد مدیران ازیک سو و از طرفی شایستگی، نظم، تلاش کارشناسانه  و فعالیت توسعه طلبانه مسئولین  بخشی از فرهنگ توسعه است.

ما عادت کرده‌ایم که توسعه نیافتگی کوهدشت را فقط در ساختار اداری سیاسی آن ببینیم، درحالی‌ که بافت و ساختار فرهنگی جامعه کوهدشت به مراتب بازدارنده‌تر از ساختار اداری و سیاسی آن است. عناصری از فرهنگ محلی و بومی به ‌شدت ضد توسعه است. این جا مردم احساس تعلق اجتماعی و میل به پیشرفت شهرستان نداشته و برخلاف تصور عمومی، شهر ما خانه ما نیست.

با این وصف قفل توسعه نیافتگی کوهدشت را در میتوان در سه جمله خلاصه کرد:

 اول: بی تفاوتی، بی مسئولیتی و بی میلی مردم به مسئله توسعه و پیشرفت شهرستان و این برایندی است از نبود فهم مشترکی از تعریف توسعه. بنابراین بستر توسعه هنوز شکل نگرفته است.

دوم: نبود ارتباط  بین مسئولین با نخبگان علمی ، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی

 سوم: خودسری مسئولین از یک سو و عملکرد منفعلانه و محافظه کارانه مدیران از سوی دیگر.

اگر مردم دغدغه رشد و توسعه داشتند و مسئولین به همراه نخبگان مشکلات و موانع را شناسایی اهداف و برنامه ها را مشخص، زیرساخت ها و زیربناها را تعریف و شاخص های توسعه را تمرین و تجربه کرده بودند و کمی هم دلشان برای معیشت و رفاه مردم سوخته بود، وضعیت شهرستان متفاوت تر از اکنون بود. اگر حسادت ها جای خود را به رقابت، برهم بودن ها به باهم بودن و بجای حذف، دست همدیگر را گرفته بودیم و افراد و جناح های ذی نفع هم کمی از منافع شخصی و گروهی می گذشتند و به منافع عمومی و منطقه ای می اندیشیدند شاید اینقدر برای  توسعه نیافتگی منطقه بهانه نداشتیم.

تازمانیکه فرهنگ ایل و تبار و طایفه حاکم و جناح و باند مسائل و مشکلات منطقه را اداره می کند و تا زمانیکه نگرش «با منی یا بر منی» حاکم و هرکس خود را حق مطلق پنداشته و طرف مقابلش را باطل فرض می نماید، کوهدشت مرحله عبور از این وضعیت و آمادگی برای رشد و رونق و پیشرفت را به خود نمی بیند چرا که چنین فرهنگی در تعارض کلیدی با توسعه است. تاکنون بدلیل همین ساختار فرهنگی هر جناحی هم که از کارزار انتخابات پیروزمست به میدان توسعه کوهدشت پا گذاشته ابزاری در خدمت منافعی خاص بوده و فقط بر سرعت عقب ماندگی کوهدشت افزوده است. کوهدشت با این ساختار و با این نقش هنوز با توسعه فاصله زیادی دارد.

ما برای توسعه کوهدشت باید از ایل و تبار و طایفه و باند عبور و به نظام و سیستمی کارآمد که اهداف توسعه شهرستان را تعقیب نماید برسیم هنوز این سیستم در نظام فکری و رفتاری ما شکل نگرفته بنابراین کلید گشودن قفل توسعه کوهدشت همین است.

آنان که نام و نشان و داشته هایشان مدیون همین مردم است  واز مرکب این مردم بیکار به جایگاهی رسیده اند آیا  دل در گرو توسعه کوهدشت دارند؟ آیا آماده و تسلیم عبور و برون رفت می شوند؟ آیا  به ندای تحول خواهی و توسعه طلبی کوهدشت پاسخ می دهند؟

آیا رفتار وعمل و ایده شان می تواند دستی باشد یاری گر برای به حرکت درآمدن موتور توسعه کوهدشت و مرهمی باشد درمانگر برای زخم های کهنه این زادبوم؟

 

مصطفی جمشیدی -پژوهشگر توسعه

۱۲۳-۱۹۴x300

برچسب‌ها

دیدگاه

  1. جناب جمشیدی موفق باشی توسعه در این خطه فقط سیاسی شده
    هره اولا کورانی وعباسی فردا بچیم ادیار داویرش ودوستی اصلاح طلبا
    بایمه دیار اولاقا دولتی سر قبادی بیه قطب شامی وخیار
    اوه رومشکان ساو شهرستان .کارخانه سیمان و اروژله صنایع فولاد
    بایمه دیار طریان ژار فقیرکم ساو سیاسی هر دلگیره کم
    مردم طریان خروشه بکن ایگل بونه ور تلاشه بکن.

    [پاسخ]

  2. جناب اقای جمشیدی ب عرض سلام و احترام
    باید به عرضتون برسونم ک تا وقتی ک شهرستانمون در بازی سیاست و عوض و جایگزین کردن مدیران ب سر میبرد ،
    توسعه و زیر ساخت های شهرمان نه تنها بهتر ،بلکه بد تر میشود
    وقتی یک شهر دار تخریب یک متر از دیواره سد برایش از جان ادمی مهم تر است دیگر حرفی برای گفتن نمانده(با تشکر از ادمین لطفا بچاپ)

    [پاسخ]

  3. درود بر استاد جمشیدی عزیز که درست و بجا بر عنصر فقر فرهنگی و فقر تصمیم گیری به عنوان پایه های اصیل و تاثیر گذار بر توسعه اقتصادی این دیار اشاره ای علمی و متقن داشتند.

    [پاسخ]

  4. باکلیدمی شوداین قفل رابازنمودولی باداس نه!

    [پاسخ]

  5. مطلبی واقع گرایانه و درخورتامل است وچندین نکته باریکتر ازمو در آن نهفته است.

    [پاسخ]

  6. با سپاس از عزیزانی که در تکمیل مطلب این حقیر موارد و نکاتی را تذکر و یادآوری نموده اند..
    از سرور ارجمندم جناب فرشاد جمالی و هم ولایتی گرامیم جناب خدایگان متشکر و ممنونم.

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
سایت های مرتبط