سرخط خبرها
امروز: سه شنبه, ۵ بهمن , ۱۳۹۵ | ۱۴:۳۳:۳۵آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۵/۱۱/۰۵ ،‌ ۱۰:۵۹
۱۲ آبان ۱۳۹۴در ۵:۱۸ ق.ظ تعداد بازدید: 1,349 بازدید کد خبر:46466 چاپ خبر

برای کوهدشت و آدرینا

0

سجاد شفیعی

برای کوهدشت و آدرینا   اینار باران عجیبی بود بارید و با خود مرگ را آورد سیلاب شد ، شهر مرا بلعید یک بغض شد ، یک قصه پر درد   آهسته تر باران ، تن این شهر تاول زده ، سوزان و تب دار است می سازد و می سوزد از آتش جان دارد […]

index

برای کوهدشت و آدرینا

 

اینار باران عجیبی بود

بارید و با خود مرگ را آورد

سیلاب شد ، شهر مرا بلعید

یک بغض شد ، یک قصه پر درد

 

آهسته تر باران ، تن این شهر

تاول زده ، سوزان و تب دار است

می سازد و می سوزد از آتش

جان دارد اما سخت بیمار است

 

اینجا کسی در فکر باران نیست

این سرزمین تا ریشه خشکیده

جانا ، کمی دیر آمدی ، افسوس

دیر آمدی ، این شهر پوسیده

 

باران کمی آرام تر ، رویا

آرام تر ، زیبای من خواب است

رینا کنار مادرش گویی

خوابیده در آغوش مهتاب است

 

ای حسرت دیرین ، ببار اما

یک نکته را در خاطرت بسپار

باران برای شهر من یعنی

هم آرزو ، هم داغ ، هم آوار

 

سپاس از مرتضی که رینا را برای شعر آفرید

 

شاعر: سجاد شفیعی

 

 

 

دیدگاه

  1. منوچهر محمودنژاد

    زنده باشید، زیبا و دردناک بود

    [پاسخ]

  2. درود بر سجاد شفیعی .
    بسیار عالی .

    [پاسخ]

  3. هر بار که اسم رینا میشنوم اشک تو چشام جاری میشه

    [پاسخ]

  4. سمیرا زمانی منفرد

    درودبرشماجناب شفیعی
    زیباسرودید
    قلمتان پویا
    اندیشه تان سبز

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
آمار سایت
    • 1
    • 13,366
    • 32,572
    • 218,762
    • 964,604
    • 13,282,638
    • 28,038,006
    • 44,634
    • سه شنبه ۵ بهمن , ۱۳۹۵
سایت های مرتبط