سرخط خبرها
امروز: چهارشنبه, ۴ مرداد , ۱۳۹۶ | ۰۳:۱۶:۲۸آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۵/۰۳ ،‌ ۰۴:۲۷
۰۷ آبان ۱۳۹۴در ۳:۳۰ ب.ظ تعداد بازدید: 1,041 بازدید کد خبر:46068 چاپ خبر

دولت گذشته با کنار گذاشتن عقلانیت اقتصادی و رواج اقدامات پوپولیستی بزرگترین ضربه را به اقتصاد ایران وارد کرد

0

دکتر احمد اسدزاده

«ایران بدون نفت» عنوان کتابی است که چندی پیش با هدف واکاوی نقش درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران و نحوه مقابله با آثار مخرب آن منتشر شد. این کتاب مجموعه ای است از دیدگاه های جمعی از اساتید اقتصاد پیرامون وابستگی به نفت و راه های رهایی از آن. آن چه در ادامه می آید، […]

photo_2015-10-12_18-05-14-480x330
«ایران بدون نفت» عنوان کتابی است که چندی پیش با هدف واکاوی نقش درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران و نحوه مقابله با آثار مخرب آن منتشر شد. این کتاب مجموعه ای است از دیدگاه های جمعی از اساتید اقتصاد پیرامون وابستگی به نفت و راه های رهایی از آن. آن چه در ادامه می آید، پاسخ های دکتر احمد اسد زاده، عضو هیات علمی دانشگاه تبریز است به پرسش های طرح شده از سوی مولف کتاب.

وی معتقد است طی سالیان گذشته، بخش خصوصی واقعی در ایران تضعیف شده و جای آن را بخش خصوصی قلابی و رانتی گرفته است. اسد زاده همچنین دولت گذشته را به دلیل کاغذ پاره خواندن قطعنامه های سازمان ملل نقد می کند و معتقد است تنها راه رهایی از مشکلات اقتصادی، بازگشت به عقلانیت اقتصادی است.

فرض کنید کشور با محدودیت های خارجی شدیدتری مواجه شده و نمی توانیم حتی یک بشکه هم نفت صادر کنیم. به نظر حضرتعالی چه چالش هایی اقتصاد ایران را فراخواهد گرفت؟ در کدام بخش ها با مشکلات بیشتری مواجه خواهیم شد؟ و چگونه می توان این چالش ها را به حداقل رساند؟

چون اقتصاد ایران برای بودجه عمومی و اجرای طرح های عمرانی تقریبا ۸۰ درصد وابسته به درآمد حاصل از فروش نفت است، در صورت توقف صادرات نفت بخش های زیر دچار چالش جدی خواهد شد:

افزایش نرخ ارز به تبع آن افزایش تورم وارداتی

کاهش تولید در بخش هایی که وابسته به نهاده های واردتی هستند

افزایش بیکاری در بخش صنعتی وابسته به واردات

وخامت وضعیت درمان برای بیمارانی که نیاز به داروهای وارداتی دارند

تنزل موقعیت سیاسی وکاهش نفوذ اقتصادی ایران در اقتصاد جهانی

از دست رفتن بازارهای نفت ایران و تقویت صادرکنندگان نفت رقیب ایران

راهکارهای عمده برای جلوگیری از بحران به شرح زیر پیشنهاد می گردد:

پرهیز از کشمکش های سیاسی و ایجاد همدلی و وحدت نظر در حاکمیت بر اساس تعریف مشترک از منافع ملی

تقویت سرمایه اجتماعی

رعایت شایسته سالاری در عزل و نصب مدیران

مبارزه با فساد در همه سطوح مدیریتی

جلوگیری از شکل گیری رانت خواری و رانت جویی و تقویت بخش خصوصی کارآفرین

کاهش تصدی گری دولت

اصلاح نظام اداری و بهبود فضای کسب و کار

تقویت وجدان کاری و انسجام ملی

تخصیص مجدد منابع بر اساس برنامه ریزی هسته های کلیدی

جلوگیری از اتلاف منابع و افزایش بهره وری عوامل

ساماندهی تعطیلات و ساعات کاری

تقویت اعتماد ملی و کاهش شکاف دولت – ملت

راهکارهای کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت برای عملیاتی شدن اقتصاد بدون نفت چیست؟ آیا اصلا چنین چیزی یعنی اقتصاد بدون نفت در شرایط کنونی امکان پذیر می باشد؟

در کوتاه مدت: به نظر می رسد رهایی از وابستگی نفت برای اقتصاد ایران بسیار سخت و شاید غیر ممکن باشد. اقتصاد ایران اعتیاد مفرط به درآمدی های نفتی پیدا کرده است. حاکمیت سیاسی و نظام دیوان سالاری بر پایه آن شکل گرفته و تار و پود اقتصاد از بخش خصوصی گرفته تا دولتی جمله گی از محل درآمدهای نفتی ارتزاق می کنند، لذا قطع جریان درآمدی نفت در کوتاه مدت می تواند به شوک عظیم اقتصادی و اجتماعی بیانجامد که عواقب آن غیر قابل پیش بینی و شاید غیر قابل کنترل باشد.

در میان مدت و بلند مدت: البته امیدی به رهایی هست و با برنامه ریزی دقیق و رعایت مواردی که در سوال اول پیشنهاد شد می توان در یک زمان بندی مشخص هر سال ۱۰ درصد از وابستگی نفت کاست. به نظرم اگر عزم ملی بر این امر تعلق گیرد می توان در یک بازه ۱۰ تا ۱۵ ساله از وابستگی نفت در بودجه های دولتی رهایی یافت.

طبق آمارهای رسمی، سهم نفت در بودجه های سالانه کشور علی رغم ادعا و تلاش مسولان وقت، هر سال نسبت به سال قبلش بیشتر شده است. دلایل عمده نفتی تر شدن بودجه کشور در سال های گذشته چه بوده؟ و چه اقداماتی باید از سوی دولت ها رخ می داد که صورت نگرفته است؟ (چرا دولتها با توجه به تلاش های گسترده ای که به خصوص در سالهای پس از جنگ در این باره داشتند هیچ گاه موفق نشدند یک دولت بدون اتکا به منابع نفتی تشکیل دهند؟) کدام دولتها توانستند سهم نفت در بودجه را کاهش و یا افزایش دهند؟ لطفا توضیح دهید.

یکی از دلایل نفتی تر شدن بودجه فقدان اراده کافی در دولت ها و عدم برنامه ریزی برای رهایی از نفت بوده است. البته همواره شعارهایی داده می شد که عملا در جهت خلاف آن حرکت می کردند. پروژه هایی مثل توزیع یارانه نقدی به همه اقشار و مسکن مهر در دولت قبلی در همین راستا قابل ارزیابی است. لذا سال به سال نظام دیوان سالاری دولت حجیم تر و تصدی گری آن بیشتر شده است. در مواردی هم که قرار شد بحث خصوصی سازی (اصل ۴۴) انجام گیرد عملا خصوصی سازی اتفاق نیفتاد بلکه عمدتا نهادهای شبه دولتی و بعضا وابسته به نهادهای نظامی و امنیتی با حذف رقبای بخش خصوصی، شرکت های دولتی را به ثمن بخس تصاحب کردند و چون این نهادها تخصص و تجربه کافی نیز در حوزه فعالیت اقتصادی نداشته اند نتیجه آن وابستگی بیشتر دولت به درآمد نفت، ورشکستگی صنایع، پایین آمدن بهره وری و کاهش رشد اقتصادی به همراه تورم در سالهای اخیر شد.

کشورهایی مانند کره جنوبی، ژاپن، چین و حتی نروژ بدون نفت چگونه توانسته اند به قدرت های بزرگ اقتصادی جهان تبدیل شوند و چرا ایران نتوانسته در این مسیر حرکت کند؟

پاسخ به این سوال به وجود عقلانیت اقتصادی در اداره کشور، تعریف مشترک از منافع ملی و پاسخ گو بودن نظام های سیاسی کشورهای فوق در برابر اقدامات اقتصادی شان برمی گردد. درکشورهای فوق، دولتها بودجه را براساس درآمد مالیاتی تنظیم می کنند و حق ندارند به درآمدهای نفتی برای جبران کسری دست یازند. در این کشورها درآمدهای نفتی سرمایه ای تلقی می شود که متعلق به همه نسل هاست و باید سرمایه گذاری شده و در پروژه های مولد به کار گرفته شود و در مواردی نیز در بانک های خارجی سپرده گذاری شده و سود آن خرج پروژه های عمرانی و تأمین مالی زیرساخت ها می شود. بودجه عمومی دولت از طریق مالیات تأمین می گردد. مالیات دهندگان ولی نعمت دولت ها هستند و از این رو حق پرسشگری و مطالبه گری دارند. دولتها نیز بابت هر دلاری که خرج می کنند قانونا خود را در برابر مالیات دهندگان پاسخ گو می بینند. این دولت ها همواره مواظبند با مدیریت صحیح اقتصادی نظر مساعد مالیات دهندگان و رای دهندگان را تأمین کنند. در کشور ما دولت به درآمد عظیم نفتی متصل است و توان اجرایی و اقتدار خود را از همین محل به دست می آورد و به زعم خود نیازی هم به پاسخ گویی به مردم نمی بیند. اگر ناکارآمدی و سوء مدیریتی هم باشد دلارهای نفتی پوششی فراهم می سازد. تازه اگر دولت ها پاکدست و به نوعی مردمی باشند می توانند بخشی از درآمد نفتی را بعنوان صله در بین مردم توزیع کنند و محبوبیتی هم کسب نمایند. به عبارت دیگر، تفاوت عمده و واقعیت تلخ این است که به جای اینکه دولت ها برای تأمین بودجه شان به مردم وابسته باشند در کشور ما مردم برای گذران زندگی و درآمد روزمره شان به دولت وابسته شده اند و این فرق بزرگ کشورهای فوق با کشور ماست.

برخی از کارشناسان معتقدند باید سهم مالیات را در بودجه های سالانه افزایش داد به گونه ای که سهم مالیات در بودجه ارقام بیشتری را به خود اختصاص دهد. چگونه می توان سهم مالیات و موارد دیگر را در بودجه افزایش داد؟ چه مشکلاتی بر سر راه این آرزو وجود دارد؟

برای افزایش سهم مالیات در بودجه های دولت باید زمینه تولید و اشتغال را فراهم نمود. باید به بخش خصوصی واقعی و کارآفرین مجال فعالیت داد. بخش خصوصی در هیچ کشوری توان رقابت با نهادهای دولتی و شبه دولتی ندارد. متأسفانه در کشور ما به علت سیاست های غلط اقتصادی در طول سالیان متمادی بخش خصوصی واقعی ضعیف شده، از بین رفته، مهاجرت کرده و به جای آن بخش خصوصی قلابی و رانتی ریشه دوانده است. اثر مخرب ازدحام و بیرون راندن بخش خصوصی توسط دولت در کلیه بخش های اقتصادی به روشنی قابل ملاحظه است. باید فضای کسب و کار را بهبود بخشید و فضای رانت خواری را از بین برد. حرکت به سوی شفافیت اقتصادی و مبارزه با فساد پیش نیاز هر گونه اقدام است. برای افزایش سهم مالیات در بودجه دولت، لازم است نظام مالیاتی را متحول کرده، معافیتهای مالیاتی را مورد بازنگری قرار داده و واحدهای اقتصادی خاص را مشمول مالیات قرارداد. مشکل عمده بر سر راه تحقق این آرزو جنجال آفرینی و کارشکنی گروه های ذی نفوذی خواهد بود که در سایه اتصال به مراکز قدرت به منافع عظیم اقتصادی ناشی از انحصارات و رانت دست یافته اند. این گروهها به سادگی حاضر به از دست دادن این منافع نخواهند بود.

آیا وجود ادبیات اقتصاد مقاومتی در فضای کشور می تواند اقتصاد ایران را از شرایط نا به سامان کنونی خارج کند؟ راهبردهای حضرتعالی برای پیگیری اقتصاد مقاومتی چیست؟

اقتصاد مقاومتی دقیقا راه حلی است که در حال حاضر باید مورد توجه بوده و مبنای اقدام تصمیم گیران اقتصادی باشد. لازم است ادبیات اقتصاد مقاومتی به گفتمان عمومی در کشور تبدیل شود. متأسفانه در حال حاضر اعتماد مردم به برنامه های اقتصادی دولت در سایه سیاست های غلط گذشته در پایین ترین سطح قرار دارد. باید اعتمادسازی در دستور کار دولت قرار گیرد. در این مسیر، موثرترین اقدام مبارزه با فساد و ریخت و پاش های بیت المال بدون ملاحظه وابستگی های حزبی و جناجی است. فساد و قانون گریزی می تواند حتی موفق ترین دولت ها را (نظیر آنچه در ترکیه در حال وقوع است) زمین گیر کند. مردم به کمتر از محاکمه و مجازات سوء استفاده کنندگان از منابع ملی و غارتگران بیت المال راضی نیستند. وقتی خرید رأی و نظر نمایندگان مجلس توسط مقام عالی رتبه ی دولتی اتفاق می افتد و افرادی میلیاردها دلار از درآمدهای نفتی را به بهانه تحریم های بین المللی بالا می کشند، چطور از مردم عادی می توان انتظار فداکاری هایی نظیر انصراف داوطلبانه از دریافت یارانه را داشت.

با توجه به ساختار شناسی تحریم ها و اثرات متفاوتی که هرکدام از آن ها بر اقتصاد ملی می گذارند (مانند نقل و انتقال پول، نظام بانکی، نفت، بانک مرکزی و …) مهم ترین اولویت های اصلاحات ساختاری داخلی در جهت خنثی سازی تحریم ها و مردمی سازی اقتصاد را در چه می دانید؟

به نظرم تحریم ها بیش از آنکه ناشی از زیاده خواهی های نظام بین المللی سلطه باشد، ناشی از سوء مدیریت داخلی، ضعف دیپلماسی و احیانا تحریک غیر ضروری دشمنان خارجی توسط عوامل داخلی بوده است که به نوعی منافع خود را در وجود بحران و تحریم جستجو می کنند. خواندن قطعه نامه های سازمان ملل به عنوان کاغذ پاره و افسانه خواندن هولوکاست بهترین بهانه را برای نظام سلطه فراهم نموده و ضربه ویرانگر را به اقتصاد ایران وارد کرد.

طیف نزدیک به دولت چه در دوران محمود احمدی نژاد و چه در دولت فعلی معتقدند مهم ترین دلیل نا به سامانی های اقتصادی کشور نشات گرفته از تحریم های خارجی است. حضرتعالی چه تحلیلی در این باره دارید؟ و به اعتقاد شما با کاهش و یا حتی لغو تحریم های خارجی چه میزان از مشکلات اقتصادی کشور رفع خواهد شد؟

در دولت احمدی نژاد بیشترین ضربه را به اقتصاد ایران کنار گذاشتن عقلانیت اقتصادی و رواج اقدامات پوپولیستی وارد آورد. انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی تیشه به ریشه نظام برنامه ریزی کشور بود که با همه کاستی هایش ۶۰ سال تجربه برنامه ریزی به همراه داشت. به دنبال آن، سفرهای سریالی دولت به شهرها و روستاها و توزیع بودجه کشور به سبک حکومت های دوره قاجار در وسط سخنرانی ها و در میادین شهر و روستا چیزی از ته مانده عقلانیت اقتصادی بر جای نگذاشت. بنابر این بیش از آن که نابسامانی های اقتصادی کشور ناشی از تحریم های خارجی باشد، سوء مدیریت اقتصادی، فامیل سالاری، حذف نخبه گان از چرخه تصمیم سازی و تصمیم گیری، به سخره گرفتن بدیهیات علم اقتصاد، عدم شناخت و گاهی توهم درباره معادلات جهانی به اقتصاد ایران ضربه های کاری وارد کرد. لذا با کاهش تحریم فقط بخشی از مشکلات رفع خواهد شد ولی مشکلات عمده که ناشی از سیاستهای غلط اقتصادی در دولت های پیش بوده باید با عقلانیت اقتصادی و عزم ملی حل شود.

برچسب‌ها

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
سایت های مرتبط