سرخط خبرها
امروز: جمعه, ۲۸ مهر , ۱۳۹۶ | ۰۵:۰۷:۲۵آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۷/۲۷ ،‌ ۰۹:۱۴
۰۶ شهریور ۱۳۹۴در ۸:۱۳ ق.ظ تعداد بازدید: 1,050 بازدید کد خبر:42467 چاپ خبر

چند کاریکلماتور

0

محمدکاظم علی پور

اشاره: اگر نخستین روزی که احمدشاملو، کار ماندگار «پرویز شاپور» را «کاریکلماتور» نام نهاد را مبداء  قرار دهیم و همچنین اگر به  نقل از ماهنامه‌ی فخیم گل آقا ـ شماره ۶ مرداد ماه ۱۳۷۵ــ که نوشت، کاریکلماتور سی‌ساله شعر را حساب کنیم؛ کاریکلماتور در آستانه پنجاه سالگی قرار دارد. شاپور، سال‌ها قبل از آن که […]

fad06d3c993dd44c62079efd25296a53_XL

اشاره: اگر نخستین روزی که احمدشاملو، کار ماندگار «پرویز شاپور» را «کاریکلماتور» نام نهاد را مبداء  قرار دهیم و همچنین اگر به  نقل از ماهنامه‌ی فخیم گل آقا ـ شماره ۶ مرداد ماه ۱۳۷۵ــ که نوشت، کاریکلماتور سی‌ساله شعر را حساب کنیم؛ کاریکلماتور در آستانه پنجاه سالگی قرار دارد. شاپور، سال‌ها قبل از آن که شاملو برآن نام «کاریکلماتور» بگذارد به این قالب دست یافته بود، که البته نمونه‌هایی از آن هم در «توفیق» چاپ شده بود.  هرچند در آن روزگار، تعداد آدم‌هایی که معتقد بودند که «پرویز شاپور»، راه  تازه‌ای در طنز فارسی گشوده است، از انگشتان یک دست هم بالا نمی‌زد، به طوری‌که کار بزرگ شاپور را در آغاز راه «دارالمجانین فکاهیات» و البته گاهی هم از سر احترام «عقاید و آراء» نام نهادند.

به هر حال یک سال مانده به پنجاه سالگی راهی که آن بزرگ‌مرد پیش روی طنز فارسی گشود. شاملو، گرچه برای آن کار کارستان، نامی شگفت گذاشت، به طوری که بعضی نفرات که حسن غصه‌خور زبان فارسی بودند، از این عنوان پیشنهادی شاملو شگفت زده شدند؛ چرا که «کاریکلماتور» نیمی‌اش فارسی بود و نیم دیگرش فرنگی! اما آرام آرام این کلمه جای خود را باز کرد و به فرهنگ لغات فارسی ره سپرد. آن‌ها  هم که از نیم فرنگی‌اش حیرت زده شده بودند، یادشان نمانده بود ـ رفته بودــ که پیش از ورود «کاریکلماتور»، واژه‌ی «کاریکلماتور» یک‌جا و درسته وارد فرهنگ لغات فارسی شده است.

قدر مسلم برای کار بزرگ شاپورخان که اینک در آستانه‌ی پنجاه سالگی‌اش قرار داریم، حرف‌های ناگفته‌ی زیادی هست که می‌توان زد. گرچه اصحاب گل آقا در دو ساعتی که در منزل شاپورخان به مناسبت سی سالگی این موجود جدید «کاریکلماتور» می‌خواستند انجام بدهند و با کمی تا قسمتی تأخیر در ـ سالنامه‌ی ۷۵ «گل آقا» گل کرد.

برای زنده یاد پرویز شاپور
    شاعری که داعیه نجات جهان را دارد. در واژه‌ها‌یش مرده است
    جهان را تانوک دماغش دوست دارد.
    نگاهش از نوک دماغش فراتر نمی‌رود.
    پول‌هایش را با خودش در میان گذاشت، تزولش را با مردم
    روحش، به اندازه جسمش بزرگ است.
    عرفان می‌فروشد، خرجش را پدرش می‌دهد.
    تاب سوزان را ندارد، از زخم می‌گوید.
    آن‌قدر خود را دوست دارد که جلوی پای خودش بر می‌خیزد.
    گل‌ها بر دار قالی مرده‌اند.
    بر بالشتی از پر قو خفته است و عدالت را خمیازه می‌کشد.
    بر تختی از پرنیان تکیه زده، برای فقرا نسخه می‌پیچد.
    وقتی از صلح می‌گوید که توان جنگیدن نداشته باشد.
    با تواضعش غرور می‌فروشد.
    به اندازه قفس آزادی می‌دهد.
    همیشه موقع خواب گذشت می‌کند.
    زنبور ساکت‌ترین موجود خداست.
    شاعران اجاره‌نشین با واژه‌ها  خانه می‌سازند.
    خورشید را در چشمش کشته است.
    آوارگان از سلاله ماه هستند.
    شاعران هم‌زاد ماه‌اند.
     آدم شکمو از سکوت خوشش می‌آید.
    آدم‌های گرسنه کاری به‌ جز حرف زدن ندارند.
    به آینه که نگاه می‌کند حالش به‌هم می‌خورد.
    از بس‌که زیباست در آینه بالا می‌آورد.
    بهترین هدیه برای ماهی قلاب است.
    ازبس‌که زنش را دوست دارد هر سال ازدواج می‌کند.

 

نویسنده: محمدکاظم علی پور

منتشر شده در شماره ۳۴ هفته نامه کاسیت

 

 

 

 

برچسب‌ها

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
سایت های مرتبط