سرخط خبرها
امروز: چهارشنبه, ۱ آذر , ۱۳۹۶ | ۲۱:۵۴:۳۵آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۹/۰۱ ،‌ ۰۸:۰۱
۰۶ مرداد ۱۳۹۴در ۱۲:۲۱ ب.ظ تعداد بازدید: 2,452 بازدید کد خبر:40569 چاپ خبر

بشنوید/ شعرخوانی لکی حجت اله علی پور

0

کشکان: حجت اله علی پور از شاعران نام آشنای لک محسوب می شود. شعرهای علی پور با سادگی و صمیمیتشان محبوبیت این شاعر را در مناطق لک نشین رقم زده اند. یکی از اشعار لکی این شاعر کوهدشتی را با صدای دلنشین او گوش می کنیم:         مطالب مرتبط: این که می بینی […]

bayat-azadbakht-21

کشکان: حجت اله علی پور از شاعران نام آشنای لک محسوب می شود. شعرهای علی پور با سادگی و صمیمیتشان محبوبیت این شاعر را در مناطق لک نشین رقم زده اند.

یکی از اشعار لکی این شاعر کوهدشتی را با صدای دلنشین او گوش می کنیم:

 

 

 

 

برچسب‌ها

دیدگاه

  1. سیدمجتبی حسینی(طرهان)

    درود بر آقای علی پور عزیز .
    اشعارتان بسیار دلنشین بود اما در هنگام خواندن کمی فاصله ابیات رعایت فرمایید تا هم ریتمش زیبا تر شود و هم مستمع را آماده کند که با تمرکز به اشعار گوش دهد .
    بسیار بسیار عالی

    [پاسخ]

  2. آخل دور مونگ تونم تا سخر
    دس مریزاد شاعرل لک وش ((هر بژیای)))

    [پاسخ]

  3. علی دوست رضایی فرد

    ای دل قوپیا منه دی اه جا نمای
    به به دکتر دس خوش

    [پاسخ]

  4. درود بر استاد عزیزم حجت علیپور و گردانندگان و خوانندگان خوب کشکان …
    از شعر خوب و صدای نازنینت بهره و لذت بردم استاد.
    ضمن اینکه افتخار می کنم در مکتب جناب علیپور دانش آموز شعر و ادب بودم به عنوان یک شاگرد کوچک چند نکته رو تقدیم می کنم.
    در قدرت شعر که شکی نیست و زیبایی اثر برای همه آشکاره … اما دو مبحث؛
    ۱- برخی واژه ها توی وزن دست انداز یا چاله ایجاد کردن… ( با اذعان به اینکه شعر لکی بیشتر هجایی هست تا در فاز عروض قرار بگیره و با اذعان تر به اینکه استاد حجت علیپور خودش اشراف کامل بر وزن و عروض داره و اونو در دبیرستان و دانشگاه تدریس می کنه) اما به هر حال این شعر در وزن عروضی شده و «مفتعلن…» هست که حدس می زنم شاعر در اون واژه هایی که مثال خواهم زد، حیفش اومده از واژه ی مورد نظر صرف نظر کنه و با همون ایراد خفیف ازش استفاده کرده که اگر بر اساس قواعد هجایی حساب و کتاب کنیم قابل چشم پوشی هستند.
    قمه وه دس دلم بیه سه گژم ……….. اینجا واژه ی «قمه» مشکل داره … مطمئنن خود شاعر احاطه داشته روی این مشکل اما اصرار داشته با وجود کوتاهی واژه برای این مکان اونو استفاده کنه، به همین خاطر هستش که ما مجبوریم یک واژه ی بدون تشدید رو مشدد بخونیم تا اون خلأ موسیقایی پر بشه…
    دومین منطقه ی اینچنینی، «جر واردی ئر …» هست که همون مشکل رو ایجاد میکنه با این تفاوت که این مرتبه «واردی» بلند هست و اضافه میاریم. یعنی این دفعه به جای مشدد خوندن، شاعر یا خواننده ناگزیره این واژه رو با ریتمی سریع تر بخونه تا بلندی وزن با سرعت در خوندن جبران بشه … (که باز هم اشاره میکنم در شعر هجایی این کشیدن ها و سریع خوندن ها مرسومه… اما شاعری که مسلط به عروض و ادبیات هست، تفاوت داره با شاعرانی که اطلاعات لازم رو ندارن و من به عنوان مخاطب از شاعر حرفه ای این برخورد رو با زبان نمی پسندم.)
    مورد سوم به عنوان آخرین موردی که توی این فاز بهش اشاره می کنم در بیت « چمّت چه م چمر آنی چپی» واژه ی «چمت» به وضوع این مشکل مشدد خوندن اجباری توش هویداست و چشم پوشی ازش سخته… چون کار یه استاد هستش…
    «چمت» هم مثل «قمه» واژه ای بدون تشدیده که در این شعر مشدد خونده میشه و از زیبایی و روانی کار کاسته …
    در چند نقطه ی دیگر شعر همچین دست اندازهایی هست که البته خفیف تر هستن و اتفاقن برای موارد هجایی نمونه های خوبی هستند.
    ۲- استاد لازمه جسارت منو ببخشید که برای شما دست به نقد میشم. پس دادن درس جزو کلاس درسه… اما جسارت دومی که لازمه بر من ببخشایی؛ راستش نمی خواستم اشاره کنم اما به دو دلیل گفتنش رو بهتر می دونم. دلیل اول اینکه دوستی برای من پیام داد و تلویحن گفت که من از روی دست شما اون مثنوی قدیمی (سال ۸۶) رو سرودم. گفتم چطور؟ گفت به این دلیل … و دلیلش شباهت هایی بود که در این شعر شما و شعر من موجود می باشد. غافل از اینکه شعر من قدیمی تر از هم این شعر و هم از مثنوی حشمت عزیز هست که اتفاقن همگی بر همین وزن هستن و اتفاقن تر، این وزن با مثنوی ناقابل من وارد شعر لکی شد… البته مثال هم می زنم.
    اما قبل از مثال دلیل ی دوم؛ اینکه در پایان شعرخوانی با صدای زیبای خودت، اشاره کردی که فلان قسمت شعر از حشمت آزادبخت که کار بسیار نیکویی ست. برای همین لازم دیدم بگم که می بایست به شعر این حقیر هم اشاره می کردی. البته فقط جهت حفظ روال و اینکه مبادا سوءتفاهمی برای سایرین پیش بیاد و من متهم به بی اخلاقی ادبی بشم. (منظورم سرقته) وگرنه تمام اشعار من فدای یک تار موی شما استاد.
    اما کجای شعر منظورمه؟
    گذشته از یکی دو نقطه که تنه ی مستقیم می زنه به شعر بنده که بیشتر اشتراک واژگانی قلمدادشون می کنم، اما «چه م چمر آ نی …» عینن تکرار «چه م چمر آنی … » بنده ست که البته قابل وجودتو نداره. اما چون از خودت یاد گرفتم که در مسائل ادبیات دقیق و سالم باشم باید اشاره می کردم.
    ..
    ..
    ..
    چم چمر آ نی هارت کووه ؟ …………….. دویزه ی ناجنس خمارت کووه ؟
    ..

    زیاده نویسی من رو هم استاد ببخشن هم خوانندگان عزیز. بدون شک حجت علیپور در نوع خودش بی نظیره و همواره ی عمرم به شاگردی ایشون افتخار خواهم کرد …
    زنده و تندرست باشید. در پناه شعر
    لینک مثنوی «دریژ گیسلت» – مرتضا خدایگان
    http://lakistan.persianblog.ir/post/342/

    [پاسخ]

    انارسیاو در :

    باسلام خدمت استاد حجت علیپور(آیینه ن) شعرشما زیبا بوده زیبا هست وزیبا خواهدماند .
    جناب خدایگان نه اینکه شعراستادعلیپور را بدون نقص بدانم اما نمی دانم چرا این مطلب شما را یک نقدمغرضانه میدانم تانقدادبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    مرتضا خدایگان در :

    ممنون از شما انار سیاو…
    به هر حال این نظر شماست و نگاهی بدبینانه است.
    اگر شعر را بدون نقص نمی دانید، چرا نقایص را «بدون غرض» عنوان نمی کنید تا هم ما «نقد ادبی» را یاد بگیریم هم معلوم شود این نظر شما ار روی غرض یا موش دوانی نیست.
    بهتر وقتی درباره ی کسی حرف می زنیم نیت او را با احساس خودمان ترجمه نکنیم.
    منتظر نظر خود استاد علیپور بمانیم بهتر است تا دوستانی که از دور بخواهند ماهیت درونی کسی را کشف و منتشر کنند و بر کرسی قضاوت درون دیگران بنشینند.

    [پاسخ]

  5. سلام و خسته نباشید خدمت نشریه لکنا سابق و کشکان امروز شعر جالبی بود همینطور دورادور سلام خدمت آقای مهدی زینی بیرانوند عزیز موفق و سلامت باشین

    [پاسخ]

  6. درود بر استاد علیپور شعری بسیار زیبا و پر از احساس و صدایی گیرا بود ممنونم.

    [پاسخ]

  7. سلام. من از دوستداران هر دو شاعر عزیز همشهری هستم. هم شعر استاد خدایگان رو در گذشته خواندم هم الان این شعرزیبای استاد علیپور روشنیدم و لذت بردم. فکر نمیکنم غرضی درصحبتها و نقادی استاد خدایگان باشد
    اینهمه احترامآمیز و قدرشناسانه از استاد علیپور تمجید کرده و واقعاً هم از بابت تداعی شعرش من هم موافقم. من تا شعر رو گوش کردم سریعاً ذهنم رفت سمت فضاهای شعر مرتضی خدایگان. فکر میکنم تا حدودی هم طبیعیاست چون زبان مشترک و وزن مشترک دارند پس بین شعرای خوب و محبوب من را شکرآب نکنید

    [پاسخ]

    انارسیاو در :

    سلام خدمت همشهری مقیم مرکز وجناب خدایگان .
    اینکه هردوعزیزاز بزرگان شعر شهرمان هستند برکسی پوشیده نسیت اماهم جناب خدایگان که بنده را آتیش بیارمعرکه میدانید وهم مخاطبین سایت کشکان نیک واقفندکه استاد علیپور هم بانی غزل معاصر وهم قصیده معاصردرشهرمان میباشند .همانطور که دکتر هادی مومنی در مقاله ای باعنوان (حجت علیپورشاعر شکست)در همین سایت مطرح کردند بنیان گذارانجمن ادبی شهرستان کوهدشت استاد علیپور هستند.اما اینکه بنده نیز چنین نظری دارم ازروی استنباط خودم هست وقصدتوهین به شخصیتی راندارم لذا چون شاهد بودم وهمه نیز میدانندکه استاد علیپور منطقه سیاب وانارسیاب را به عنوان یک نماد در اشعارش به کار میگیرد چرا بعد از سروده سیاب جناب خدایگان از ایشان انتقاد نمیکند .وهمچنین درمورد قصیده معروف(رقص)

    [پاسخ]

    مقیم مرکز در :

    سلام انار سیاو جان. دلم برای انار سیاو واقعاً یه ذره شده. اینجا انار ساوه و شیراز میارن امااین کجا و آن کجا؟؟؟ راستش من شعر انار خدایگان رو در همین سایت گوش دادم بسیار هم لذت بردم اما شعری که در مورد انار باشه از استاد علیپور نشنیدم. تقاضا دارم مدیر محترم وب سایت هر دو شعر رو در کنار هم بگذارند تا هم ما استفاده کنیم هم ببینیم اشتراکاتی دارن که بشه به خاطرش از استاد خدایگان انتقاد کرد (برای خاطر دل انار سیاو عزیزم)
    ولی خودمونیم انار جان کمی هم آتیش بیاری میکنی ها.

    [پاسخ]

  8. بسیار بسیار زیبا بود .ولی اگر بین دو مصرع مکثی باش زیبایی شعراتون بیشتر احساس میشه . متشکرم

    [پاسخ]

  9. درود به شما انار سیاو و همشهری مقیم مرکز که بنده نوازی فرمودن و نیز استاد علیپور خودمان…
    انار سیاو عزیز – که کاش اسم واقعی ت رو داشتم ، چون بدون شک هم شما منو میشناسی هم من شما رو و کاش میدونستم دارم با کی گفت و گو می کنم تا آفت مستعار نویسی حداقل گریبان نظرات ذیل این شعر رو نمی گرفت – نکاتی رو لازم میدونم درباره ی فرموده هات اشاره کنم؛
    ۱- من به شخصه شاید خوشحال ترین شخص باشم توی این شهر که استادی داشتم که بانی غزل معاصر در شهر بوده، چون به من خیلی در این زمینه کمک شده با این اوصاف.
    ۲- چیزی که شما دو بار به عنوان قصیده ازش اسم بردید قصیده نیست و «مثنوی» هستش. در واقع من قصیده ای از حجت عزیز نشنیدم و نخوندم اگرم داره. شعر معروف به «رقص» هم قصیده نیست و در قالب «غزل مثنوی» که در وزن عروضی سروده شده که انصافن شعری ناب و زیباست.
    ۳- برای اطلاع شما باید عرض کنم که مضمون «انار» یا سیاب یا انار سیاب نه ارث پدری من نه ملک شخصی استاد حجت نه مصطفی رحماندوست نه لورکاست که اگر کسی شعری با این مضمون سرود دیگری حق نداشته باشه از اون حرف بزنه. اگر اینطور باشه خیلی از مضامینی که در شعر رودکی هست، نباید توسط شاعران دیگر بهشون پرداخته می شده.
    یا حافظ و سعدی و مولانا و خیام ظاهرن همه چیز رو گفتن و بقیه شاعران بعد از این عزیزان بیخود کرده اند و مورد انتقاد هستن…
    ضمن اینکه «انار» به عنوان یک ابژه، متعلق به شاعران و هنرمندان متفاوتی در همه ی اعصار بوده و خواهد بود. لورکا به اون زیبایی از انار سروده. صد دانه یاقوت رحماندوست رو دیگه همه خوندیم و دانه های دل سهراب سپهری رو هر کسی کمی اهل مطالعه ی شعر باشه دیده…و نمونه های بیشمار دیگر…
    هرچند من نفهمیدم موضوع شعر انار چه ربطی به بحث های ما داشت و آتش بیار معرکه بودن شما از این جهت نمایان میشه که از هر ترفندی استفاده می فرمایی تا مثلن مرا محکوم کنی. در صورتی که اینجا دادگاه نیست و بنده با کسی سر جدل ندارم فقط کمی بحث فنی کردم در کامنت اول که ممکنه اشتباه هم باشه و کمی در این مورد گفتم که من هم در شعرم «چم چمر آنی … » دارم و برای رفع شبهاتی که اتفاقن برای برخی دوستان پیش اومده بود بهش اشاره کردم.

    اما در مورد انار لازم میدونم اشاره کنم؛ من نمیدونم از کدوم شعر استاد حرف می زنید که مضمونش «انار» هست. واقعن نمیدونم. منم مثل «مقیم مرکز» گرامی خواهش می کنم از مهدی دوست محمدی عزیز که شعری که شما مدعی هستید استاد علیپور با مضمون انار سرودن رو به همراه شعر این حقیر در سایت در کنار هم درج کنند یا اگه خود شما اون شعر رو داری توی قسمت نظرات درج بفرما تا ما از گمراهی در بیایم و اگر تصویر یا تعبیر یا کشفی به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه من از شعر استاد توی شعرم استفاده کردم حذف کنم یا توی گیومه بنویسم و پانویس بزنم.
    باز هم میگم، من همیشه مدیون استاد علیپور و اساتیدی مثل دکتر مهدی زاده و سلیم خدایگان و لطیف آزادبخت بوده و هستم و این مسائلی که مطرح میشه از ارادت من به ایشون کم نمی کنه… اما از لحاظ شعری هرگز نه سعی داشتم و نه دوست داشتم شعرم شبیه شعر کسی باشه و همواره این بیت رو سرلوحه کار ادبیاتی خودم قرار دادم که ؛
    از نزاکت اوفتد مضمون من
    گر به مضمون کسی پهلو زند
    بنابراین حتا اگر تواردی با کسی در شعرم صورت گرفته یا ناخودآگاه تاثیری از کسی پذیرفتم سعی کردم اون کار رو ارئه نکنم و در نطفه خفه ش کردم.
    زنده باشید …

    [پاسخ]

  10. شعر زیبا و دلنشینیست، اگرچه تحت تاثیر شعر خدایگان است و آدم را یاد آن شعر می اندازد اما زیبایی های خود را دارد
    من در مورد شعر کوهدشت همیشه نظر مثبتی دارم و شاعرانش را خلاقترین شاعران استان میدانم و اصلا دلم نمیخواهد بخاطر یک نقد (که اتفاقا میتواند به بهتر شدن یک اثر کمک کند) حاشیه‌ای در شعر این شهر ایجاد گردد. بی تردید برای خود استاد علیپور پیش آمده که شعری را بشنوند که شبیه به شعری از ایشان باشد و این مساله را درک میکنند پس نیازی نیست بخاطر حرف‌های کسی که مشخصا به دنبال خراب کردن رابطه شاعران کوهدشت است اینهمه بحث شود! چراکه خود خدایگان در کامنتهایشان با احترام و نزاکت آقای علیپور را تمجید کرده اند. ضمنا چه خدایگان اشاره میکرد چه نه ، شباهت شعرها برای همه مشخص است پس لطفا هجمه های بیخودی را کنار بگذارید و به اصل مطلب بپردازید. اصل مطلب شعر است و همچنین آنچه که در نقد تخصصی آن می آید. اما متاسفانه هنوز بسیاری از ما خود را نقدناپذیر و کامل میدانیم و هنگامی که نقد میشویم بجای تشکر از ناقد، بر او میتازییم! من در یک جشنواره در الشتر شعر خدایگان را شنیدم و آنجا بود که به خودم گفتم “خداراشکر که شعر لکی تمام نشده، و خداراشکر که بچه های کوهدشت هستند و تنها بچه‌های کوهدشت میتوانند شعر لکی را احیا کنند”
    حال چه اشکال دارد اگر شعری زیبا در سبک شعر خدایگان سروده شود? این یک سبک شعریست و سبکهای خوب همیشه ادامه دار میشوند. ولو اینکه تنی چند از غزلسرایان کوهدشت در سبک غزل‌های استاد علیپور شعر میگفتند. اگر این سبک توسط شاعران دیگر نیز بکار گرفته شود چه بسا شعرهایی زیباتر سروده شود البته نباید شباهت تصویری و کلامی از حد بگذرد. به هر روی در کوهدشت شاعران بوی سرای خوبی نظیر حجت علیپور ، مرتضی خدایگان، حشمت آزادبخت هستند و به جرات میتوانم بگویم این چند نفر میتوانند جریان شعر لکی را به شتاب و نو شدن وادارند هرچند همین الان هم شعرهایی بس زیبا از این عزیزان ارائه شده است. به امید روزیکه شاعران سرزمینمان همه لک سرا شوند!

    [پاسخ]

    مقیم مرکز در :

    هم ولایتی عزیز نورآبادی خیلی خوب حرف زدی. البته کرم دوستی را از قلم انداختی. معلمم بوده و با شعرهای لکیش زندگی کردم.

    [پاسخ]

    مقیم مرکز در :

    هم ولایتی عزیز نورآبادی خیلی خوب حرف زدی. البته کرم دوستی را از قلم انداختی. معلمم بوده و با شعرهای لکیش زندگی کردم.
    در عجبم که چرا استاد علیپور نظری ندادند. این معنی خاصی داره یا شاید اصلاً نمیدون شعرش اینجا ثبت شده ؟

    [پاسخ]

  11. با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز.
    به نظر بنده، جناب خدایگان در کمال احترام حرکتی درست و شایسته رو انجام داده. درسته که ما به این قضیه عادت کردیم که کمترین انتقاد رو بشنویم و حتی گاها این حساسیت نه تنها در مورد خودمان بلکه دوستانمان هم صدق می کنه! اما دوستانی که این کار و شعر (انار) آقای خدایگان رو شنیدن متوجه برخی شباهتها در این دو کار خواهند شد. بنده به شخصه برام علامت سوالی عجیب پیش اومده که، چرا در این اثر بیتهایی رو شنیدم که شبیه به اون رو در کار جناب خدایگان شنیده بودم؟ این در حالی ست که در پایان اثر جناب علیپور از استاد آزادبخت نام برده اند…
    و وقتی این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکنه که این جمله رو از زبان خدایگان می شنویم: «دوستی برای من پیام داد و تلویحن گفت که من از روی دست شما اون مثنوی قدیمی (سال ۸۶) رو سرودم …و دلیلش شباهت هایی بود که در این شعر شما و شعر من موجود می باشد.»
    بنظر در این میان جناب علیپور خود بهتر از هرکسی میتونه روشنگر باشه.
    و البته درک نمیکنم چرا عزیزانی کامنتهایی اینچنینی درج می کنن!: «نمی دانم چرا این مطلب شما را یک نقدمغرضانه میدانم تانقدادبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟»
    به نظر میرسه این دو عزیز خود بهتر از هر کسی توانایی جوابگویی در مورد سوالات و شبهات مطرح شده را دارن.

    [پاسخ]

  12. سلام عرض می کنم محضر همه ی دوستان عزیز بخصوص آنهایی که نظر دادند.
    چند نکته را واجب و لازم می دانم خدمتتان عرض کنم:
    ۱٫به شدت از آقای دوست محمدی گله مندم که بدون اجازه ی این حقیر شعر بنده را در سایت قرار داده اند زیرا به بدترین شکل ضبط شده و…
    ۲٫پیش از هرچیز باید عرض کنم نه تعصبات انار سیاو و نه سخنان متمایل به غرضِ مقیم مرکزذره ای از ارادت بنده به جناب مرتضی خدایگان را کم نخواهد کرد.مرتضی یکی از زیبا ترین و شیرین ترین میوه های برآمده ی انجمن ادبی شهرستان کوهدشت است و از شاهنشینان دل بنده.مرتضی برای بنده دوستی شاعر است ک شک ندارم هیچ گاه از هم دور نخواهیم شد بلکه روز به روز به هم نزدیک تر می شویم.عزیز من و تاج سر بنده است. شعر ک قابل ندارد وجودم را مصرع مصرع کند اختیار دارد و از این همه عرض ارادتش ممنونم
    ۳٫کاملا درست است ک بنده آن بیت را با عنایت به بیت مرتضی سروده ام و کل مثنوی لکی را.البته این احساس را نیز دارم که بعضی از مثنوی های فارسی و لکی بر این وزن سال های اخیر را متاثر از مثنوی رقص بنده می دانم.ضمنا در هیچ محفل و شعرخوانی رسمی این بیت را نخوانده ام به احترام مرتضی و چند بار در محضر دوستان اگر خوانده ام حتما از ایشان نام برده ام و شاهد این مدعایم بزرگ بنده جناب آقای کریم امرایی است و پادکست های صوتی تاریخ دار
    ۴٫نمی دانم جناب آقا یا خانم مقیم مرکزکیست که شعرهای اناری بنده را نشنیده محض اطلاع طی سه سال گذشته دوبار بنده در اجتماع لک ها و لرهای مقیم مرکزآن هارا خوانده ام و چند بیتی را جهت اطلاع به صورت صوتی خدمت آقای دوست محمدی ارسال می کنم.لازم به ذکر است سیاو و انار آن وجود و زادگاه من است و بدون عمد به طور ناخودآگاه همیشه تصویری از آن در بیشترشعرهایم می آید که مثنوی سیاو را بنده سال۷۷ در سیمای لرستان و سال۷۹ در برنامه ی صبح بخیر ایران شبکه ی یک خوانده ام و…اما باز انار ارث بنده نیست ولی من ارث و میراث سیاوم.
    ۵٫شعرلکی از نظربنده هجایی است و در این مثنوی بنده ۱۱ هجا را رعایت کرده ام البته زبان لکی دارای مصوت هایی است ک انعطاف هجاها را از کوتاه به بلند و بلند به کوتاه ساده تر می کند که توضیح مفصلش در این مجال نیست.
    ۶٫اکثر دوستان اخلاق و ادب بنده را می شناسند که چه نسبت رابطه و عاطفه ای با شعرای کوهدشت دارم و هیچ گاه از هیچ تریبونی ادعایی نداشته و ندارم که کسی بوده و هستم اگر افتخاری هست این است که خاک پای همه ام
    ۷٫از طرفداری ها و انتقادات همه ی عزیزان سپاسگزارم و از مرتضای عزیز بیشتر که چنانش دوست میدارم …

    [پاسخ]

    دوست محمدی(مدیر سایت) در :

    با سلام استاد عزیز…
    ما معمولا برای درج اشعار و آثاری که قبلا در فضای مجازی منتشر شده اند از هنرمند و صاحب اثر اجازه نمی گیریم چرا که بر حسب عرف موجود و تجربه، خود هنرمندان متمایل به درج و نشر آثار خود در سایت های پرمخاطب هستند. خود حضرتعالی هم چندین بار به بنده فرمودید که از اشعارتان در سایت استفاده کنیم. حال اگر معتقد به حذف این اثر هستید اعلام فرمائید تا حذفش کنیم. در ضمن مباحث پیش آمده در خصوص کیفیت ضبط نیستند!

    [پاسخ]

    حجت علی پور در :

    قرارمان این نبود شما قرار بود بیاید ضبط کنید .

    [پاسخ]

    شاعر شنیدنی است در :

    مدیر محترم سایت!به نظرم دارین حرمتا رو می شکنین . انگار دید طلبکارانه ای پیدا کردین از اینکه مطلبی رو تو سایتتون منتشر می کنین . یادتون نره این شمایین که باید از انتشار اشعار شاعران ممنون باشین نه اینکه طوری حرف بزنین که خدایی نکرده جایگاه این عزیزان رو تنزل بدین.

    [پاسخ]

  13. سلام همکار عزیزو بزرگوار.مثل همیشه عالی است.

    [پاسخ]

  14. مهدی گراِیی گراوند

    عرض سلام و ادب و احترام خدمت خوانندگان ناب کشکان و دوستان عزیزتر از جانم آقا مرتضا و مهدی جان دوست محمدی و استاد علیپور شیرین کلام.
    شعر استاد بسیار زیبا و مث همیشه احساسی بود و بی غش
    نکاتی که خدایگان عزیز فرمودند بنظرم بجا بودن ولی ای کاش آقای خدایگان این نقدها رو بصورت خصوصی برای اقای علیپور ذکر میکردند تا دیگران ازین فرصت نتونن استفاده شیطنت امیزی داشته باشن
    شکی نیست هردو عزیز استاد و البته صاحب سبکن و من متاسفانه خدمت استاد علیپور نرسیدم ولی با روحیه ای که از اقا مرتضا سراغ دارم یقین دارم دنبال هیچ حاشیه و جو سازی ایی نیس
    متشکر

    [پاسخ]

  15. ایرادات وزنی درست نبود آقای گرایی . آنقدر ب این اصول آشنا و مسلط هستم که میدانم چکار می کنم. در بالا توضیح دادم. لازم دانستید باز در خدمتم

    [پاسخ]

  16. فهمیدم انار سیاو از دایی های بنده در زیرتنگه. از او و پیگیری هاش ممنونم و میدانم اگه حرف و نظری داده و میده از سر دوست داشتنه و منم دوستش دارم

    [پاسخ]

    انارسیاو در :

    ماخاک پای شماییم استاد :
    شیطنت،آتیش بیار معرکه،موش دوان وهمه الطافی که دوستان به بنده داشتند،نه اینکه بقول شما از روی تعصب بود بلکه بعد از خواندن نظر آقای خدایگان اینگونه به ذهنم آمد که اگر شاعری کلمه ای را که شاعر دیگری از آن استفاده کرده است به کار ببرد میشود دزد که داشتن اینچنین عقیده ای ظلمی است نسبت به شما وهمه ی شاعران دیگر!
    گونات چوی گونای انارسیاو
    دلیشت روشن چوی روشنی آو
    سرت بلنگ ار برزی ویزنیار

    [پاسخ]

  17. خسته نباشید جناب آقای علیپور برای شما آرزوی موفقیت روز افزون دارم.

    [پاسخ]

  18. مهران یوسفی گراوند.طرهان

    با سلام و عرض ادب خدمت تمام دوستان اهل قلم وارادت خالصانه خدمت استاد فرزانه،سراپا احساسم جناب علی پوری عزیز.
    مایه فخر ومباهات هستی بی شک شما سخن و مصرعی را نسنجیده نمی سرایی واشراف کامل داری برعروض وقافیه وبیان وبدیع.روح وجانم جان تازه ای می گیرد اسم زیبایت را می شنم چه رسد به اشعارگوهربارت، دیدن شخص شما.
    مانا باشی.

    [پاسخ]

  19. سعید بابایی حسین ابادی

    جناب علی پور حیف نیست این همه زحمت میکشی اشعار قشنگ میگی ولی پراکنده چرا در قالب کتاب چاپ نمیکنب

    [پاسخ]

  20. با سلام به تک تک مردمان مهربان دیار کوهدشت و شاعران زیباسرای آن دیار عزیز…
    نه تنها از شعر گذشتگانی چون مرحوم امرایی و ترکه میر و دیگران، بلکه همیشه از شنیدن شعرهای دوستان بهره ها برده ام و ملذوذ گشته ام…
    شعر علیپور عزیزم بسیار پراحساس و چون همیشه قرص و محکم است…
    انتقادات مرتضای نازنین را در وزن وارد می دانم…
    و هیچ غرضی نیز در انتقادات محترمانه ی ایشان ندیدم…
    اما نقدی کوچک بر مرتضای گلم دارم و اون هم اینه که: مرتضای همواره نازنینم دایره ی ادبیات لکی تنها به کوهدشت محدود نیست…
    حقیر سال ها قبل مثنوی لکی بر این وزن سروده است که به خاطر نقص هایی که داشت و البته ناتمام ماندن آن، در کتاب چمرچوپی آورده نشد و اطمینان دارد که قبل از آن نیز بزرگانی دیگر نیز اینگونه سروده اند…
    ” زار و زمینه رُچیُ و کس نیه دشمنی و دوسی ئه ویرا چیه …”
    .
    نمی دانم خوب یا بد اما عادتی دارم که هرگاه شعری از شعرهایم ناتمام می ماند تا آن حال هوا دست ندهد اصراری بر تمام کردنش در حسی معمولی وغیر از آن حس ندارم. و دلیل ناتمام ماندن آن مثنوی نیز چنین است…

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
سایت های مرتبط