سرخط خبرها
امروز: یکشنبه, ۶ فروردین , ۱۳۹۶ | ۰۹:۴۵:۳۱آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۱/۰۵ ،‌ ۱۰:۰۶
۳۱ خرداد ۱۳۹۴در ۱۲:۴۸ ب.ظ تعداد بازدید: 1,187 بازدید کد خبر:38957 چاپ خبر

سیاست زدگی قوز بالا قوز آموزش پرورش کوهدشت

0

فرشاد جمالی

فرشاد جمالی/کشکان: بررسی آرای متفکران سیاسی از گذشته های دور در یونان (افلاطون، ارسطو، سقراط) و ایران (فارابی، ابن سینا، ابن مسکـویه) و پژوهشگران علوم سیاسی در دنیای جدید حاکی از این واقعیـت است که سیـاست امری کاملاً خردورزانه و عقلانی برای سامان دهی امور عمومی مردم به بهترین شیوه و با کمترین هزینه است. […]

IMG_2305

فرشاد جمالی/کشکان: بررسی آرای متفکران سیاسی از گذشته های دور در یونان (افلاطون، ارسطو، سقراط) و ایران (فارابی، ابن سینا، ابن مسکـویه) و پژوهشگران علوم سیاسی در دنیای جدید حاکی از این واقعیـت است که سیـاست امری کاملاً خردورزانه و عقلانی برای سامان دهی امور عمومی مردم به بهترین شیوه و با کمترین هزینه است. به عبارت دیگر اگر حکومت و دولت را حاصل قرار داد نانوشته افراد ملت برای تفویض اختیارات و بخشی از آزادی ها بدانیم که در ازای آن مردم انتظار دارند دو گوهر مهم یعنی امنیت و رفاه را تحت سایه سپهر عدالت بدست آورند، «سیاست» محور مرکزی این تعامل است. از این رو سیاست درواقع، امری ممدوح و مفید است. اما در این بین چیزی که آفت محسوب می شود دست درازی و دخالت نابجای کنشگران سیاسی جامعه درنهادهای گوناگون یک سیستم اجتماعی است که در واقع به این سیطره  سیاسی  جامعه توسط کنشگران نهادهای سیاسی آن عنوان سیاست زدگی اطلاق شده است.

همگان معترفند که آموزش پرورش کلید توسعه هر جامعه ای است.آن زمان که بزرگان تعلیم تربیت از جیمز و دیویی به عنوان پایه گذاران مکتب پراگماتیسم تا مارکس و  وبر و دورکیم به عنوان موسسان علم اجتماع دوگانگی های ساختار و کنش را در نظر داشتند یکی از واحدهای اصلی بررسی آنها نظام های آموزش پرورش بوده  است.بنابراین آموزش پرورش در هر نظام ،ساختاری است که در آن کنشهایی متاثر از سایر اجزاء سیستم جامعه  انجام می پذیرد و این کنشها گاها منجر به تولید و بازتولید کارکردها یا کژکارکردهایی می شود که به نوعی می توان گفت کنشهای بعدی را شکل می دهند. نهاد آموزش پرورش در شهرستان کوهدشت یکی از آن حوزه هایی است که به شدت از کنشهای  کنشگران سیاسی متاثر بوده و به نوعی طی سالیان گذشته  کژکارکردهایی در آن شکل گرفته که اصلاح  آنها همتی بس ژرف را می طلبد.

چند صباحی توفیقی حاصل شد که در یکی از واحد های اداری آموزش پرورش کوهدشت مشغول به خدمت شدم . تجاربی  نصیب این حقیر گردید که به نوعی بیان آنها ذکر مصیبت عظیمی است به نام سیاست زدگی که  همچون اختاپوسی قدیمی چنان این حوزه از فرهنگ جامعه را در چنبره خود گرفته که از آن به  «قوز بالا قوز »یاد کرده ام . یعنی ما در عرصه آموزش پرورش با مشکلات عدیده ای سرو کار داریم که به تایید همگان در استان لرستان مخصوصا در شهرهای کوچکی چون کوهدشت سیاست و سیاست زدگی بار این مشکلات را همواره بیشتر نموده است.

می خواهم بحث را با ارائه چند ماجرایی که برای این حقیر پیش آمد آغاز کنم.شروع هر روز کاری در آموزش پرورش کوهدشت با ماجرا یا ماجراهایی روبروست که دستان پلید سیاست زدگی را می توان در آن مشاهده نمود . ابتدا برای مطلع کلام  نمونه هایی از این اتفاقات جهت شاهد مثال ادعای خود آورده ایم و در ادامه به بررسی آسیب های این پدیده بر پیکره آموزش پرورش کوهدشت می پردازیم:

ماجرای اول:

دو ماهی پس از شروع بکار خود با همکاری دوستان واحد ضمن تشکیل کمیته ارتقا ءکیفیت در واحد مربوط به حوزه کاری خود به بررسی آسیب های سازماندهی نیروی انسانی طی سالیان گذشته پرداختیم. حاصل جلسات متعدد این کمیته تدوین منشور سازماندهی  بود که به تایید اعضای کمیته و طرح و تایید در جلسه شورای اداری رسید . در قالب بخشنامه ای به اطلاع کلیه همکاران ذینفع رسانده شد.  جهت تاکید بیشتر مفاد آن در قالب تراکتی بر روی بنر روزها چشم رهگذران را به خود جلب می کرد. نمونه ای از منشور مذکور در اختیار کارشناسان استان قرار گرفت و تحسین ایشان را برانگیخت. ما سرشار از امید و مصمم بر انجام درست کار برنامه زمان بندی ساماندهی را در دستور کار قرار دادیم .متاسفانه شروع عملیاتی کار مواجه شد با کارشکنی خود دوستان عضو شورای اداری مبنی بر این مدعا که به احتمال زیاد تغییرات اداری و مدیریتی وجود دارد و سازماندهی خردادماه راه به جایی نمی برد .اصرار ما کارساز نبود و این کار باعث شد ما از برنامه زمان بندی  دو ماه عقب بیافتیم. با هزار سلام وصلوات و فشار و تهدید ساماندهی تا پانزده شهریور به اتمام رسید و ما آسوده از این که مدارس امسال در اول مهر پنجره خالی ندارند یک هفته ای را با خیال آسوده به مرخصی آمدیم تو نگو سال تسویه حساب سیاسی است! در هفته اول مهر متوجه شدیم بدون اطلاع مقطع دو نفر از همکاران ۲۴ ساعت موظف ما در گروه علوم پایه مفتخر به کسب منصب معاونت مدارس شده اند فارغ از اینکه هر کدام در چند آموزشگاه دارای ابلاغ آموزشی می باشند!!؟ در هفته سوم مهرماه  موج جدید نقل و انتقال سیاسی تازه کلید خورد تعداد ۹ نفر از همکاران متقاضی انتقالی که با آنها در کمیسیون های قانونی به دلیل نیاز مبرم مقطع مخالفت شده بود با دریافت توصیه نامه هایی از… تک تک ، دودو ، جمعی همه رفتند.آموزش ماند با بیش از ۲۴۰ ساعت کمبود نیرو در دروس پایه  و تخصصی . در آبان ماه پروژه تقلیل ساعات به سفارش بزرگان استارت زده شد معافیت از تدریس ، تدریس در دروس غیر مرتبط به همراه خروج از مقطع و ورود در بخش های راحتی چون طرح شاهد، بهداشت و استادکار و …. وای که سیاست چه جهنمی را برای آموزش و پرورش ما پدید آورده است.

ماجرای دوم:

تازه روز کاری ما شروع شده بود، به اتفاق همکاران می خواستیم بر روی یک برنامه ابتکاری در جهت تقویت کیفیت آموزشی کار کنیم که سر و صدای بلندی توجه ما را به خود جلب کرد بیرون رفته مشاهده نمودیم که یکی از شهروندان محترم شاغل در حرفه تعویض روغنی ، معلوم بود سر زده از محل کارش به اداره آمده دست یکی از همکاران آموزشی را در دست گرفته با داد و هوار می خواست حق از دست رفته سیاسی منبعث از رایی که داده را برایش از معاونت محترم بستاند. شکسته شدن دیوار صوتی به همراه ازدحام جمعیت بیکار همیشه حاضر!!  مفسر!! و مفتش !!حین و بعد از آن ماجرا سودای پرداختن به کیفیت آموزشی را در آن روز از سر ما پراند… غافل از اینکه  نمک شام سیاسی دندان گیرتر از پیشبرد اهداف آموزش و پرورش در این شهرستان است!!

این ها نمونه هایی اندک از خیل بسیار زیاد خاطراتی است که هر کدام از همکاران محترمی که از دور، دستی برآتش آموزش پرورش کوهدشت دارند می توانند به خاطر مبارک بیاورند .این ماجراها مدخلی است برای ورود به بحث آسیب شناسی سیاست زدگی در آموزش پرورش . در زیر بر آن  شده ایم که به بررسی آسیب های این پدیده شوم بر تغییر مسیر آموزش پرورش کوهدشت بپردازیم. اطلاعات کسب شده که در ادامه می آیند از لابلای مصاحبه های غیر رسمی که با صاحبان تجربه از دوجناح سیاسی این شهر به عمل آمده جهت استفاده و انشااله حرکتی در مسیر کم رنگ کردن آن به اطلاع دلسوزان این عرصه رسانده می شود.

بررسی تاثیر سیاست زدگی بر مولفه های اصلی نهاد آموزش پرورش (نمونه موردی شهرستان کوهدشت)

آسیب ها در حوزه انتخاب مدیران:

مدیران مغز متفکر و بازوان اجرایی برنامه های آموزش پرورش هستند.در جامعه سیاست زده کوهدشت معمولا آسیب های زیر بر این حوزه وارد می شود:

۱-گم شدن شایسته سالاری در لابلای دیدگاه های جناح محور و تنگ نظری های سیاسی :  طی سالیان گذشته دو دیدگاه مخرب بر شیوه انتخاب مدیران آموزش پرورش چه در سطوح اداری و چه آموزشی موثر بوده اند الف)مشرب غوغاسالاری و جوسازی  به همراه چاپلوسی و هیاهو محوری  ب) مشرب انحصار طلب تمامیت خواه که هموراه همه چیز را از دایره تنگ حلقه محور خود تماشا می کند و با این تز که الکی کسی را بزرگ نکنید به مقابله با شایسته سالاری و نقد مشفقانه می رود( عدم صدور ابلاغ برای بسیاری از پست های مهم و تاثیر گذار در آموزش پرورش کوهدشت ،اعم از معاونت ابتدایی ، کارشناس مسئول آموزش متوسطه ، برخی کارشناسی ها  برای مدت بسیار طولانی  به نوعی  ناشی از این نوع نگرش هاست!! (شاید این اتفاق فقط در آموزش پرورش کوهدشت بیافتد که کرسی یک معاونت مهم و تعدادی کارشناسی تاثیرگذار برای مدت نزدیک به یک سال بدلیل قحط الرجال خالی بماند!!)

۲-تاثیر گذاری و نفوذ ژرف سایر دستگاه های اداری و غیراداری به همراه نفوذ افراد متنفذ سیاسی اجتماعی در قالب نمودن  افراد مورد نظر خود بدون در نظر گرفتن هر گونه شایستگی (نمونه ماجرای دوم تعریف شده در بالا و موارد مشابه آن نشان می دهد که شاید این اتفاق فقط در جامعه ی سیاست زده ای چون کوهدشت بیافتد که متنفذین اجتماعی و بازاری خود را محق  در دریافت و یا لغو ابلاغ مدیران آ. پ بدانند!!)

۳-عدم تناسب کاری بین سمت های اجرایی و افراد شاغل در این پست ها که خود می تواند عوارض عدیده ای را به همراه داشته باشد.

۴-و باز شاید این اتفاق که اول معاون آموزشگاهی مشخص  می شود یا معاونت اداره مشخص می شود سپس مدیر فقط در محیط سیاست زده ای چون کوهدشت اتفاق بیافتد . درحالی که ازحداقل اختیارات یک مدیر این باید باشد که معاون یا معاونینش با پیشنهاد او ابلاغ بگیرند به تبع این تفکر است که مدیر بایستی پاسخگوی عملکرد اعضای زیر دست خود باشد.

آسیب ها در حوزه نظارت و ارزیابی:

۱-عدم بازخورد صحیح نتایج بازدیدها : بدلیل  تسلط نظام کاغذ بازی و مستند سازی در یک جامعه سیاست زده به همراه در نظر گرفتن ملاحظات گروهی و رفیق بازی هیچ گاه آموزش پرورش کوهدشت نتواسته است نظام ارزیابی و سنجش عملکرد درستی  در خصوص همکاران اداری ، آموزشی خود به اجرا درآورد .(تدوین شده ولی اجرا نگردیده است)

۲- از آنجایی که نگاه سیاست زده صرفا بدنبال رضایت دیگران است لذا بین فعال و غیرفعال در همچین جامعه ای همواره تساوی وجود دارد.این امر منجر به کاهش میزان انگیزه در بین خیل عظیمی از همکاران شده است .(نمونه عینی آن پرهیز بسیاری از همکاران متخصص از حضور در مدارس خاص می باشد و …)

۳-عدم ضمانت اجرایی ارزیابی ها و بازرسی ها : چون در نگاه سیاست محور اغماض بیش از حد حاکم است بنابراین وجود تعداد بسیار زیادی از افراد بدون ابلاغ  یا بدون گواهی شروع بکار تا پایان ماه  های آبان و آذر به همراه عدم برخورد با افراد دارای گزارش عدم حضور گواهی براین مدعاست.

آسیب ها در حوزه برنامه ریزی خلاقیت و ابتکار

۱-عمر بسیارکوتاه دوران مدیریت: آموزش پرورش کوهدشت طی بیست سال گذشته تعداد۱۴مدیر و سرپرست را به خود دیده است یعنی میانگین دوران مدیریت هرکدام از مدیران این حوزه تنها در حدود ۱۶ماه بوده است. اگر به تبع تغییر هر مدیر تنها ۷۰درصد کل سیستم تغییر نموده باشد این سئوال مطرح می شود که آیا مجالی برای برنامه ریزی ، ابتکار و خلاقیت می ماند.

۲-روزمرگی به جای برنامه محوری:به گواه گواهان آگاه هیچ اداره  و هیچ دستگاهی به اندازه آموزش پرورش کوهدشت ارباب رجوع چه واقعی و چه غیرواقعی (همکارانی که صرفا جهت گذراندن اوقات فراغت خود در واحدهای اداری جمع می شوند و به بحثهای سیاسی داغ می پردازند) ندارد.حال حساب کنید در همچین اماکن پرازدحامی آیا می شود برنامه محور بود ؟به علاوه در نگاه سیاست محور به فرهنگ و آموزش  به دلیل عدم ثبات مدیریت و استفاده ابزاری از پست ها و موقعیت ها همیشه حرکات آنی ، تبلیغ محور، رسانه ای  و کوتاه مدت و روتین  جهت دریافت تحسین بالادست ها یا مسئولین امر بر برنامه ریزی های اصولی و ریشه ای که زمان بر و بلند مدت می باشد ترجیح داده می شود.

۳-نقل و انتقالات خارج از ضوابط و بدون برنامه :چون در مدیریت سیاست محور رضایت سیاسیون و تاثیرگذاران سیاسی همیشه از اهم واجبات بوده و می باشد لذا در مسئله سازماندهی نیروی انسانی که از اهداف زیربنایی برنامه ریزی آموزشی محسوب می شود مسئله مازاد و نیاز مبدا و مقصد زیاد محلی از اعراب ندارد نتیجه این تفکر  همان ماجرایی  می شود که باعث برهم خوردن تعادل و کلیت برنامه های اجرایی مقطع متوسطه شهرستان شد و در بالا تعریف گردید.در واقع خروج و ورود خارج از ضوابط هم تعادل ساماندهی مبدا را به هم می ریزد و هم مقصد را . دانش آموز بیچاره نیز در این بین سردرگم و مدیران مدارس عاجز از دست تغییر برنامه و بسیاری از مشکلات که در اثر این بازی دومینوی سیاست است که بر سر آموزش پرورش می آید.

۴- موضع گیری های غیر تخصصی و غیر علمی  متاثر از مشرب غوغا سالاری  به جای ارزیابی انتقادی علمی مانعی بزرگ بر سر راه بروز خلاقیت و ظهور برنامه محوری  خواهد بود. در جامعه متاثر از بازی سیاسی همه کارها و برنامه های جناح حاکم  از نگاه جناح شکست خورده محکوم به شکست، سیاسی کاری و غیرکاربردی قلمداد می شود لذا در این فضا هیچ گونه مشارکت یا نقد مشفقانه ای صورت نمی پذیرد.نگاه ها در این فضا بسیار رادیکالی است و مردمان بیشتر از دو رنگ سیاه و سفید رنگ دیگری نمی شناسند.

۵- مشارکت گریزی در بین اعضای خود جناح حاکم  به خاطر تنگ نظری های سیاسی و سرخوردگی ناشی از احساس محق بودن که متاثر از عدم وجود چاچوب درست در انتخاب پست ها می باشد مانع از شکل گیری کارگروه های تخصصی در جهت پربار نمودن برنامه ریزی کیفیت محور می باشد. برخلاف مورد قبل در اینجا منظور نوع نگاه دوستان پیروز و صاحبان یک سلیقه سیاسی است که حاضر به مشارکت در طرح ها و برنامه های خلاقانه نیستند. ( نمونه عینی آن : در دعوتی که از ۷۰ نفر همکار دارای تخصص از بین دوستان صاحب نظر جهت تشکیل کارگروه های تخصصی برای ارتقاء کیفیت آموزشی  در آبان ۹۲ به عمل آمد تنها ۲۵ نفر حضور نیمه فعال سست گونه ای داشتند و در پایان بله …!!)

آسیبب ها در حوزه دانش آموزی

۱-خروج نیرو های مجرب و مفید در بخش  آموزش از این بخش و ورود آنها به سمت های بسیار نازل اداری که به راحتی توسط بسیاری از افراد مازاد یا دارای رشته های غیرتخصصی قابل جبران می باشد آثار مخربی را برای کیفیت آموزشی بدنبال خواهد داشت.(برخلاف بسیاری از مناطق آموزشی دیگر در جامعه سیاست زده کوهدشت گرفتن یک ابلاغ  غیر آموزشی و لو معاونت مدرسه یا متصدی صرف درادره بسیار ارجحیت دارد بر یک دبیر فعال  و خوش نام و بسیار موثر و مطلوب .این در واقع اوج تنزل مقام و جایگاه معلم در جامعه سیاست زده است.)

۲-پریدن رنگ نشاط و شادابی از چهره  مدارس به دلیل تمرکز بیش از حد برنامه ها و کم انگیزگی مدیران و مربیان مربوط ، تغییرات مکرر برنامه و دبیران ، عدم استفاده صحیح از ظرفیت های انجمن اولیا و مربیان و شوراهای مدرسه  و معلمان و … که همه این ها به نوعی کم انگیزگی آموزشی را به دنبال داشته و دارد.

۳-ترجیح کمیت محوری بر کیفیت پروری در حوزه ارزشیابی و امتحانات دانش آموزان:در جامعه سیاست زده معمولا ارائه آمارهای کمی بر فعالیت های کیفی ارجحیت دارد . ارتقاء معدل و افزایش درصد قبولی از طریق ارزشیابی بدون کنترل و ضابطه ،برگزاری آزمون های پیشرفت تحصیلی  بدون بازخورد  و صوری ، ظهور قارچ گونه مراکز از راه دور  و موسسات آزاد جهت صدور پول محور مدارک تحصیلی گواهی بر این مدعاست.

۴-ایجاد روحیه کم کاری در بین همکاران آموزشی دو گروه   الف)افراد جناح پیروز به خاطر انتظار دریافت ابلاغ غیرآموزشی یا کم کاری در جهت اعتراض به دلیل نگرفتن حق سیاسی خود (این جمله را بارها شنیده اید: ما پدرمون دراومد و دیگران خوردند و بردند و… !!!) ب) کم کاری در جناح مغلوب به دلیل سرخوردگی و مقابله سیاسی با جریان مسلط . تاوان این کم کاری ها باری می شود بر دوش دانش آموز و خانواده ها. آمار بالای استفاده از کلاس های آزاد و خصوصی در دروس مختلف گواهی بر این مدعاست. خیل عظیم خانواده های کم بضاعت در این ماراتن کلاس آزاد و کنکوری چنان عقب مانده اند که به ندرت مثل سابق از بین خانواده های طبقات پایین جامعه دانش آموز موفقی ظهور و بروز پیدا می کند در حالی که در گذشته نه چندان دور این دیار ،بسیاری از قبولی ها و رتبه های پایین کنکور برخاسته از طبقات محروم جامعه بودند که یک دلیل مهم آن،  همین مطلبی است که در این بند بدان اشاره گردید.

۵-بازتولید نگاه سیاست زده در بین خود دانش آموزان و سرایت این گونه تفکر در بین دانش آموزان به نوعی که همواره منتظر تغییر کادر آموزشگاه خود می باشند یا  وقت گران بهای ایشان در پیچ و تاب بحث های بی نتیجه سیاسی تلف خواهد شد.از طرفی چون دانش آموز ما نیز این واقعیت تلخ سیاست زدگی را لمس نموده بنابراین انگیزه اندکی در همراهی نمودن و مشارکت در طرح های آموزشگاه مطبوع خود دارد.(سرایت افکار تخریب محور همکاران آموزشی در کلاس های درس مزیدی بر این  علت می باشد .)

۶- پدیده شوم سیاست زدگی گاهی تا درون خود کلاس رسوخ کرده و به نوعی قداست یکسان نگری و عدم تبعیض در کلاس درس  را در هم شکسته است.یعنی به گواه  بسیاری از دانش آموزان نوع برخورد برخی از همکاران منجر به احساس نوعی تبعیض در  توجه به دانش آموز  با توجه به پایگاه اجتماعی سیاسی والدین شده است. به نوعی که گاهی تنش هایی بین دانش آموز و معلم یا والدین و اولیا مدرسه با  تاثر از این دیدگاه ها پدید می آید.

آسیب ها بر حوزه خانواده:

۱-بالا رفتن سبد هزینه آموزشی خانواده ها: به دلایل مذکور در بالا دیوار اعتماد در بین خانواده ای که تنها سرمایه خود را آینده فرزندانش می داند و مدرسه سیاست زده آنگونه فرو ریخته که حاضر به حداقل مشارکت در این زمینه نیست. فوج عظیم استفاده از آزمون های آزاد و کلاس های خصوص ی و آزاد و …. گواهی بر این مدعاست.خانواده حاضر است برای یک دوره آزمون کم مایه بیرون از مدرسه مبالغ هنگفتی را هزینه نماید ولی با ارائه مبلغ اندکی در جهت کیفیت اموزشی فرزند خود در مدرسه نالان می شود.

۲-گاهی برعکس این عامل اتفاق می افتد .یعنی در آموزش پرورش سیاست زده گاهی اوقات دخالت نابجای والدین در امور آموزشی و تربیتی که برخاسته از همان ریزش اعتماد طرفین به خاطر مسائل سیاست زدگی است منجر به کندی کارکردهای اصلی آموزشگاهها می شود. یعنی چالش هایی بین اولیا ی دانش آموزان و کادر اجرایی آموزشی مدرسه بوجود می آید و کارکرد اصلی اداره آموزشگاه را مختل می نماید. البته این چالش بیشتر دامن گیر خانواده های طبقات متوسط و بالاتر جامعه می باشد. و ….

سخن آخر

تلاش و کوشش مجدانه و بی توقع  بسیاری از همکاران آموزشی و اداری این دیار که بار بسیار سنگین تربیت را به دوش می کشند منافاتی با مباحث این سطور ندارد.نگارنده همواره خود را مدیون معلمان عزیزی می داند  که چگونه اندیشیدن و حساسیت نسبت به سرنوشت فرهنگی اجتماعی را درست آموخته اند. ولی بیان واقعیات تلخ  زندگی اجتماعی خود در این دیار بایستی دغدغه اصلی هر کسی باشد که در سر سودای اصلاح اجتماعی را می پروراند.شاید در ذهن خواننده منصف این سطور بسیاری فاکتورهای دیگر در خصوص آسیب های سیاست زدگی بر پیکره نحیف آموزش پرورش این دیار نقش بسته باشد. گزاره هایی همچون اتلاف وقت و انرژی در حین کار جهت تبلیغ و فعالیت سیاسی ، استفاده از اموال بیت المال برای منظورهای خاص سیاسی ،درنظر گرفتن مناسبات سیاسی در بحث استخدام ها و گزینش ها و ….. لذا می خواهم بگویم که  در این مقال کوتاه فرصتی یافتیم تا با بررسی مختصر ابعاد تاثیرگذار ساختارهای خودساخته سیاست بر یکی از موثرترین نهادهای تربیتی بشر آشنا شویم .حال این سئوال مطرح می شود که چه باید کرد؟آیا باید نشست و شاهد بازتولید مکرر این لولوی خودساخته شد؟ آیا وقت آن نرسیده است که فرهیختگان دلسوز این دیار از گوشه های عافیت خویش سر برآورند و به دنبال مرحمی بر این زخم کهنه باشند؟چه بخواهیم وچه نخواهیم چه بپذیریم و چه نپذیریم گرفتار این بلای فرهنگ کش گشته ایم.خودهای گذشته ، خودهای حال و خودهای آینده مان در این زندان  مخوف زیبانما اسیرگشته است.از نقل مجالس شخصی تا عمق جلسات اداری ، از کف خیابان ها و گذرگاه های شهر تا قله کوه های مرتفع این دیار رگ های گردن برآمده از تعصبات کور سیاسی نمایان است. کارگردانان اصلی این  چهره آرایی خیمه شب گونه چنان صحنه را برای  مطالبات فرزندان این دیار آراسته اند که سقف خواسته فرهیختگان پرادعای آن حضور بی تدبیر و فارغ از اختیار در یک کارشناسی اداری یا معاونت یک آموزشگاه دورافتاده روستایی است.قهقهه ی برخاسته از فتح الفتوح صندوق انتخابات برای شیک پوشان این دیار صرفا نمایشی در جهت  تخلیه مباحث به اصطلاح همالی گری قبل از انتخابات است !  این را یواشکی بگویم که برای دریافت کدامین حق و طلب  یا پیگیری کدامین مطالبه عمومی در روز انتخابات بسیاری از حق و حقوق دیگران را نادیده می گیریم؟ آیا آمار بیکاری بالای ۴۰درصد در این شهرستان گواهی بر این مدعا نیست که سطح مطالبه فرهیختگان این دیار طی ۳۰ساله گذشته بسیار بسیار پایین و حتی ناچیز بوده است؟

سخن به درازا کشید .درد دلی بود برخاسته  از رسالت معلمی ، یعنی روشنگری و آگاهی بخشی . تنها کاری  که از همه ما برمی آید باید همین باشد.هم شاگردیان عزیز، تنها دستان من و تو می توانند این علف های هرز باغچه باغ فرهنگی این دیار را بکنند و دور بریزند. بنابراین  توصیه آخر این حقیراینست ، بخوانید، بگویید، بنویسید، روشن کنید  و عمل کنید.

ایام بکامتان

 

 

 

 

 

 

 

برچسب‌ها

دیدگاه

  1. عالی….

    [پاسخ]

    اصلاح طلب در :

    آقای جمالی الآن اگر بخواهند خود حضرتعالی را از اداره جابه جا کنندچه میکنی؟
    عملکرد شما در قبال این سوال یعنی سیاست زدگی!
    خیلی ساده و پر مفهوم!
    کشکان بزن توهینی در کار نیست.
    درد ما این است که مردان اصلاح طلب و منتقد واقعی کنار نشسته اند و دیگرانی که راه پنهانی منزل می دادند به منزل می رسند! بهترین نمونه هم مسئول … است. ره پنهانی منزل او داند و سه چهار تن دیگر…

    [پاسخ]

  2. دوست و همفکر عزیز جناب آقای جمالی ! بث الشکوایتان را که حاکی از احساس مسئولیت فرهنگی اتان است به دیده احترام می پسندم. جادارد یادی کنیم از معلم انقلاب و انقلابیگری زنده یاد دکتر شریعتی بزرگمردی که درد شناس بود .شهامت بیان درد داشت و مهمتر اینکه هنر بیان درد های جامعه راداشت .این ایام سالگرد آن دردمند سفر کرده است یادش گرامی و راهش پر رهرو! حکایت سایه افکنی چتر سیاست بر مسائل فرهنگی – اجتماعی -اقتصادی ومتاسفانه اخلاقی ای این دیار حکایت تلخ ودردناکی است. جالب اینکه معلم در زیر این چتر هم قربانی کننده است زیرا با انرژی عظیم آموزش و پرورش با فدا نمودن اهداف بلند تعلیم و تربیت جاده صاف کن سیاسی کاری هاست و سطح توقعات و مطالبات را نزول نموده! وهم قربانیست چون بالارفتگان از پله آموزش و پرورش کمترین دینی برای دفاع از حق وحقوق آن در خود احساس نمی کنند! مادامی که عدل و حق در نظام آموزشی ما به معنی “یضع الامور فی مواضع ها” هر چیزی در جای درست آن قرار نگیرد وسهم هر حوزه ای عادلانه نباشد داستان همین است . و این مهم میسر نشود الا به همت اهل فکر و دلسوزان حوزه فرهنگ شاید روزی بتواند قدر بیند وبر صدر نشیند. انشاالله

    [پاسخ]

  3. دردمندی از سرزمین دردها

    منتقد خوش فکر , جناب آقای فرشادجمالی ! مطالب شما بسیار بجا و قابل تأمل است . بیان دردهایی است که پست طلبان پست همت همواره از درمان آن عاجز بوده و هیچگاه در صدد بهبود آن نبوده اند . اینان مردم بی دردی هستند که منفعت شخص را بر مصلحت شهر ترجیح می دهند . ” از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی درد ندانی که چه دردی است ”
    به امید روزی که نخبگان شهر پایمال حوادث مردم بی درد نشوند و سکان اداره شهر را بدست گیرند .

    [پاسخ]

  4. عالی بود . هم انتقاد بود و هم راهکار اما گوش شنوا کو ؟

    [پاسخ]

  5. باسلام خدمت آقای جمالی،فرهنگی هیأتی.جانا سخن از زبان همه میگویید.

    [پاسخ]

  6. جناب دوست محمدی بعید میدونم این اراجیف را مطالعه کرده باشی و انتشار داده باشی
    چون یه داستان سر و دم بریده بی مزه خیالی شخصی ست و ارزش انتشار عمومی ندارد برخی باید بدونن چون استعداد بزرگ شدن ندارن خودشون رو هم برای بدنام کردن همسایه از بام بندازن کسی نمی شوند…

    [پاسخ]

    واقع گرا در :

    جناب فرهنگی .خدا وکیلی حکایت جالب وخواندنی ودرد دل تمام فرهنگیان دلسوز این دیار است چرا شما لحن صحبت هاتون این جوری است بعد هم اسم خودت را فرهنگی گذاشتی از صحبت هایت که بوی فرهنگ نمیاد.خداوکیلی

    [پاسخ]

  7. مومن اگر خودت خوب فهمیدی چی گفتی ما که نفهمیدیم.
    خلاصه بگو.
    زیاده …….. است…..

    [پاسخ]

  8. اتفاقا خود جنابعالی از جمله کسانی بودید که بعضی از ابلاغها را بی جهت صادر کردید در جلسات قسم جلاله میخوردی که همه معلمان فلان رشته به یک اندازه ساعت تدریس دارند بعدا دیدیم ودیدید که افراد زیادی ولو یک سات موظفی نداشتند الله اعلم

    [پاسخ]

    فرشاد جمالی در :

    باسلام دوباره بخوان با دقت بیشتر و بدون غرض .متشکرم

    [پاسخ]

  9. همکار گرامی جناب آقای جمالی پس از آرزوی قبولی عبادات برای شما بعرض برسانم که سایه شوم وسنگین تملق و ریا مانند افت که دردرختان مثمر موجب زایش میوه مریض است امروز ه علاوه بر آسیب های که حضرت عالی بجا وبه شایستگی به آن اشاره داشتید در حوزهای مختلف آموزش وپرورش خصوصا دربخش ستادی درحال نهادینه شدن است بی ثباتی سیاسی،ترس از مدیران سالیان دور،عدم توانایی در تدریس و…… از دلایل ترویج تملق و ریا است که لازم بود به این موضوع هم اشاره می نمودید

    [پاسخ]

  10. سلام علیکم .جناب اقای جمالی بیشتر افاضاتتان راقطعا منطقی وقابل قبول میدانم اما بشدت به ضعف مدیریتی جنابعالی هم اعتقاد دارم !

    [پاسخ]

  11. آقای رستم پور به نکته خوبی اشاره کردی.معلم در این میدان هم قربانی است و هم قربانی کننده! از آقای جمالی بخاطر نقدش تشکر می کنم .ادامه بدید!

    [پاسخ]

  12. سلام بر معلم دلسوز،جناب جمالی،نظم ذهنی ،قلم روان ودرد مند شما در نوشته هایتان ترغیبم کرد تاصادقانه تحسینتان کنم وبر مبانی گفتارهای آمده در نوشته شما اشکالی کنم.
    معادله آغازین شما در باب حکومت ودولت دارای فقر مبانی ومجهولات بزرگی است که تا پاسخش را نیابید ،قلم روان ودل دردمند وذهن خلاقتان راناکار آمد می سازد.
    عزیز فرهنگی درد مند ،حکومت ودولت قراردادی مکتوب ونوشته شده است که نه مردم بلکه،خالق وناظم حقیقی عالم در رساله اعظم خویش برای سعادت بشریت در اختیار اساتید برجسته تعلیم وتربیت بشر گزارده است.
    نقطه شروع گمراهی وباعث همه انحرافات وآسیبها که حضرتعالی هم به پاره ای از آنها به درستی اشاره نموده اید زمانی است که نوع انسان خود را ازخالق هستی بی نیاز دید واراده نمود مرکب حکومت را از آسمان به زمین کشانده ،خویش تن خویش را بر آن سوار نموده وبه تدبیر امور عالم وآدم بنشیند،کج راهه ای که برای بشریت زحمت وسرگردانی را به ارمغان آوردواندک دستآوردی که آن هم توسط ارباب قدرت به دست آویزی برای استثمار بشر مبدل شد.
    مکتبی که در آن به جای راهنمایان الهی، جیمز ودیویی ،مارکس ووبرو…اساتید آموزش وپرورش بشریت شده اند .
    معلم دلسوز ،تمام ناگفته ها را یکجا عرض میکنم ،این خانه از پای بست ویران است،باید به سرچشمه حقیقت برگردیم وبراساس آن به اصلاح دستگاه تعلیم وتربیت بنشینیم والا آش همین وکاسه…موید باشید.

    [پاسخ]

    فرشاد جمالی در :

    ضمن تشکر وافر از نگاه تیز بین شما و تایید فرمایشات جنابعالی ، سخن در این عریضه برسر این است که داستان سیاست زدگی در این دیار نه تنها آن نگاه حقیقت بین منبعث از انوار آسمانی را خاموش نموده و حتی گاهی رذایلی را به جای فضائل نشانده ،بلکه از قراردادهایی که ابناء بشر هرکدام براساس مشرب خاص خود برای سعادت دنیوی وی تدوین نموده و به نوعی عملیاتی کرده را نیر لگدمال می نماید….

    [پاسخ]

  13. با سلام , همکار گرامی باوجود این همه سیاست زدگی آقای جمالی خود را مبرای از این ضعف مدیریتی ندانسته ؛ فلهذا ایشون موانع سر راه خدمت گذاری به امر تعلیم وتربیت در حال مسکوت این دیار را از سر دلسوزی و با دلایل مبرهن بیان نمودند.

    [پاسخ]

  14. سلام آقای جمالی ببخشید بدون مقدمه به شما بگویم که خود شما امتحان خوبی پس ندادید.به یک دبیر ۸ساعت وبه دبیری دیگر ۲۴ ساعت تدریس می دادید.این چه معنی داشت جز نا آگاهی وبی عدالتی.

    [پاسخ]

    فرشاد جمالی در :

    مهران جان !خدمت شما و برخی دوستان منتقد عرض کنم که اگر با دقت ماجرای اول این عریضه را مطالعه فرمودید باید حساب کار دستتان آمده باشد که این ماجراها از کجا آب می خورد. اگر اجحافی در حق کسی شده یحتمل یا نمک سیاسی نداده ! یا به بزرگی انتساب نداشته ! و یا توصیه نامه ای از مکانی نیاورده ! مارو سننه!!اگر تحمل این مظالم برایم آسان بود خوب ما هم می ماندیم.کمی منصف تر باشیم.

    [پاسخ]

  15. جناب جمالی واقعیت ها را بیان داشتی ازت سوالی دارم ایا صحت داره شما از دوستان و اتاق فکر کاندید این روزهای مجلس جناب فردین گراوند هستید ؟ و ازش حمایت میکنید

    [پاسخ]

  16. جمعی از فرهنگیان شهر ستان کوهدشت

    دوست عزیز وهمکار دلسوز جناب آقای جمالی،ضمن عرض سلام وقبولی طاعات وعبادات شما درماه پرخیر برکت رمضان ،قلم توانا ودرمند شما باعث شد که تحسینتان کنم، حکایت سایه افکنی چتر سیاست برمسائل فرهنگی این شهرستان مرابرآن داشت تفسیرآیه (۷)سوره بقره که در تفسیر نمونه آمده بیان کنم،این آیه اشاره به تعصب ولجاجت می کند و می فرمایید:آنها چنان در کفر وعناد فرو رفته اند که حس تشخیص راازدست داده اند “خدا بر گوشهایشان مهر نهاده وبرچشمهاشان پرده افکنده است” (ختم الله علی قلوبهم وعلی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه) طبق این آیه خداوند بردلها وگوشهای این گروه مهر نهاده وبرچشمهاشان پرده افکنده .متاسفانه سیاست زدگی دراین شهرستان تاآنجا پیش رفته که باعث سلب حس تشخیص ودرک واقعی از افراد بخصوص فرهنگیان این دیار شده است واصولا آمادگی روحی برای پیروی از حق وحقیقت وتسلیم شدن در برابر آن راندارند وسایه شوم وسنگین تملق وریا،تعصب ولجاجت کورکوانه که فرزندان ناخلف سیاست زدگی می باشند تاجای پیش رفته که به دردهای کاملا بدیهی آموزش وپرورش که به قلم توانای شما بیان شده بتازند و بخاطر دوساعت اضافه کار ناقابل براین درد های سرطانی که دامن گیر همه ماشده مهر بطلان بکشند در واقع این حالت عکس العمل وبازتاب اعمال ما فرهنگیان است نه چیز دیگر.

    [پاسخ]

  17. محمد علی کسمرادیان

    اقای جمالی عزیز دوست و اشنا ی خوب من اول از حسن نوشتارتان بگویم که خوب شروع کرده ای چون ندای دردمندانی قلمت شیوا و رساست و ذهنت مستقل واما مطلب دوم بر میگردد به زما ن مسیولیت شما حضرتعالی با شناخت کامل از این اوضاع و احوال سکاندار این سمت شدید زیرا بیش از ۲۰ سال از سیاست زدگی در اموزش و پرورش اگاه بودید بعد شما منتسب به نماینده ای بودید که برای اولین بار منتخب مردم بود و به یقین میدانستید باید همفکران اورا حتی در صورت نداشتن صلاحیت باید مدیر میکردی و بازهم با شناخت و اگاهی از ابن مسیله پذیرفته بودید در زمان حضرتعالی تمام مدیران و معاونین زیر مجموعه متوسطه عزل شدند شما در مقابل کدامشان مقاومت کردید یا خدای نکرده هیچکدام از مدیران و معاونین قبلی صلاحیت نداشتند مصداق بیاوریم مدرسه تیزهوشان متوسطه را دادید دست معلمی از راهنمایی و چون سناخت کاملی از دبیران متوسطه نداشت این وضعش است که مشخصه چرا اینکار رو کردی عزیز ایا این خیانت اشکار قابل بخشش است اما استعفایتان شما بعد از منصوب کردن تمام زیر مجموعه تان با سفارش بقول خودتان بازاری و قصاب و ………….چرا همان موقع استعفا ندادی گذاشتی به خاطر خودشیرینی ببخشید در زمان مدیر جدید استعفا کدی و با یک تیر دو نشان زدی یک من همراه نیستم پس میروم دو ژست روشنفکریتان که بخاطر مسکلات موجود در گفتار بالا بیرون زدی ببخشید بزرگی میگوید بهترین سخن انست که هیچ مصلحتی گفتن انرا ایجاب نکند اگر تند و رک نوشتم معذرت میخواهم اما در اخر نیت هرچه بوده ما به فال نیک میگیریم وامیدواریم شما را در کسوت نمابندگی شهر و مقامات بالاتر ببینیم

    [پاسخ]

  18. بسیار خوب و شیوا بود شما را میستاییم

    [پاسخ]

    دوست در :

    جنا ب گراوند .چرا از استخدامی های ناحق چیزی نگفته .اول شرکتی بعد قراردادی سپس آزمونی .مگر مردم چه گناهی کردن بازیچه یکسری افراد نالایق شدن. متاسفانه در کوهدشت هرکس صاحب پستی می شود انگار سندش به نامش کردن وهر کاری دلش خواست می کند .

    [پاسخ]

  19. گفت اند :” شرف المکان بالمکین”ارزش مناصب را کسانی تعیین می کنند که عهده دار آنها می شوند.روزی که جناب جمالی سکان آموزش متوسطه را در دست گرفتند برای اهل فن عیان بود که شایستگی لازم را برای این مسؤلیت ندارند.هرچند انسانی ساده و بی آلایش به نظر می رسند اما برای برعهده گرفتن مسؤلیت تنها پاکی کافی نیست .داشتن تجربه لازم،کارایی و نیز کاردانی، هوش بالا و قدرت تدبیر و از همه مهم تر داشتن شخصیت یا همان کاریزمای متناسب با آن پست از جمله شرایط لازم برای هر مسؤلی است که جناب جمالی ازاین شرایط کم و بیش بی بهره بودند.ایشان درصورت داشتن کاریزما می توانستند در برابر عوامل مخل یا موانع اجرای برانامه هایشان مقاومت کنند .با داشتن تدبیر و هوش کافی، دیر هنگام متوجه تغییر ابلاغ دبیران و مدیرانشان نمی شدندو…به یاد دارم روزی به بنده پیشنهاد کردند در فلان دبیرستان ادبیات تدریس کنم. عرض کردم من نیروی راهنمایی هستم. جاخوردند و سپس فرمودند:آها شما را با برادرتان اشتباه گرفتم . باز عرض کردم ایشان هم دبیر ادبیات نیستند.و الی آخر .معتقدم در همین کوهدشت هم می توان کار کرد و مؤثر بود . می توان بسیاری از سنت های ناروا را در آموزش و پرورش تغییر داد.می توان آموزش وپرورش را به مسیر اصلی آن باز گرداند و…به شرطی که کار را به کاردان بسپاریم.

    [پاسخ]

    فرشاد جمالی در :

    گل آقا جون ! از کی تا حالا تدریس پیشنهادی شده که ما نمی دونستیم.؟

    [پاسخ]

    گل آقا در :

    تدریس معمولاً پیشنهادیه جناب جمالی ،لابد می فرمایین اجباریه! به حافظه مبارک مراجعه بفرمایین موارد بسیاری را به یاد میارین که به فلان دبیر گفتین فلان جا این مقدار ساعت درس داریم برین تدریس کنین. این یعنی پیشنهاد و نکته عجیب و کار بدی هم نیست !! جهت یادآوری در آن مورد چند ساعت درس ادبیات دبیرستان نمونه امام علی (ع) را پیشنهاد فرمودیدکه منجر به آن پاسخ شد. اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً

    [پاسخ]

  20. دراین شب سیاهم گم گشته راه مقصود
    ازگوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

    [پاسخ]

  21. آقای جمالی به نکات قابل تاملی اشاره نمودیدامیداست موردتوجه دوستانی قرارگیردکه بانی این رویه ناپسنده شده اند.

    [پاسخ]

  22. اصلاح طلباصول گرا

    جناب جمالی شما خودتان چرا از مقطع ابتدایی فرار می کنی که رشته تخصصی شماست چرا خانم فلانی که رشته زیست شناسی بود در پرورشی وغیره به کار گرفتی واز افراد غیر تخصصی جایگزین کردی

    [پاسخ]

  23. سلام برفرشادجمالی که اخیرا بامطالب خوب وانتقادی به سایت پرمخاطب کشکان ورود پیدا کرده اند.حقیقتی غیرقابل انکار را واکاوی نموده اید که همگان به آن اعتراف دارند وآن بیماری لاعلاجی به نام سیاست زدگی در زیربنایی ترین وکارسازترین وزارت خانه کشوراست .واینجا این بیماری کشنده تر ازهر جای دیگر است ومواردی که اشاره کرده اید واقعیت دارند هرچند موارد دیگری از این بیماری در این دیار بیشماراست وشما به آنها نپرداخته اید.
    … حقیقتا در چند سال اخیروضعیت اموزش وپرورش کوهدشت تاسف بارتر شده است که امیدواریم تابستان فرصت خوبی برای برنامه ریزی وپایان دادن به چالشهای موجود آن باشد.

    [پاسخ]

  24. اقای جمالی شما چگونه وبا چه مجوزی ….که در استثنایی نیروی فعال ومورد نیاز انها بود به مقطع متوسطه جهت تدریس ادبیات اوردی در حالی که ما دبیر ادبیات مازاد داشتیم قبول کن خود شما در عمل قانون را رعایت نکردی حال حرف زدن وانتقاد کردن از توان همه بر می اید

    [پاسخ]

  25. رطب خورده منع رطب چون کند جمالی جان خودت هم شریک جرمی در چند روز مدیریتتتان چه اجحافها یی که نشد دبیرستان نمونه پردیس تا پایان سال دبیر ریاضی نداشت چرا سکوت کردید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  26. اقای دوست محمدی مردم بیکار نیستند بشینن خیالات خام یه نفر رو مطالعه کنن بهتره در جهت بالا بردن مخاطب مطالب علمی فرهنگی و… بگذارید مثلا این اقا نه چهره ملی وحتی شهرستانیه ونه نظریه پردازه

    [پاسخ]

  27. گراوند ازشاگرای حضرت معصومه(س)

    اقای جمالی فقط بلدید حرف بزنیدمشکل جامعه ماادمایی هستندکه مثل شما فقط وفقط بلدندحرف بزنندجامعه مامردعمل میخواااااااااااااااااااااااااااااااااااااد اگه مسولین به یک هزارم حرفاشون عمل کنند جامعه ما الان تواین وضعیت نبود

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

تا انتخابات
عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
آمار سایت
    • 1
    • 9,711
    • 26,714
    • 192,550
    • 861,343
    • 11,647,008
    • 29,886,799
    • 45,982
    • شنبه ۵ فروردین , ۱۳۹۶
سایت های مرتبط