سرخط خبرها
امروز: شنبه, ۲۹ مهر , ۱۳۹۶ | ۰۳:۰۶:۰۷آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۷/۲۷ ،‌ ۰۹:۱۴
۲۸ خرداد ۱۳۹۴در ۱:۳۲ ب.ظ تعداد بازدید: 423 بازدید کد خبر:38838 چاپ خبر

به نام نامی رمضان: سلام!

0

 سیده بهناز ابوالوفایی 

به نام نامی رمضان: سلام! کمی خم، انگاری که یک نفر دستش را دراز کند که پایش را بگیرد، کمی کودک! انگاری که تازه وارد است.. و کمی هم نورانی‌، انگار‌ی که آینه باشد در برابر نور …این قد خمیده‌ی تازه وارد درخشان که سر از زیر چادر آورده بیرون و مثل یک قاش هندوانه […]

۱۴۲۴۴۳۱۴۷۵۲۲۷

به نام نامی رمضان: سلام!

کمی خم، انگاری که یک نفر دستش را دراز کند که پایش را بگیرد، کمی کودک! انگاری که تازه وارد است.. و کمی هم نورانی‌، انگار‌ی که آینه باشد در برابر نور …این قد خمیده‌ی تازه وارد درخشان که سر از زیر چادر آورده بیرون و مثل یک قاش هندوانه بالای سرمان خود می‌نماید؛ هلال ماه مبارک رمضان است.کسی که شبیه هیچ‌کس نیست؛ می‌آید و می‌رهاند از تاریکی. ناهارمان می‌شود افطار و صبحانه‌ی‌مان سحری… آخ که چقدر دلم برای سحر، برای حاج منصور ارضی تنگ شده است!
مولای یا مولای … اگر رمضان را آفریده‌ای واگر انزلت فیه القرآن را آفریده‌ای‌؛ حتماٌ مرا هم دیده‌ای! کوه بر دوش و اقیانوس در چشم…. به نام نامی رمضان سلام. غرورم دویده است در پستوی خانه و خودش را کشیده کنار برای سی روز.گنجه را می‌بندم: غیبت نکنم؛ دروغ نگویم، تهمت نزنم… یک ماه هم برای خودش کلی یک ماه است!
به چای افطار مادرم لب نمی‌زنم،«لک صمنا» باور کن!… برایم خرما می‌آورد «‌وعلی رزقک افطرنا» باور کن!… همه اش به فکر مایی مادر!… «وتقبل منا» و خدا ارحم الراحمین است «انک انت السمیع العلیم».
نکند امیدم دم‌های آخرش را بکشد؟! بین جماعتی که مرا سنگ می‌زنند تو نیامده‌ای برای تماشا… ببین! یک فراری دست و پایش را بسته… آمده است که تو رهایش کنی. دل است دیگر! اگر بشکند خرده‌هایش میرود بین دست و پای مردم و توهم که خدای مردم … غیر تو را به  دلم، به خانه‌ات راه داده‌ام…قبول! و تو غیوری و صفاتت عین ذاتت… من اصلاٌ قدر شب‌های قدرت نیستم… قبول.. اما نگاهم دار! یعنی به سیاهی لشکر هم نمی‌ارزم؟!بیست و یکم که بیاید عملیات رمضان می‌شوم و مناطق اشغالی‌ام را پس می‌گیرم… فکرش را بکن: با رمز یا صاحب‌الزمان می‌آیم…خدایا … در خودم افتاده‌ام. این چاه تاریک است… می‌روم کمی صحیفه بخوانم‌؛ از نوع سجادیه‌اش…:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَما کانَ اَطْوَلَکَ عَلَى الْمُجْرِمینَ، وَ اَهْیَبَکَفى صُدُورِالْمُؤْمِنینَ…»

 سیده بهناز ابوالوفایی/ کشکان

 

 

 

برچسب‌ها

دیدگاه

  1. درودبرشما….همیشه روشن باشی ومانا

    [پاسخ]

  2. حسین ناصری/مدیر مسئول ماه نامه آفتاب

    سلام و درود بر قلم هایی که از نفس های پاک فرمان می برند. به راستی چه زیباست هنگامی که سرچشمه هنر اعتقادات ناب اسلامی باشد.
    امیدوارم همیشه موفق و سرافراز باشید

    [پاسخ]

  3. آفرین بر شیر زنان سرزمین انتظار،معلوم است در مکتبی زینبی ادب آموخته ای،سرافراز باشی وپایدار.

    [پاسخ]

  4. درود خداوند برشما و احساستان وبرزیبایی قلمتان
    منم در طول سال همش منتظر شبهای قدر هستم
    باامیداستفاده همه

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
سایت های مرتبط