سرخط خبرها
امروز: سه شنبه, ۳۰ آبان , ۱۳۹۶ | ۰۶:۰۶:۰۸آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۸/۲۹ ،‌ ۰۱:۱۰
۲۹ بهمن ۱۳۹۲در ۱:۱۲ ب.ظ تعداد بازدید: 2,292 بازدید کد خبر:20089 چاپ خبر

گزارش تصویری- تشریحی/ مقبره ی ویران شده ی داودرشید

0

مقبره ی داود رشید در هشت کیلو متری شمال شرقی شهرستان کوهدشت گنبدی به نام “داود رشید” وجود دارد که بنای مستحکمی ساخته شده از سنگ ، آجر و ساروچ  دارد. سنگ های خوش تراش ، آجرهای قطور و ساروچی که بعد از گذشت این همه سال به سختی می توان قطعه ای از ن […]

مقبره ی داود رشید

در هشت کیلو متری شمال شرقی شهرستان کوهدشت گنبدی به نام “داود رشید” وجود دارد که بنای مستحکمی ساخته شده از سنگ ، آجر و ساروچ  دارد. سنگ های خوش تراش ، آجرهای قطور و ساروچی که بعد از گذشت این همه سال به سختی می توان قطعه ای از ن را از دیوار جدا کرد. این گنبد بر فراز تپه ای ساخته شده و فاصله آن تا تنگه باستانی فقط یک کیلو متر است . حیاط بزرگی به مساحت چهارصد متر مربع دارد که سنگ پی آن را از کوه های نزدیک به آنجا آورده و به زیبایی خاصی تراش داده اند و سپس روی هم چیده و بند کشی ظریفی از جنس ساروچ بر استحکام آن افزوده است.

قبل از انقلاب صحن اصلی آرامگاه که محل دفن شخص “داود رشید” است ، به مساحت تقربا چهل متر مربع، دارای سقف گنبدی ، طاقچه های کاشی کاری و سنگ فرش زیبایی بود. کاشی هایی به رنگ آبی که آیات قرآن بر آن نوشته شده بود و شمعدان بزرگی که برای جا به جا :ردن آن دو نفر لازم بود ، این زیارتگاه را پر رونق نشان می داد ، درب ورودی حیات از سه قطعه سنک به طول هر کدام دو متر ساخته شده بود که دو قطعه در دو طرف و مقابل هم در زمین علم شده بود و یک قطعه روی آنها قرار داشت به گونه ای که یک آدم قد بلند برای وارد شدن به حیاط لازم نبود قد خم کند و بر روی هر کدام از این سنگ ها صحنه هایی از شکارگاه ، اسب و سوار ، زنان در حال شیون و خطوطی پیچ در پیچ و ناحوانا و رمز آلود حک شده بود.

حیاط از دو قسمت تشکیل شده بود. در یک قسمت امواتی را دفن کرده بودند که طبق تاریخ روی سنگ قبر ها قدمتشان به ۶۰۰ الی ۷۰۰ سال می رسیدو در قسمت پشتی حیاط سنگ های صافی وجود داشت که در کنار هم چیده شده بو و صحن حیار را بسیار صاف و زیبا کرده بود.  طاق گنبدی از آجر است و ملات محکمی از ساروچ را روی آن مالیده اند و به اصطلاح امروزی سفید کاری کرده اند که قطر ملات تقریبا پنج سانتی متر است.فاصله این گنبد تا رودخانه کم آبی که از تنگه جاری می شود ، یکصد متر و تا چشمه معروف ” گرمه خانی” تقریبا یک کیلومتر است. هم اکنون منطقه وسیعی از محیط جغرافیایی دشت پهناور کوهدشت به همین نام ” داود رشید” نامگذاری شده و سه روستای قدیمی به نامهای داود رشید علی خان ، داود رشید شاه نظر و داود رشید خسرو در سه طرف این گنبد قرار دارد.

تاریخ ساخت این گنبد به درستی معلوم نیست اما از نوع معماری آن چنان بر می آید که بایستی متعلق به دوره اتابکان و قرن ششم هجری باشد. عده ای داود رشید را فرزند هارون الرشید می دانند که البته در هیچ کتاب و تذکره ای چنین ادعایی ثابت نشده است. عده ای او را از فرمانراویان قرن ششم و از اتابکان لر می دانند که فرمانروایی دشت کوهدشت را به عهده داشته است . اما نامه ای از نادر شاه افشار وجود دارد که برای ” سید والی ” از رهبران اهل حق نوشته و در آن نامه از داود رشید به عنوان امامزاده یاد شده  . سید والی از بزرگترین سادات ایل سنجاوی بوده که علاقه و ارادتی که به داود رشید داشته باعث شده که از دلفان کوچ کند و به طرهان بیاید و در نزدیکی این گنبد سکنی گزیند .نادر شاه مبلغ سیصد تومان برای ” آقا سید والی ” می فرستد و از او می خواهد که گنبد را باز سازی و مرمت نماید که ظاهراً عمر سید کفاف نمی کند.

محل سکونت ” سید والی ” بر فراز تپه کوچکی در روستای کنونی شاه نظر وجود دارد که ” جا مال والی ” نامیده می شود. روی بسیاری از سنگ قبر ها  بعد از ذکر نام و کنیت متوفی این جمله نوشته شده است ” ملازم آقا سید والی ” و معلوم می شود که ارادت مردم به سید والی به اندازه ای بوده که افتخار کنند به عنوان همراه و ملازم ایشان شناخته شوند.

در گذشته نه چندان دور مردم درایل و کوچ ، اثاثیه منزل ، روغن حیوانی ، گندم و دیگر وسایل خود را در گوشه ای از حیاط این گنبد می گذاشتند و تا برگشتن ایل سراغی از آنها نمی گرفتند و آن حیاط را به اصطلاح ” خانه بس” می نامیدند. “بَس” به معنی امن ، به معنی مکانی که دزد و راهزن اجازه ندارد ب آنجا تجاوز کند ، به معنی محلی که متبرک است و قتل و جنگ و ناسزا گفتن و کج دستی در آنجا غیر ممکن است. بعد از بازگشت ایل مردم اثاثیه خود را بر می داشتند و به جایگاه ییلاقی شان که ” زمگه ” نامیده می شد حمل می کردند.بد کاران و دزدان نیز در اطراف این آرامگاه مرتکب هیچ خلافی نمی شدند و مهره ها و نذورات داخل آن را هیچ کس بر نمی داشت.

متاسفانه امروزه از آن بنای زیبا ، آن همه کاشی کاری و ظرافت فقط ویرانه ای بر جا مانده . دیوارها به امید پیدا کردن عتیقه تخریب شده  ، صحن اصلی نابود شده و فقط دیوار های قطور باقی مانده و هیچ نشانی از آبادانی و زیارتگاه در آن به چشم نمی خورد.

روبروی این بقعه تپه ای وجود دارد که محل دفن خرد سالان بوده . مردم جنازه ی بچه ها را در قبرستان اصلی اطراف بقعه دفن نمی کردند و معتقد بودند که بزرگتر ها در مسیر زندگی دچار خطا و لغزش شده اند و گناهکارند. نمی خواستند بچه های پاک و معصوم را در قبرستان بزرگتر ها دفن کنند تا گناه آنها به کودکان سرایت نکند و به همین دلیل گورستان بچه ها جدا و دور از گورستان اصلی بود. هیچ کس شاخه ای از درختان بلوط کهن سال اطراف گنبد را نمی شکست و حتی اگر درختی به علت کهنسالی بر زمین می افتاد و می خشکید ، کسی چوب آن را جهت سوخت زمستان به منزل نمی برد .

ریشه اینگونه رفتارها را باید در اعتقادات راسخ مردم ، پای بندیشان به مذه ، نقش سادات و تا حدودی نا آگاهی ، بیسوادی و بی خبری از دنیای جدید ، علوم جدید و پیشرفت های جدید جست. اما هر چه باشد بیشترین گناه به گردن مسئولین میراٍ فرهنگی است . زیرا آثار به جا مانده از نیاکان ما یکی پس از دیگری رو به نابودی است و “داود رشید ” هم از این  قاعده مستثنی نیست.

از میان همه تاریخ ها ، قرائت ها و برداشت ها از شخصیت داود رشید آنچه بر همه می چربد و بیشتر ورد زبان مردم است ، امام اده بودن اوست . سینه به سینه نقل شده که داود رشید از امامزادگانی است که به محض ورود سپاه اسلام به ایران و حمله اعراب به نهاوند که نهایتاً به شکست ساسانی انجامیده ، در این محل فوت و دفن شده است . به هر طریق چون شجره نامه واضح و مکتوب پیرامون نژاد ، تبار و دین این شخص وجود ندارد ، قضاوت در مورد آن سخت و غیر علمی است . شیعه بودن بومیان این منطقه و ارادتشان به اهل بیت به حدی بوده که چشمه های روان ، تک درختها و هر نشانه ای را گذرگاه ، استراحتگاه و یا اقامتگاه امامان و امامزادگان تلقی کنند تا با پناه جستن به آنها ترس خود را کاهش داده و حاشیه امنی برای خود به وجود آورند.

در کوه ها و تپه های اطراف ، سمگ چینها و توده هایی از سنگ های متفرقه وجود دارد که ” دیارگه” نامیده می شوند. به این معنی که هر رهگذر از هر جانب که به سمت این منطقه در رفت و آمد بوده ، هر گاه پس از پیمودن سر بالایی ها چشمش به گنبد داود رشید افتاده ، همانجا سمگی برداشته و روی دیگر سنگ ها قرار داده و صلوات خوانده است. از مناطق هومیان ، تنگ گراز و کله گاو راه در اولین محل نمودار شدن گنبد چندین جا سنگ روی هم تلنبار شده و هم اکنون هم عده ای ای کار را انجام می دهند.

منطقه داود رشید در دوران رضا شاه و جنگ هایی که بین حکومت مرکزی و حکام لرستان شکل گرفته بود ، تاریخ پر ماجرایی داشته . تنگه داود رشید محل آذوقه رسانی حکومت مرکزی از بخش چگنی به اردوی ” امیر احمدی ” بوده. سواران و تفنگداران مرحوم امیر اعظم در این تنگه به کمین نشسته و مانع ارسال آذوقه به اردو شده اند و همیشه زد و خورد هایی در آنجا شکل گرفته است.

شخصی به نام  “ططربگ” در همان دوره ی کپر نشینی در مجاورت گنبد زندگی می کرده است. او از آدم های صاحب نفوذ و با عرضه بوده ، فکری ضد دولتی داشته و با سپاه امیر اعظم همدست بوده است. منزل او محل امنی برای تفنگ چیان طرهانی بوده . زمین های اطراف گنبد به نام ” ططر بگی” معوفند . قبر او در ضلع جنوبی گورستان قرار دارد که دارای دو  سنگ قبر است. تاریخ یکی از سنگ ها ۱۳۴۹ قمری و دیگر ۱۳۵۱ است که معلوم نیست چرا روی یک قبر دو سنگ به کاسر گذاشته شده است. میله ی سنگی دو متری بالای سر متوفی علم شده که صحنه های شکار و رزم بر آن حک شده است .در کتاب عملیات لرستان نوشته کاوه بیات از این کد خدا به نام “طغرل بیگ “یاد شده است.

هم اکنون طوایف درویش ، میر بگ ، چم زکریا ، نورعلی و طولابی و سادات اهل حق در روستا های اطراف گنبد ساکنند و مردگان خود را آنجا دفن میکنند.

این گورستان قدیمی است و باور های عامیانه ، آداب و رسوم ، فرهنگ مردم و طرز عزاداریشان همه و همه روی سنگ قبر ها حک شده . صحنه های شکار ، زنان به صف ایستاده ی در حال شیون ، رقص مرگ مردان ” هی را هی را ” ، فعالیت زنان روستایی در حال بافتن قالی “تمدار” ، آینه و شانه ، آفتابه و مهر و سبیح و آینه را به زیبایی هنرمندانه روی سنگ قبر ها حک کرده اند که اگر کسی بخواهد پیرامون مردم شناسی تحقیق کند ، منبع خوبی برای یافتن عکس و اطلاعات است.

هیچ نشانه ای از قبل از اسلام از قبیل آتشکده و تاج و نیزه روی سنگ ها حک نشده و معلوم می شود که قبرستان بعد از ورود اسلام به وجود آمده و خیلی هم قدیمی نیست. اما در تپه های اطراف قبور قبل از اسلام وجود دارد که حلقوی است و در آنها کوزه و وسایل فلزی پیدا شده است.

 

پژوهش‌: استاد کرم دوستی

عکس ها از : جواد دوستی

 

DSC01361

DSC01378

DSC01390

DSC01367

DSC01349

DSC01359

DSC01330

DSC01333

DSC01387

DSC01327

DSC01328

DSC01329

DSC01325

DSC01320

 

 

برچسب‌ها

دیدگاه

  1. خسته نباشید .خیلی خوب بود مسولان رسیدگی کنند.

    [پاسخ]

  2. جناب آقاي دوستي سپاسگزاريم

    [پاسخ]

    سوری در :

    آقای بازوند به کارت برس شما راچی به نظر دادن.

    [پاسخ]

  3. ( هم اکنون طوایف درویش ، میر بگ ، چم زکریا ، نورعلی و طولابی و سادات اهل حق در روستا های اطراف گنبد ساکنند)
    همون کسایی که عاشورا ها و تاسو عاهای زیادی بلندگو دست میگیرند و فریاد می زنند که ما اهل کوفه نیستیم…ما اگر روز عاشورا بودیم ..اگر حسین به عرب ها اعتماد نمی کرد و فلان و بیسار و بهمان..
    خب …حسین نیست…بهانه که هست…یکیش همین …بسم الله.
    شعار دادن و متن ادبی نوشتن و کار رو گردن کسای دیگه انداختن اشتباهه.
    مدیر عزیز سایت که خیلی از نوشته های بنده رو انعکاس نمیدی،لطفن این نظرو نمایش بده که امثال آقای اسماعیل دوستی و پیریایی و هزار و صدو بیست کوهدشتی دیگه که اونور آبادی های کوهدشت زندگی میکنن،و میلیون ها تومن هزینه میکنن برای نشست ها و کارایی که هیچ کدومشون اعتقادی بهش ندارن،تا یه روز خوب و خوش کنار هم داشته باشن،ببینن و بدونن که فرهنگ و تمدن و کهنه بودن تاریخ رو نمیشه عوض کرد.پس بالا ببریدشون.
    به خدا قسم اگه فقط یه ضریح داشته باشه خیلی طول نمیکشه که خرج کارای دیگه شو در میاره.
    جناب آقای کرم دوستی عزیز همین خود شما تا حالا چند بار متن نوشتی و یه گوشه چشمی به این قضیه داشتی؟؟بله.منم معتقدم((ای سکوت، ای مادر فریادها،ساز جانم از تو پرآوازه بود،،،))ولی باز از دست رو دست گذاشتن بهتره چون مسئولین ما شدیدن به پابند هستن که سکوت علامت رضایته..
    پس هر کی لاله،هرکی نمیخواد حرف بزنه،هر کی میترسه،راضی تره/

    [پاسخ]

    ناشناس در :

    آقاي بي راه
    اگه اسماعيل دوستي بياد براي اين مقبره خرج كنه خود شما ميگي : هَه حاجي اسمايل مِنَه خِرِت اَرا مِرده خرجه مهي نمياي برسينه داي زنيه له . مرده خرج اراچه سه !!!
    بيخود به اين و اون حمله نكن داداش

    [پاسخ]

    بي.راه در :

    فداي چشات بشم،آخه كجاي اين نوشته من به آقاي دوستي گفته شده بياد مقبره بسازه؟؟
    مرده ها كه رفتن كيفشو ببرن!
    زنده هام والا چيزي نديدن.
    شمام يا نميبيني يا نميخواي ببيني البته يه چيز ديگه م هست،اينكه شايد خودتون خير ديده اي.
    چطوره صاحبان امر واسه گنبد شاهزاده محمد ميتونن سالي يه با سرويس بهداشتي مجهز بسازن؟
    خود من ميگفتم ملكشاهي تا رسيد رومشگانو آباد كرد.ولي دمش گرم.خب رومشگان باعث بالا رفتنش شد اونم قدر شناس بود.
    بردن 2-3 جوون يا اصلن20000جوون سر كار اونم تو تهرون كه نشد حرف.
    همون سالاي اول ميتونست جاده ي داوودرشيدو درست كنه،،،كو؟من كه چيزي نميبينم.
    چرا كاسه داغتر از آش شدي شما؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    ناشناس در :

    شما نگفتي ” به خدا قسم اگه فقط يه ضريح داشته باشه خرج كاراي ديگه شو درمياره ” ؟! اين يعني چي ؟
    اين جمله مال شما بود ديگه !
    اگه به شاهزاده محمد برسن كار خوبي مي كنن چون سالانه از چند استان كشور هزاران هزار زائر داره و اين طبيعي است كه بايد به قطب گردشگري مذهبي لرستان بهش برسن
    اون كاري كه رومشكان براي ملكشاهي كرد ، داويرش براي دوستي نكردچون هم از نظر تعداد برابر نيستند هم داويرش وحدت ندارن . در پايان بگم كه اتفاقاً اگه خبر نداري بدون كه در اين شرايط سركار بردن حتي يك جوان سخت ترين كار جهانه . يه سر برو دفتر دوستي در تهران ببين چه خبره . همون ملكشاهي كه سنگشو به سينه مي زني آدمو تحويل نمي گيره ، ولي دوستي هنوز آدم ميريزه روي سر و كله اش .
    دوستي در استان لرستان مسئوليتي نداره كه بخواد آسفالت بريزه
    ضمناً بنده كاسه داغ تر از آش نيستم .

    بی.راه در :

    اگه به میر ملاسم برسن قطب میشه.  وای به حال شهروندی که شما باشی و سختترین کار جهانو سر کار بردن یه جوون بدونی. من نه به ملکشاهی رای دادم ،نه اصلن عدالتشو قبول دارم.ولی انصافن کم نذاشت برا رومشکان. بله آقای دوستی شخص بسیار متدین و پرطرفداریه.منم قبولش دارم.ولی فراتر از مرزای کوهدشت موشک هوا کردنم اشتباهه تا زمانی که خودمون کمبودایی داریم که صدالبته به دست ایشون و امثال ایشون حداقل سر سامون میگیرن. خلاصه ی کلام ..جمله ی آخرتون نقض تمام حرفاتونه. ((دوستی در استان لرستان مسئولیتی نداره که بخواد آسفالت بریزه چه مسئولیتی بالاتر از هم شهری بودن با من و شما؟؟

    بی.راه در :

    چرا جملاتم نصفه نیمه رو سایته؟
    رسالت رسانه ای چی شد که همش از اون دم میزنید؟
    یه مدیر سایت حق نداره جملاتو کوتاه و بلند کنه.

    ناشناس در :

    آقاي باسواد
    منظورم از مسئوليت ، اختياره . اختيار
    دوستي در لرستان كار دستش نيست تا براي تو آسفالت بريزه
    ضمناً يه خورده اطلاعاتت رو ببر بالا تا بدوني سركار بردن مردم چقدر سخته . دوستي در همون تهران داره موشك هوا ميكنه ولي براي جوان كوهدشتي . اميدوارم بفهمي چون اگه نفهمي كاري از دست من ساخته نيست !

    ناشناس در :

    گیون مه چال تینیت.

    [پاسخ]

    ....... در :

    بی.راه جان این قدر تیز و تند نباش.
    برادر من اگه زیادی برا این مردم دل بسوزونی خودتم با آتیشش میسوزی،قدر نمیشناسن که.
    شما هم حق داری و گفته هات قبوله ولی یه تنه نمیشه کاری کرد.
    اگه کسی داری که همراهت باشه یه حرفی…ولی اگه تنهایی کارت به جایی نمیرسه عزیزمن.

    [پاسخ]

    دل شکسته در :

    بی.راه!
    اون شمعو من روشن کردم.
    افاقه نکرد.

    [پاسخ]

  4. پژوهش از کرم دوستی .عکسها از جواد دوستی .مانده همت اسماعیل دوستی.

    [پاسخ]

  5. سلام اقای دوستی لطفا مشخص کنید که داوود رشید از سادات است یا نه که اگر باشد می توانید شجرنامه ای برای ایشان از دفاتر معتبر قم تهیه کنید

    [پاسخ]

  6. از بزرگی ططربگ بارها شنیده ام لطفا اگر می توانید از این مرد بزرگ بیشتر توضیح دهید تا مردم با این بزرگ مزد بیشتر اشنا شوند

    [پاسخ]

  7. به نیت توجیه ناگفته ها، و انعکاس ندادن نوشته ها توسط مدیر عزیز سایت ، تاسوعا و عاشورا را بهانه کردن از خدا پرستی بدور است.برادران بزرگواری که تحت عناوین بی راه و ناشناس در زد و خورد فرمایشات هم قرار گرفته اید، همه میدانند که هردوی شما از یک دیارید و اهل داوودرشید،بزرگواری کنید و بی راهه نروید.
    استاتیدبزرگوار ،آقایان کرم دوستی و جواد عزیز،خداقوت،دست مریزاد.

    [پاسخ]

    ناشناس در :

    آقاي ميناپور
    خودتان فهميديد چه گفتيد ؟ قصد بي ادبي ندارم ولي معني جمله اول را نفهميدم . البته به احتمال قوي مشكل از فهم بنده است

    [پاسخ]

  8. علی دوست رضایی فرد

    سلام بر همولایتی های فهیم و دلسوزم آقایان کرم دوستی،جواد دوستی،ناشناس ،بی . راه ودیگر عزیزان همراه همه همدردیم پس بیایید دست در دست هم دهیم به مهر تا میهن (ولایت)خویش را کنیم آباد و یا بقول قدیمی ها ((دسکم بگر یه دس دنگ نیری طاقت و تونای روژ تنگ نیری بیایید بجای تخریب به یاری هم بشتابیم تا اگر کوتاهی شده که انشاا… نشده است جبران شود . ارادتمند همه ی دوستان و دلسوزان شهرمان علی الخصوص ولایت خوبمان داودرشید هستم.

    [پاسخ]

  9. استاد ارجمند جناب آقای دوستی .خیلی زیبا بود ،استفاده کردیم ،ممنون از بیان شیرینتون >
    در ضمن دوستان عزیز اگه در خصوص مقاله استاد توان سخن گفتن دارید ( علمی ، تحقیقی ) کامنت بذارید وگر نه ارزش مقاله رو با این سخنان ، کم رنگ نکنید لطفا

    [پاسخ]

  10. فکر کنم بی راهو ترورش کردن.

    [پاسخ]

    سید در :

    تو چرا ترش میکنی!؟ بی راه از اسمش معلومه که بی راهه رفته تو نگران نباش..

    [پاسخ]

  11. پژوهش جامع وکامل آقای دوستی قابل تقدیر است .وهمچنین عکس های هنری عکاس جوان مهندس جواد دوستی گویا وزیباست .امیدوارم اداره اوقاف واداره میراث فرهنکی ومسولین محلی برای بازسازی این بقعه همت کنند.

    [پاسخ]

  12. ازاصل موضوع خارج نشید.خیالتون راحت هیچکس به اندازه استاددوستی ازبقعه پرستی متنفرنیست.حرفهای دوستان قشنگه.اماجاش اینجا نیست.

    [پاسخ]

  13. مردی از طرهان بزرگ

    ططربگ از بزرگان طائفه جیرانی خوشناموند هستند که در آن دوران از سیمره تا کشکان و تا بالاگریوه خرم آباد حوزه تجاری ایشان بود هر مستمندی که به ایشان مراجعه میکرد سرمایه ای در اختیار آنها قرار می داد تا به امرار معاش خانواده اش برسد ایشان بعد از برادر رشید و مجلسیش ، کدخدا حسن بیک به بزرگی در میان طائفه ادامه داد و به حد اعلا رسید که حتی امیر اشرف در جنگ هایش به پشتوانه ایشان مردم را در منزل وسیعش جمع و به سمت دشمنان مرز و بوم طرهان گسیل می دادند بزرگی ایشان به حدی بود که در چند باری که قصد عزیمت و اتراق در املاک خود در بالاگریوه را نمود امیر اشرف از ایشان درخواست همجواری با خود را نمود وایشان هم به خاطر امیر اشرف این دیار را ترک نفرمودن و ایشان در املاک خود که از داوود رشید تا خوشناموند گسترده بود منزل گزید و در آنجا دیار فانی را ترک فرمودند ططربگ دو زن را برگزید که یکی از طائفه خوشناموند و زن دیگر ایشان از طائفه شهبازی بود که از زن اول خود دوازده پسر و از زن دوم خود یک پسر داشت که این فرزند را به روایتی در همان طفولیت با خوراندن سم کشتند . ططربگ در ساعات آخر زندگی همه اقوام و پسران و برادر زاده ها را جمع کرد و به امید بیگ برادر زاده نوجوانش فرمودند تا اسناد اموالش را برایشان بخواند ایشان همه مدارک را برای عمو خواند و درآخر گفتند همه اوراق را پاره کردند و به آتش انداخت و اموالی را که به مردم طرهان و بالا گریوه داده بود همه را بخشید در این بین فرزندان معترض شدند و ایشان در جواب گفتند اموالی که در دور ور منزل هست برای نوه و نبریره شما کافیست . ایشان در ادامه فرزند ارشدش رستم خان را جانشین خود در بین فرزندان اعلام کرد و فرمودند امید بیگ را احترام کنید و به ایشان رجوع کنید تا در اموراتتان به مشکل نخورید در آن روزگار امید بیگ به رسم کدخدایان و بزرکان آن زمان با انداختن عبا به دوش و به پرداختن به رتق و فتق مردم طائفه خود و طائفه های دیگر در سنین کم حدود 13 تا 14 سال پرداخت و جانشینی برحق ، زیرک و دانا و در عین حال بسیار مقتدر و مومنی برای پدر و عموی بزر گوار خود شد اقتدار او به حدی بود که خوانین با مشورت او در آن منطقه از زمین هایی که داشتند از رایت های که داشتند مالیات می گرفتند وحتی اگر کسی از کشاورزان آن منطقه اگر مالیات نداشتند به او مراجعه می کردند و ایشان نمی گذاشتند آنان آن سال مالیات بدهند و هرکسی توانایی خدمت سربازی نداشت نمی گزاشت به پادگان ببرند و برایشان معفی می گرفتند و بزرگی خود تا آخر عمر ادامه داد و پسرانش جانشینان خوبی برای ایشان هم شدند و راه اجداد خود را ادامه دادند که همه امروز آنان را می شناسند

    [پاسخ]

  14. ضمن تقدیر وتشکر از برادران دوستی که چنین مقاله شسته و رفته ای رو نوشتن و عکس تهیه کردن ، خوبه که مردم ما اهل مطالعه و تحقیق هستند این طفلک مگه چی گفته بهش حمله می کنید آقای دوستی عضو شورای شهر تهران بیاد کوهدشت کار کنه ؟بعد اعضای شورای شهر اونجا چیکاره هستن شماها که اینقدر پی گیرین برید گردن مسئولین شهری اونجا رو بگیرید کجای کارید حواستون رو جمع کنید که چی رو از کی بخواید

    [پاسخ]

  15. ضمن تقدیر وتشکر از برادران دوستی که چنین مقاله شسته و رفته ای رو نوشتن و عکس تهیه کردن ، خوبه که مردم ما اهل مطالعه و تحقیق هستند این طفلک مگه چی گفته بهش حمله می کنید آقای دوستی عضو شورای شهر تهران بیاد کوهدشت کار کنه ؟بعد اعضای شورای شهر اونجا چیکاره هستن شماها که اینقدر پی گیرین برید گردن مسئولین شهری اونجا رو بگیرید کجای کارید حواستون رو جمع کنید که چی رو از کی بخواید.
    فرانک سبزی

    [پاسخ]

  16. عالی بود ولی کاش در مورد خود معماری توضیح بیشتری داده می شد

    درود مهندس . عالی بود ولی کاش درمورد خود سازه بیشتر توضیح داده می شد،یا عکس قدیمی که در مورد بنا داده شده به نمایش گذاشته می شد ،مقبره متعلق به اوایل دوره اسلامی می باشد که لایه زیری ان اثار سفال دوره عصر اهن و اشکانی پراکنده شده است .

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
سایت های مرتبط