سرخط خبرها
امروز: پنج شنبه, ۲ آذر , ۱۳۹۶ | ۰۷:۰۳:۵۹آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۰۹/۰۱ ،‌ ۰۸:۰۱
۲۳ بهمن ۱۳۹۲در ۷:۵۶ ق.ظ تعداد بازدید: 1,194 بازدید کد خبر:19886 چاپ خبر

از اصول غفلت نکنیم/ هادي گراوند

0

  حجت الاسلام هادی گراوند معاون نهاد رهبری در دانشگاه علوم پزشکی لرستان در طول تاریخ بشریت انقلاب های زیادی با اهداف بیداری اسلامی و … رخ داده است و خون هزاران نفر نیز به پای آنها ریخته شده،اما غالب آنها به نتیجه ای نرسیده اند.از جمله قیام های دهه اخیر؛بحرین،لیبی،مصر و تونس و … […]

 

IMG_8976

حجت الاسلام هادی گراوند

معاون نهاد رهبری در دانشگاه علوم پزشکی لرستان


در طول تاریخ بشریت انقلاب های زیادی با اهداف بیداری اسلامی و … رخ داده است و خون هزاران نفر نیز به پای آنها ریخته شده،اما غالب آنها به نتیجه ای نرسیده اند.از جمله قیام های دهه اخیر؛بحرین،لیبی،مصر و تونس و … در یک بررسی اجمالی به این نکته خواهیم رسید که غفلت از برخی اصول و نکات کلیدی باعث عدم حصول نتیجه مطلوب و مد نظر شده است اما از بین قیام هایی که در طول تاریخ بشریت با هزاران کشته رخ داده است ،نهضت ابا عبدالله الحسین علیه السلام است که آن هم به جهت ویژگی ها و اصول خاص خود قرن هاست ماندگار شده و تا قیامت هم ماندگاری خودش را حفظ خواهد نمود به راستی باید دید علل ماندگاری قیام حسینی چه اصولی بوده است ،لذا هر نهضت یا انقلابی که بخواهد دوام داشته باشد از ابتدا تا انتها و در استمرارش باید همان اصول حاکم بر نهضت امام حسین(ع) را داشته باشد. به عبارتی ما نیز برای دوام انقلاب و اهدافمان که حاصل خون هزاران لاله پرپر شده میباشد باید خود را ملزم به آن اصول نماییم.

اصل اول ؛ اصل خدا ترسی و نهراسیدن از غیر خداوند است اولین اصل ؛ اصل خدا ترسی و نهراسیدن از غیر خداوند است چنانکه ابا عبدالله علیه السلام در جواب حّر فرمودند:”شأن من ،شأن کسی نیست که از غیر خدا بترسد”.آری به راستی اگر خدا ترسی در وجود ما باشد اولین گام را در پیشبرد اهداف انقلاب و تداوم راه شهدا برداشته ایم.

اصل دوم؛اصل حق محوری و حق طلبی است دومین اصل ،اصل حق محوری و حق طلبی است اباعبدالله علیه السلام فرمودند:”عقل به کمال نمیرسد مگر به پیروی از حق” ما هم اگر تعصبات ،ناحق و جناحی را کنار بگذاریم و دنبال پذیرش حق باشیم گام دوم را نیز برداشته ایم.

اصل سوم ؛اصل پارسایی و وارستگی و حفظ حدود الهی سومین اصل،اصل پارسایی و وارستگی و حفظ حدود الهی که لازمه آن تقویت باورها و اعتقادات و ملتزم شدن به بایدها و نباید های دین است که خروجی آنها نیز مدینه ای فاضله می باشد.

اصل چهارم،اصل حریت و آزادگی است اصل چهارم،اصل حریت و آزادگی است اباعبدالله علیه السلام به حرّ فرمودند: ” حقاً تو حرّ هستی همانطور که مادرت تو را حرّ نامید.” حرّ فریب زرق و برق دشمن را نخورد. و این روزها که بحث تحقق توافق ژنو و شکستن تحریمها و رابطه با آمریکا خوراک رسانه ها و سوژه ای برای آنها شده و برخی بر این باورند که تحریم ها شکسته و رابطه برقرار شود آن هم به هر قیمتی که باشد.از طرفی مقام معظم رهبری بحث نرمش قهرمانانه را مطرح می نمایند چرا که نمیخواهند به بهانه شکستن تحریم ها عزت کشور خدشه دار شود و این نکته را اهل بصیرت به خوبی درک می نمایند.

و چه زیبا فرمود مولایمان امیر المومنین علیه السلام که : “الحَذُرَ کُلَّ الحَذَرِ مِنَ عدوکَ بعد صُلحه فَاِنَّ العَدوَّ رُبَّما قارَبَ لِیَتَفَعَّلَ فَحذ بالحَزمِ واتّهِم فی ذلک حُسنَ الظَّنِ” بعد از صلح کردن با دشمن ، از او سخت بر حذر باش چرا که دشمن گاه خود را نزدیک میکندتا غافلگیر کند.پس محتاط و دور اندیش باش و حسن ظنت را به او متهم دان.(مستدرک الوسائل ج ۱۱ ص ۴۳) آری به یقین موضع گیری های مقتدرانه مقام معظم رهبری با استناد به این رهنمودهای معصومین علیه السلام وپایبندی به اصول مذکور می باشد .

اصل پنجم :اصل بیداری یا همان بصیرت است اصل پنجم اصل بیداری یا همان بصیرت است لذا اگر می بینیم در بسیاری از آیات و روایات و ادعیه و حتی تعقیبات مشترک روزانه طلب بصیرت می نماییم نشان از اهمیت آن دارد . و لذا در شأن اصحاب ابا عبدالله گفته شده :” حملوا بصائرهم علی اسیافهم ” بصیرت را با شمشیر هایشان همراه داشتند. با نگاه به روایات می بینیم عواملی همچون دنیاخواهی،نداشتن تفکر،هوا و هوس، غفلت و لجاجت باعث بی بصیرتی شده و عواملی همچون پرهیزگاری،یادخدا،تفکر و خرد ورزی،نفی وابستگی های مادی،عبرت آموزی از حوادث و همفکری با صاحب نظران باعث افزایش بصیرت میشود.

اصل ششم:اصل پایبندی به عهد و پیمان و وفاداری است ابا عبدالله علیه السلام هنگامی که به بالین مسلم بن عوسجه آمدند آیه ۲۳ از سوره احزاب را تلاوت نمودند. مسلم بن عوسجه کسی است که وقتی حضرت بیعتش را از او برداشت عرض کردند: حسین جان اگر در راه شما هزار بار کشته شوم و بدنم را تکه تکه کرده و بسوزانند باز دست از یاری شما برنخواهم داشت.آیا ما هم نسبت به آرمان های امام و شهدا و ولایت اینگونه هستیم؟ و اساساً یکی از فلسفه های راهپیمایی ها تجدید عهد و پیمان با آرمان های امام ،انقلاب و شهدا و رهبری می باشد.امیدواریم امسال هم پرشور تر از سال های قبل شاهد حضور با شکوه و با بصیرت مردم باشیم.

اصل هفتم:که بسیار مهم و اساسی می باشد،اصل ولایت محوری اصل هفتم که بسیار مهم و اساسی می باشد،اصل ولایت محوری است و ملت مادامی که ولایت محور باشند و تابع و حامی ولایت باشند آسیب نخواهند دید و تمام سختی ها قابل تحمل خواهد بود.چه زیبا فرمودند امام بزرگوار ما که:”پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.” و یقیناً اگر ولایت گریزی برخی خواص بی بصیرت در سال ۸۸ نبود شاهد آن حوادث ناگوار نبودیم.چرا که خواص نقشی بسیار عمیق و اثر گذار در حوادث دارند.مقام معظم رهبری در خصوص عاشورا فرمودند:” اگر در آن مقطع،خواص از اهل بصیرت به موقع از حق دفاع میکردند،شاهد حادثه تلخی همچون عاشورا نبودیم.”

اصل هشتم:اصل غیرت دینی است اصل هشتم اصل غیرت دینی است که امروزه متأسفانه بسیار کمرنگ شده و رفته رفته کمرنگ تر می شود. مگر نه اینکه اباعبدالله علیه السلام در لحظات آخر عمرشریف شان با تکیه بر نیزه خطاب به لشکریان دشمن هنگام هجوم به خیمه ها فرمودند:”اگر مسلمان نیستید لااقل آزاده باشید.” و یکی از آثار کمرنگ شدن غیرت دینی، وضع أسف بار پوشش های نامناسب برخی جوانان می باشد.

نکته پایانی اینکه: باید به این نکته توجه داشته باشیم که به هر میزانی که از اصول فاصله بگیریم آسیب های آن گریبان خانواده و جامعه را خواهد گرفت. امید آنکه جامعه ما ،بویژه خواص و نسل جوان ما این اصول را درک نموده و به آنها پایبند باشیم تا روز به روز شاهد سربلندی،عزت و اقتدار و پیشرفت نظام باشیم.

 

 

 

 

برچسب‌ها

دیدگاه

  1. همان گونه که جامعه بدون انسان های متفکر و اندیشه مدار معنا ندارد، می توان گفت جامعه متعالی بدون انسان های برخوردار از آموزه های دینی، از مفهوم و اصالت پایدار خود تهی می شود.ازحضور جنابعالی در سایت لكنا و بیان دیدگاه و اظهار نظر نهایت قدردانی و تشکر را داریم امیدواریم که موفق و موید باشید.

    [پاسخ]

    ناشناس در :

    ازلطف حضرتعالی سپاسگذارم

    [پاسخ]

  2. حاج آقا سلام وخسته نباشيد بسيار زيبا و آموزنده بود و به نكات خوبي اشاره فرموديد اميدوارم كه همه استفاده كنيم و بهره ببريم . بسيار ممنون و اجركم عندالله

    [پاسخ]

    ناشناس در :

    ازلطف حضرتعالی سپاسگذاریم

    [پاسخ]

  3. آقاي گراوند عزيز . مي شود در همين سايت توضيح دهيد . تفسير اين آيه را ؟ممنون
    وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا.
    يا بفر ماييد : الحكم يبقي مع الكفر ولا يبقي مع الظلم يعني چي.

    [پاسخ]

    گراوند در :

    كلمه‏ى «مِن» در «من‏القرآن»، به معناى «بعض» نيست تا دلالت كند بر اينكه بعضى از قسمت‏هاى قرآن شفاست، بلكه بيان مى‏كند كه هر آنچه از قرآن كريم نازل مى‏شود، شفابخش است.
    با آنكه قرآن براى هدايتِ همه است؛ «هُدىً للنّاس» ولى تنها كسانى از اين نور بهره مى‏برند كه پنجره‏ى روح خود را به سوى آن باز كنند و لجاجت و عناد را كنار گذاشته، با روحى سالم به سراغ قرآن روند؛ «هُدىً للمتّقين» و لذا لجوجانِ بيماردل را جز خسارت نمى‏افزايد. مانند باران كه وقتى بر مردارى ببارد، بوى تعفّن برخيزد، هر چند باران زلال و پاك است.
    استدلال قرآن، ركود فكرى را شفا مى‏دهد؛ موعظه‏ى قرآن، قساوت را درمان مى‏كند؛ تاريخ قرآن تحيّر را برطرف مى‏سازد؛ زيبايى آهنگ و فصاحتش روح فرارى را جذب مى‏كند؛ قوانين و احكامش عادات خرافى را ريشه كن مى‏سازد؛ تلاوت و تدبر در آن، بيمارى غفلت را شفا مى‏بخشد؛ تبرّك به آن، امراض جسمى را شفا مى‏دهد و رهنمودهاى آن، تاريكى‏ها را روشن مى‏كند.
    شفاى قرآن با شفاى داروهاى مادّى تفاوت‏هاى زيادى دارد. داروى قرآن، ضررى را به دنبال ندارد، كهنه نمى‏شود و تاريخ مصرف ندارد. شفا يافته‏ى قرآن عامل شفاى ديگران مى‏شود. در نسخه‏ى شفاى قرآن اشتباه نيست، هميشه و در اختيار همه است، طبيب اين دارو، هم ما را مى‏شناسد، هم دوستمان دارد و هم نتيجه‏ى نسخه‏اش ابدى است، نسخه و داروى او هم مشابه ندارد.
    حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: «فانّ القرآن شفاءٌ من اكبر داء و هوالكفر و النفاق و الغى و الضلال» ، قرآن درمان بزرگ‏ترين دردهاست كه كفر و نفاق و گمراهى باشد.
    خداوند رحمت را بر خود لازم نموده است: «كتب على نفسه الرحمة» و پيامبرش را براى جهانيان، رحمت قرار داده است، «رحمة للعالمين» هم امّتش نسبت به هم رحمت دارند، «رحماء بينهم» و هم كتابش رحمت است. «شفاء و رحمة»
    1- چون قرآن از جانب خدايى است كه خالق بشر و فطرتِ اوست، قوانين آن نيز با فطرت مطابق و نجات دهنده‏ى اوست. «شفاء»
    2- آنچه از سوى خداى رحمان و رحيم باشد، رحمت است. «رحمة للمؤمنين»
    3- چون كافران به اوامر و نواهى قرآن عمل نمى‏كنند، نزول هر دستور، جرمشان را بيشتر و خسارتشان را افزون‏تر مى‏سازد. «لايزيدالظالمين الا خساراً»

    ****الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم****منظورازاین این عبارت عدم استواری واستمرار وپایداری ظلم میباشد

    [پاسخ]

    ن در :

    با تشكر

    حقير نيز با شفا بخشي قرآن موافقم ولي فكر مي كنم. هر كسي مومن نباشد و هر كسي هم با قرآن شفا پيدا نكند
    مخصوصا كسا ني كه بر ديگران ظلم روا مي دارند و با بي كفايتي خود منشا ظلم ها كلان و سازمان يا فته هستند .

    در اين آيه به وضوح ظالمان را در برابر مومنان قرار داده شايد خداوند نسبت به ظلم بيش از تدين تصنعي حساس با شند . در مجموع خيلي از فرق اسلا مي اعم از شيعه و سني خود را پرچم دار قر آن مي دانند و اعمال و رفتار خود را با همين آيات توجيه مي كنند مثلا . القاعده طالبان سلفي ها انواع ايدئولوژيك هاي افراطي كه براي بقائ خود از هيچ جنايتي فروگذار نمي كنند . شايد خطاب قرآن به ظالمين شامل اين گروههاي به ظاهر مومن ولي ظالم هم با شد
    نه صرفا كساني كه به قرآن كا فرند . شايد همين افراد با شند كه كمثل الحمار يحملون اسفار ظاهرا حامل دين ولي در اصل ظالم و توجيه گر ظلم ظالمان با شند . يامان با شد كه بزرگ ترين ظالمان در دنياي اسلام خوارج به ظاهر زاهد قاسطين و مارقين و امويان و عباسيان همگي داعيه ي خلا فت ديني داشتند و با قرآن و علوم قرآني هم بي اعتنا نبودند . صفويان هم با بسط تزوير و ريا و استفاده ي ابزاري از دين ظلم ها كردند . حديثي هم كه در ذيل آمد با زهم تا كيدي است بر تقدم نفي ظلم و ستم قبل از پذيرش تدين چون آن كس كه با ظلم دين مي ورزد يا با دين ظلم مي ورزد . يا شيعه ي صفوي است يا سني اموي . اين افراد از دين به عنوان ابزاري براي ركود در جا معه و بسط استحمار استفاده مي كنند . و با سر گرم كردن مردم به دغدغه هاي حقير سعي مي كنند آنان را از حساسيت در مورد سرنوشت اجتماعي و مسوليت خود دور كنند . و اين آغاز انحطاط و توجيه ظلم و در پي آن قشري شدن ديني است كه رسالت آن لا اقل از نظر شيعه ي اثني عشري عدالت است . عدالت عدالت .
    واي بر روزي كه شيعه ابزار طبقاتي شدن جامعه و وسيله ي ارتزاق فرصت طلبان قرار بگيرد . شعائر ديني بدون عدالت و رفع ظلم خواسته ي خوارج است كه در هر زماني پوست اندازي مي كنند . و يا خواسته ي عباسيان امويان است كه با قرآن بر سر نيزه و اعمالي نظير آن جامعه را به ركود و سكوت و توجيه وا مي دارند .

    [پاسخ]

  4. اولين اصل اصول گرايي بايد نه ظلم كردن باشد نه ظلم پذيرفتن وگرنه اگر به مردم ظلم كنيم از توحيد گرفته تا بقيه ي اصول بنيادشان بر تباهي خواهد بود . خداوند خطاب به حضرت ابراهيم فرمود لا ينال عهدي الظالمين: اين قسمتي از باشكوه ترين آيه اي است كه در قرآن وجود دارد . اري خداوند گفت اي ابراهيم عهد من به ظالمان نمي رسي هر چند از ذريه ي تو با شند . بنياد اصول گرايي علوي هم چيزي جز عدل نيست . و علي شهيد عدالت بود . سيعلم الذين ظلمو ا اي منقلب ينقلبون . هم ولا يتي عزيز آقاي گراوند ما هم به خدا دين و تشيع را دوست داريم . ولي به هركس كه دوست داري گاهي كه به انواع ظلم ها و باند با زي هاي خرد و كلا ن و اختلا س ها و … را مي بينيم دلمان به درد مي آيد و آرزو مي كنيم كه آي كاش شيعه نبوديم و يا عليه اين همه ظلم كه لا اقل شهرستان كوهدشت را پس از سال ها اين همه محروم نگه داشته همتي مي كرديم و اگر نمي توانيم مثل دين داران زندگي كنيم لا اقل همچون آزادگان بميريم.البته اين نظر شخصي وبرداشت من از مسئوليت ديني يك شيعه ي واقعي است . اميدوارم كه اشتباه بكنم .

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
سایت های مرتبط