سرخط خبرها
امروز: یکشنبه, ۱ بهمن , ۱۳۹۶ | ۰۹:۴۶:۲۲آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۶/۱۰/۳۰ ،‌ ۰۸:۳۳
۲۳ مرداد ۱۳۹۲در ۱۱:۵۷ ق.ظ تعداد بازدید: 4,919 بازدید کد خبر:13238 چاپ خبر

گزارش تصويري – تشريحي/ قلب قوم لک در روستای “پری” می تپد

0

مدتی بود خبرهایی را شنیده بودم از اینکه قبر مادر کریم خان در دهکده ی پری شهرستان ملایر است هم دیدن این گور تاریخی و هم دهکده ی پری مرا وسوسه کرده بود تا در یک فرصت مناسب به آنجا سر بزنم، تا اینکه این فرصت در یک سفر خانوادگی به دست آمد اینک شرح […]

مدتی بود خبرهایی را شنیده بودم از اینکه قبر مادر کریم خان در دهکده ی پری شهرستان ملایر است هم دیدن این گور تاریخی و هم دهکده ی پری مرا وسوسه کرده بود تا در یک فرصت مناسب به آنجا سر بزنم، تا اینکه این فرصت در یک سفر خانوادگی به دست آمد اینک شرح کوتاهی از آن سفر:

گرمای داغ ظهر تابستان هم نمی تواند از شوق ما برای دیدن روستای پری بکاهد یکی یکی روستاهای مسیر را پشت سر گذاشته به منطقه ی کمازان می رسیم هر چند نیمروز است و گرما غیر قابل تحمل می نماید اما در اینجا تاکستانها هوایی مطبوع و دل انگیز را به طبیعت هدیه داده اند. از منطقه ی جوزان عبور کرده به کمازان می رسیم. روستای سر راه ما روستای زنگنه است. پس از پرس و جو روستای بعدی را به ما نشان می دهند. اکنون حدود ۳۰ کیلومتر از ملایر به سمت اراک دور شده ایم ،ورودی روستا یک مسیر خاکی ست که از میان گورستان دهکده می گذرد.

دقایقی بعد خود را در میان کوچه های پر پیچ و خم دهکده می یابیم. در کنار دکان محقری توقف می کنیم و از پیرمرد صاحب آن چند بطری آب معدنی و مقداری خوراکی می خریم. از فرصت استفاده کرده و مقداری در مورد اوضاع تاریخی روستا و قوم زند و موضوع اصلی سفر یعنی محل دفن مادر کریم خان زند می پرسیم. يكي از اهالي مقداری برای ما توضیح می دهد از جمله به تپه ی وسط روستا اشاره می کند که اینجا خرابه های بجا مانده از خاندان زندیه است و این تپه معروف به تپه ی کریم خانی است اما از قبر مادر کریم خان زیاد اطلاعی ندارد. فقط می گوید احتمالا در میان گورستان دهکده باشد. وی اشاره می کند که هنوز افرادی در این روستا هستند که خود را به خاندان زند منسوب می دارند و خانه ی یکی از آنها را نیز نشان می دهد متاسفانه ما موفق نشدیم کسی از این خانواده را ببینیم. اما برجسته ترین اثر از دوران زندیه همین تپه وسط روستاست.

55824498520781160756

*

IMG_0591

بر روی تپه آثار دیوارهای قدیمی کاملا مشهود است. به حفاری های غیرمجاز گذشته و غارت برخی اشیا از این تپه نیز اشاره می کند و می گوید: اکنون تحت حفاظت میراث فرهنگی می باشد. خانه های روستا در اطراف تپه و بیشتر به سمت شرق تپه بنا نهاده شده اند. در میان روستا رودی کوچک جاری ست که دارای دیواره ای سنگ چین است. در اطراف آن درختان زیادی ست که بیدهای مجنون به آن منظره ای زیبا بخشیده است.

05405497822549798284

پس از مقداری گشت و گذار در کوچه های روستا به سمت گورستان روستا رهسپار می شویم. همانجایی که از میان آن به روستا وارد شدیم. گورهای زیادی با فامیلی زند و زند وکیلی به چشم می خورد. در میان گورستان آرامگاههای گلی طاقداری نیز مشاهده می شود.

38317406827767544862

*

55537158412196344590

*

g8432_201107283107

از یکی از اهالی که از آنجا در حال عبور بود سراغ قبر مادر کریم خان زند را گرفتیم اما ایشان اظهار بی اطلاعی نمود و گفت من شصت سال است که در این روستا زندگی می کنم از چنین گوری اطلاع ندارم.

اما شنیده ام که چنین گوری وجود داشته و توسط افرادی سنگ آن به سرقت برده شده است. یک ساعتی گذشته بود ما اگرچه نتوانسته بودیم به خواسته ی خود که پیدا نمودن قبر مادر کریم خان زند بود دست پیدا کنیم اما از اینکه از روستای معروف پری کمازان دیدن کرده بودیم و دهکده ای که روزگاری جولانگاه دلاوران زند بود و یک سلسله حکومتی از تاریخ ایران از آنجا برخاسته بود را مشاهده نموده بسیار خوشحال بودیم. اندکی از حال فاصله گرفته و برآستان گذشته قدم نهادم و از بلندای گورستان بر دهکده نگریسته و بر تپه ی میان آن تمرکز نمودم و رویاوار گرد و غبار اسبان جنگی قوم زند« این قوم قدرتمند لک» که از دور به طرف قلعه ی روی تپه می تاختند را مشاهده نمودم. همان ها که خبر لشکر کشی مهرعلی خان تکلو ،حاکم همدان ،برای سرکوبی سرداران زندیه را می خواستند به کریم بگ برسانند. کریم بگ پس از شنیدن این خبر فریاد برآورد: شیخه و ممه ، ویسه! آیمه ل تون کو که ن گه ایمرو روژه یه گه منه مگستم (شیخه،محمد،علی ویس نیروهایتان را جمع کنید که امروز همان روزی است که من انتظارش را می کشیدم). بی آخه «مادر کریم بگ» به فرزند نهیب زد: روله تونو ای آیمه ل کمته نمه تونینون ئه گرد ای اوردیه پلار بارینون چن روژ بی ئه انار کوی شاید ئه ی کلانه اژنمون بکویه ی لا(فرزندم با تعداد اندک نیرو توان مقاومت در برابر این لشکر را نخواهی داشت چند روزی را در کوه انار پنهان شو شاید این بلای نازل شده از سر ما دور شود) کریم بگ به مادر نگریست با لبخندی مهربانانه گفت:دا توه نو. ایسه دی نوه کوره ل ایناقه دوری برانن(مادر نگران نباش اینک نوبت فرزندان ایناق است که دوره ای حاکم شوند) از این نشئه تاریخی سرشار از شعف و شوقی وصف ناشدنی شده بودم که فریاد همراهان مرا متوجه کرد که وقت برگشتن است و باید به سمت ملایر رهسپار شویم هر چند سخت بود دل کندن از دیار دلاوران زند لک اما چاره ای جز ترک آن دیار نداشتیم و به ناچار راه برگشت را در پیش گرفتیم.

با تشکر از برادر عزیز جناب آقای سيروس عليپور که  گزارش خواندنی بالا را به همراه عكس‌ها در اختیار لکنا قرار داد. 

دیدگاه

  1. بسیار عالی بود درود بر شما و درود بر جناب علیپور عزیز. لذت بخش ترین جای این سفرنامه دیالوگ مادر و فرزندی است که اذ ذهن جناب علی پور گذشته است.

    [پاسخ]

  2. جناب اقای دوست محمدی مدیر مسئول محترم لکنا قبل از انتشار دیدگاه ها مخاطبان خود غلط املایی اونا رو ببین ودرست کن وبعد نشون بده. راستی یه طرفه میری به قاضی میری بر می گردی راضی(از)

    [پاسخ]

  3. بسیار جالب بود بخشی از ان را منتشرخواهم کرد

    [پاسخ]

  4. گزارشی روان بی تکلف و متاثر کننده بود. سپاس . به فاصله ی این خاتمی زان خاتمی عمرت باد.

    [پاسخ]

  5. بسیار شیوا وعالی بود ممنون که از زادگاه پدری من نوشتید در ضمن برای تکمیل و اشنایی بیشتر شما با روستای شهید پرور پری کتاب (قلعه پری) را به شما دوستان عزیز پیشنهاد میکنم با تشکر.

    [پاسخ]

  6. سلام به دلاور مردی که این گزارش زیبا را از سفر خود نوشته بود . من دقیقا در فاصله 3 کیلومتری از روستای پری متولد شدم ( روستای قپانبری) جایی که هزاران سال قبل صرفا به تولید قپان ( باسکول و نوعی ترازو ) می پرداخته و هنوز هم قدیمی ها این روستا را به قپان بری می شناسند . خیلی برام جالب بود که این اطلاعات را از پری خواندم و امروز خیلی به خودم و محل تولدم مفتخر شدم جالب است بدانی زبانی که هم اکنون مردم این روستا صحبت میکنن همان زبانی است که 3 هزار سال پیش مورد استفاده قرار میگرفته . تصور میکنم به لحاظ دور بودن از صحنه های نبرد و در حاشیه بودن همواره این روستاها از تاخت و تاز دشمنان بیگانه در امان بوده و به همین دلیل نسلی پاکیزه و اورزینال و خالص از ایرانی باشند اگر کمی در روستاهای اطراف پری دقت میکردید شاید اطلاعات زی قیمت بسیاری به دست می اوردید . با تشکر از شما و همه ایران دوستان و وطن پرستان بیگانه ستیز .

    [پاسخ]

    ناشناس در :

    محله بالا یا پایین ؟

    [پاسخ]

  7. آقای علیپور عزیز تز ابراز احساست شما نسبت به روستای پری زنگنه متشکریم .
    اما نژاد مردم این روستا ار نژاد لر است و کریم خان نیز به همان زبانی سخن می گفته که اکنون در این روستا رایج است(لری).

    [پاسخ]

    يعقوب در :

    باسلام برادر عزیز اول اینکه لری زبانیست و لهجه است و شما مطالعات تاریخی کنید میدونید زبان و اصالت کریم خان لک زبان بوده و از زبان باستانی لکی بیشتر از ۲۲۰ کلمه در کتاب مقدس اوستا آمده است

    [پاسخ]

  8. با تشکر و خدا قوت

    [پاسخ]

  9. با سپاس بسیار از شما از طرف نوادگان کریم خان(پشت دهم)

    [پاسخ]

  10. جناب ایمان زبان ما مردمان زند لری نیست و لکیست

    [پاسخ]

  11. با سلام و تشکر از دوست عزیز مون یک خواهشی که از دوستان داشتم این است که قوم لک خودش مستقل از کرد و لر هستش و از اقوام اولیه مادها میباشد لذا خواهشی که از دیگر دوستان لر و کرد داریم این است که لک ها رو به خودشان نسبت ندهند.اگرچه بعضی رسوم مشترک با این قوم ها دارد قوم لک ولی این مغوله هم بخاطر موقعیت جغرافیایی بوده که در همسایگی این اقوام گرامی بوده.با آرزوی موفقیت برای تمام لک زبان های آزاده

    [پاسخ]

    يعقوب در :

    درود بر شما،

    [پاسخ]

  12. آفرین آقای علیپور درود بر لک ولکستان بازماندای ازبزرگان

    [پاسخ]

  13. زبان این روستا لری مینجایی است و ساکنینش لر مینجایی.

    [پاسخ]

    هم تبار در :

    البته بحث در مورد مردمان آنروز پری می باشد نه امروز

    [پاسخ]

بیان دیدگاه

عکس/ فیلم/ صوت
«کافه کشکان»
تبلیغات و پیام ها
سایت های مرتبط